314- سرمایه گذاری به نوعی دیگر
پنیسیلین
کشاورز فقیری از اهالی اسکاتلند فلمینگ نام داشت.یک روز در حالی که به دنبال امرار معاش خانواده اش بود از باتلاقی در آن نزدیکی صدای درخواست کمک را شنید وسایلش رابر روی زمین انداخت و به طرف باتلاق دوید پسری وحشت زده که تا کمر در باتلاق فرو رفته بود فریاد میزد وتلاش میکرد تا خودش را آزاد کند فارمر فلمینگ او را ازمرگ تدریجی وحشتناکی نجات داد .روز بعد کالسکه ای مجلل به منزل محقرفارمر فلمینگ رسید مرد اشراف زاده خود را به عنوان پدر پسری معرفی کردکه فارمر فلمینگ نجاتش داده بوداشراف زاده گفت میخواهم جبران کنم شما زندگی پسرم را نجات دادی کشاورز اسکاتلندی جواب داد من نمیتوانم برای کاری که انجام داده ام پولی بگیرم در همین لحظه پسر کشاورز وارد کلبه شد اشراف زاده پرسید پسر شماست کشاورز با افتخار جواب داد بله
کشاورز:با هم معامله میکنیم اجازه بدهید او را همراه خودببرم تا تحصیل کند.اگر شبیه پدرش باشد به مردی تبدیل خواهد شد که تو به او افتخار خواهی کرد پسر فارمر فلمینگ از دانشکده پزشکی سنت ماری در لندن فارغ التحصیل شد و همین طور ادامه داد تا در سراسر جهان به عنوان الکساندر فلمینگ کاشف پنیسیلین مشهور شد سال ها بعد پسر همان اشراف زاده به ذات الریه مبتلا شد میدانید چه چیزی نجاتش داد؟پنیسیلین
313- بی خبری
سلام
من هستم ... نگران نباشید
به زودی خواهم آمد
این روزها هوا سرد شده و از کنار پنجره شکسته کلبه ما سوز می یاد ... دستام روی کیبور یخ زده. ولی دلم گرمه که بهار میشه یخ ها آب می شن و درخت ها سبز میشن. تعدادی درخت و شمشاد کاشتم (چند سالی است) دیروز داشتم نگاهشون می کردم،دیدم زرد شدن و برگاشون ریخته ..
این بار می خوام از ارتباط مهندس صنایع و جنگل بنویسم. بله جنگل، همون جایی که شیر و ببر داره،همون جایی که خرس هم داره. نقش مهندس صنایع بین سایر رشته ها مانند نقش کدام گیاه یا حیوان (مخلوق خداوند متعال) است.
نقش مهندس مکانیک شاید مثل قاصدک است که به تولید و ادامه نسل گیاهان کمک می کنه، نقش مهندس شیمی شاید مثل نقش گیاهان گوشت خوار است!!
مهندس صنایع توی جنگل چی کار میکنه؟! مشاور سلطان جنگل است و یا در دفتر جنگل بانی به دیوار آویزان شده است؟
312- چرخش دوران
از فروش بطری تا تاسیس هارودس

فروشگاه هارودس (Harrods) بزرگترین و مجهزترین فروشگاه انگلستان است که به دلیل تنوع فروش و ظاهر ویژهاش، شهرتی جهانی یافته است. این فروشگاه چند طبقه، تمامی امکانات رفاهی برای مشتریان را دارد و گفته میشود هر کسی به قصد خرید هر محصولی میتواند به آنجا مراجعه کند. تنوع محصولات آن به حدی است که بسیاری میگویند شما حتی میتوانید برای خرید یک فیل به آنجا بروید. البته شهرت بیش از حد این فروشگاه تنها، به بزرگی و حجم وسیع محصولات ارائه شدهاش محدود نمیشود، بلکه وجود سالنهای غذاخوری متعدد و رستورانهای مجلل و شیک در آن، از دیگر علل این خوشنامی محسوب میشود.
اما مدیر این فروشگاه عظیم یک تاجر مصری به نام محمد الفاید است. محمد عبدل الفاید در 27 ژانویه سال 1929 در شهر باکوس مصر در نزدیکی اسکندریه به دنیا آمد. او فرزند ارشد خانواده فقیری بود که یک معلم ساده سرپرستی آن را بر عهده داشت. به دلیل عدم توانایی خانواده، فرزندان از همان سنین کودکی به کسب و کار روی آوردند و هر یک به نوعی نیازهای مادی خود را برآورده میکردند.
محمد در ابتدا به فروش نوشابههای کوکاکولا روی آورد. او جعبههای نوشابه را از محلههای دیگر میخرید و برای فروش، به محله فقیرنشین خودشان میآورد. به همین طریق از سود اندک فروش نوشابه میتوانست لوازمالتحریر مدرسه بخرد. اندکی بعد، با بیشتر شدن نیازها و کاهش توان خریدش حرفه جدیدی آغاز کرد. این بار او به جای فروش نوشابه به فروش چرخهای خیاطی روی آورد. چندی بعد نیز با به پایان رسیدن دوران تحصیلش، شغل معلمی را برگزید و اینگونه امرار معاش میکرد. الفاید در آن دوران حتی در رویاهایش نیز داشتن عنوانی چون تاجر ثروتمند یا مدیر یک فروشگاه عظیم چون هارودس را تصور نمیکرد. اما گردش ایام این بار به کام او بود. آشنایی او با خواهر یک تاجر بینالمللی به نام عدنان خاشوجی زندگی او را به کل زیر و رو کرد.
ازدواج او با این دختر سبب شد با عنوان مسئول امور بازرگانی عدنان در عربستان سعودی مشغول به کار شود. در مدت زمان بسیار کوتاهی توانست کنترل کلیه امور را در اختیار گیرد و همانند یک تاجر باتجربه، به انجام معاملات بزرگ و سودده بپردازد. موفقیت او در این زمینه سبب شهرتش میان تجار و مدیران اقتصادی کشورهای دیگر چون امارات، هائیتی و انگلستان شد. در همین زمان با بازگشت او به مصر و افتتاح اولین کمپانی تجاری شخصیش، سلطان برونئی که یکی از ثروتمندان دنیا به شمار میرود، او را به عنوان مشاور اقتصادیش برگزید. اگرچه ازدواج با یک دختر ثروتمند عامل اصلی آغاز موفقیتهای او در زندگی به حساب میآید، اما هوش بازرگانی و شم اقتصادی او نیز از عواملیند که را از آغاز مسیر تا پایان و رسیدن به موفقیتهای بزرگتر همراهی کردهاند. بیشک، بدون در اختیار داشتن استعداد کافی و تجربههای دوران نوجوانی و جوانی، محمد هرگز نمیتوانست از عهده این مهم برآید.
سال 1974، دوران تازهای را در کارنامه زندگانی الفاید رقم زد. در این سال، او رسما وارد کشور انگلستان و شهر لندن شد و امور بازرگانی خود را در آنجا آغاز کرد. تقریبا یک سال پس از ورودش، به عضویت هیئتمدیره کمپانی بزرگ Lonrho درآمد و در نقش یک مدیر بزرگ و موفق ظاهر شد. در سال 1979، هتل Ritz پاریس را خرید و در سال 1985، به همراه برادرش علی فروشگاه هارودس را به مبلغ 5/6 میلیون پوند صاحب شد.
خرید این فروشگاه توسط الفاید، سر و صدا بسیاری ایجاد کرد. از آنجا که هارودس در مالکیت مدیر هیئتمدیره «Lonrho» یعنی رولند قرار داشت و او هم علیرغم میل باطنیش به این فروش تن داده بود، هر بار با طرح ادعایی سعی در مخدوش کردن چهره الفاید و برادرش داشت. به طوری که سرانجام در سال 1990، با اتهام دزدی به این 2 برادر، پرونده جدیدی علیه آنها ساخت. با این اتهام برادران الفاید دستگیر شدند اما اندکی بعد با درگذشت رولند همه چیز به پایان رسید و 2 برادر آزاد شدند. با اثبات بیگناهی آنها و طرح شکایت علیه پلیس بینالملل دوباره اوضاع به حالت اولیه خود بازگشت و رونق اقتصادی فروشگاه هارودس از سر گرفته شد.
از آنجا که انگلیسیها هرگز دوست ندارند در بازیهای سیاسی یا اقتصادی بازنده از میدان خارج شوند، در مقابل پیشرفتهای الفاید دست به بازی جدیدی زدند. طرح اتهاماتی چون حمایت او از گروه القاعده همواره از سوی سیاستمداران انگلیسی شنیده میشد تا اینکه او سرانجام مجبور به ترک این کشور و برگزیدن کشور سوئیس جهت اقامت شد.
جالب است بدانید که پسر الفاید در جریان تصادف پرنس دایانا در سال 1997 همراه او بوده و او نیز در آن تصادف جان خود را از دست داد.
هم اکنون محمد عبدالعزیز، کارگردان صاحبنام مصری در تدارک تهیه یک سریال تلویزیونی با عنوان محمد المصری است که درباره زندگانی محمد الفاید است
منبع: سایت کانون فارغ التحصیلان دانشگاه آزاد
311- Pomegrante mobile
پیشرفت تکنولوژی و برند سازی
سلام
بعضی وقتا که به سرعت تغییرات و بخصوص تغییرات تکنولوژی فکر میکنید از این سرعت شگفت زده خواهید شد. شاید ١۵ سال قبل داشتن تلفنی که همراه شما باشد خیلی دور از ذهن نبود ولی داشتن تلفنی که هم ریش تراش باشه،هم فهوه ساز، هم ویدیو پروژکتور، هم ساز دهنی و از همه مهمتر که یک دستگاه مترجم به پنجاه زبان زنده دنیا و ... دور از ذهن بود. و اما حالا ...
حالا امروز این موبایل شبیه سازی شده و می تونید به وب سایت مربوط به آن مراجعه کنید.
اینجا را کلیک کنید ... Pomegrante
فقط مقداری صبر کنید تا وب سایت کامل آپلود بشه
310- خانه تکانی
شب یلدا در تابستان
سلام
خیلی وقت بود که لینک دوستان وبلاگ من داشت خاک می خورد. در یک حرکت شجاعانه شروع به بررسی لینک ها کردم.
وقتی وبلاگی رو باز می کردم و می دیدم که صاحب آن سال ها است که خبری از اون نداره و شاید اون رو گم کرده و دیگر چیزی توی اون نمی نویسه، دلم می گرفت ...
همینطور که جلو می رفتم به تعداد آنها اضافه می شد تا در نهایت چیزی حدود ۶٠ وبلاگ را که قبلا لینک کرده بودم،حذف کردم. چون توی اون خونه کسی نبود!! سال ها بود که به ویرانه تبدیل شده بود.
بعد به این فکر افتادم که چرا اینطوری شده؟؟ نکنه که من هم بعد از مدتی بی خیال این وبلاگ بشم. شاید نویسنده های آنها هم از بی مهری بازدید کننده ها گذاشتند و رفتند؟! شاید که ...
راستی رو این لینک ها کلیک کنید و نظرتون را همین جا بنویسید. تا حالا شنیدین که شب یلدا توی تابستون باشه؟!؟ 
309- سال 1412خورشیدی
یک داستان از آینده- در سال 1412 خورشیدی
سلام
قبل از هر چیزی به ورودی های امسال ( 1388) رشته مهندسی صنایع تبریک میگم و برای همه آنها آرزوی موفقیت روز افزون دارم. دقیقا دوازده سال قبل بود که رشته مهندسی صنایع در دانشگاه آزاد واحد تهران شمال تاسیس گردید و تعدادی دانشجو به عنوان اولین ورودی های خود جذب نمود. این روند تا به امروز ادامه داشته و چیزی بالغ بر هشتصد دانش آموخته از این رشته فارغ التحصیل شده اند.
ولی امروز نمی خواهیم به گذشته برگردیم. می خواهیم از یک داستان واقعی که در ٢۴ سال آینده،یعنی در ٢١ شهریور ماه سال ١۴١٢ خورشیدی اتفاق خواهد افتاد با شما صحبت کنم.
قبل از هر چیزی به این نکته اشاره کنم که تمامی اسامی این داستان واقعی است و اصلا مو،لای درزش نمیره ... بنابراین هر اعتراضی دارید همین پایین بنویسید. تلفنی پاسخگو نیستم ..!! 
----------
موضوع داستان : برخورد اتفاقی بین دونفر از فارغ التحصیلان رشته مهندسی صنایع در ایستگاه مترو تقاطع پل صدر- خیابان شریعتی
ساعت ٧:٢۵ صبح روز یکشنبه 21 شهریور ماه سال ١۴١٢
مکان : ایستگاه مترو در تقاطع پل صدر- خیابان شریعتی
امیر.گ : یک بلیط دو سفره بده آقا
مسئول بلیط فروشی مترو : بفرما ... آقا بقیه پولت رو بردار
امیر. گ یک تشکر کرد و دوان دوان به سمت سکوی سوار شدن می دود ... نفس نفس میزنه، دیگه سنی از این امیر گذشته فکر کنم چیزی حدود ۵۵ سالش شده
امیر.گ : ای بابا این قطار هم که رفت حالا باید ١٠ دقیقه منتظر باشم... بهتره که بشینم
همینطور که امیر.گ داشت می شست چشمش به یک نفری افتاد که خیلی آشنا بود ... آره خودشه ... خودشه وای چه اتفاق باحالی این سیامک.ت هست!!! یادش به خیر اون قدیما با اون داداش دو قلوش تو کار لوازم خانگی بودن.
امیر.گ ،میره به سمت سیامک ... آره در یک لحظه سیامک هم اونو شناخت. به به چه روز جالبی حداقل به قطار نرسید، ولی این سیامک.ت رو دید ... چطوری سیامک ....
سیامک.ت: سلام ... چاکریییییییییییییم (مثل قدیما) چی کار کردی امیر، بابا این موها همه سفید شده
امیر.گ : روزگاره دیگه، خوبی پسر؟ اینجا چی کار میکنی؟
سیامک.ت : دنبال یک لقمه نون حلال هستم ... هاهاها
امیر.گ : مثل قدیمی، هنوز هم همونطور شوخو شنگی ... هاهاها
سیامک.ت : امیر تو اینجا چی کار می کنی
امیر.گ : دارم می رم دنبال کار بازنشستگی
سیامک.ت :نه بابا؟! ... جون امیر، دیگه با زن نشین شدی ایول، از خودت بگو ببینیم چی کار کردی
امیر.گ :هی چی تقریبا ٣٠ سال تو همون شرکت قبلی بودم و همین اواخر هم مدیر عامل و رئیس هیات مدیره شدم... نفسی می یاد و میره خوبه ٢ تا پسر هم دارم که یکی از اونها امسال مهندسی صنایع تهران شمال قبول شده
سیامک.ت :به به مبارک باشه خیلی خوبه ... هنوز تهران شمال مهندسی صنایع داره!! جالبه رفتی خودت دانشگاه شاید از قدیمی ها کسی رو اونجا دیده باشی. شاید کمکی بتونه بکنه که مثل ما درس ها رو دو دره بکنه و نمره به زور از استادا بگیره؟!؟!
امیر.گ : آره رفتم چند تا از قدیمی ها رو دیدم ولی اونا منو یادشون نبود ...!! راستی می دونی این ایستگاهی که الان توش هستیم همون دانشکده فنی تهران شمال است که ٣٠ سال قبل ما تو این ساختمان ثبت نام کردیم ...
سیامک.ت :نه بابا ... اونو خراب کردن و اینون جاش ساختن ... چه جالب
امیر.گ : آره فکر کنم سال ١٣٨٧ بود که این کار رو انجام دادن، امروز دارم می رم دنبال کار بازنشستگی و یواش یواش دارم خودمو آماده می کنم. البته یک کارگاه تولیدی برای خودم جور کردم که سرم گرم باشه ... راستی مشتری اگه تونستی جور کنی پورسانتت هم سر جاشه
سیامک.ت : هاااااان ... باشه چند درصد می دی .... هاهاها
امیر.گ : تو بیار، با هم کنار می یایم. راستی از بچه ها خبر داری
سیامک.ت : مثلا کی ؟؟
امیر.گ : حمید.الف، خیلی ساله ازش خبر ندارم ..
سیامک.ت : والا نه من زیاد با بچه ها ارتباط نداشتم هر وقت با کسی کار داشتم به اون زنگ می زدم ولی پیگیر داستان نبودم ...
امیر. گ : از سعید.م چه خبر ... هنوز وبلاگشو داره؟ چه روزهایی داشتیم. یادته بچه ها رو جمع می کرد. چه خوب بود!! همون قدیما یک دفعه آخرین باری بود که سعید این کار رو کرد و تهدید کرده بود اگه زیر ۶٠ نفر برن دیگه این گردهمایی را برگزار نمی کنه و متاسفانه همین هم شد. فکر کنم سال ١٣٨۶ یا ٨٧ بود که دیگه اون هم بی خیال شد.
سیامک.ت :آره من چند تاشو رفتم ولی دیگه فرصت نشد. نمی شد ما سرمون خیلی شلوغ بود و سر گرم کار و زندگی و پول در آوردن این جور مسائل بودیم
امیر.گ : آخه زندگی یعنی چی؟ ... یعنی همین که به این کارا برسیم و دور هم باشیم!!
شبانه روز ٢۴ ساعته که ٧ ساعتشو خوابیم، ٢ ساعت هم هر روز طول میکشه از خونه بریم محل کار و از محل کار برگردیم خونه، ٨ ساعت هم کار می کنیم، چهار عمل اصلی آدم هم ٢ ساعت رو به خودش اختصاص میده پس موند ۵ ساعت که اگه روزی ٢ ساعت هم اضافه کار بمونیم میشه ٣ ساعت برای خانواده و کلا زندگی کردن وقت داریم
سیامک.ت : اینطوری که تو حساب کردی که چیزی نموند ته اش ... تو که لالایی بلدی چرا خودت خوابت نمی بره!!
امیر.گ : من هم دارم افسوس اون سال های گذشته را می خورم که در بی خبری سپر شد و الان فکر کنم این سعید.م 35-36 سالگی تاسیس گروه مهندسی صنایع تهران شمال را داره خبر میده ... هاهاها
سیامک.ت : کاش بشه یک باره دیگه اون جمع قدیمی را دوباره دور هم ببینیم و یادو خاطره گذشته رو زنده کنیم و ببینیم کی کجاست و چی کار میکنه... الان به سعید باید بگیم که یک نشست پیر مرد های صنایع تهران شمال رو بذاره. کاش می شد برگردیم به همون قدیما- مثلا سال 1388می شد اون جمع دوستان دوران دانشگاه رو دوباره می دیدیم و ارتباط حفظ می شد ... به جون خودم اگه این ارتباط از همون قدیما خوب می رفت جلو و بعضی ها برای همدیگه قیافه نمی گرفتن و کلاس نمی ذاشتن می دونی چه چیزی می شد امروز- می دونی چه پولی می شد از توش در آورد- می دونی چه امکاناتی فراهم می شد.
امیر.گ : آره می دونم ولی نمی دونم چرا نشد ... سعید گفت و سعی هم کرد ولی نشد ... !!
سیامک.ت : همین الان هم شاید بشه کاری کرد ولی کی می خواد بره دنبالش /
امیر.گ : راستی از پرهام.م – امیر هوشنگ.ش – یاسر.ن – ابراهیم.الف – سعید.تا – محمد.پو – روزبه.الف – روح اله. م – امیرحسین.ع – کامران.ی- سامان.نو – امیر.صا – امیر. رو – مهدی.شم – سیامک. سح – علی- خو – رضا.نی – رضا. اف – کوشا.حق – علی. نع – رضا. کب – علیرضا.ام – میثم. ام – کیوان. آر – نیما. عس- رضا.آی – رامین. با – امید.بو – علی. فر – احسان.غف – امید.قر – فرزاد.ح – رضا. کب – میتن. کر- حامد.خا – جواد.خم – امیر. من – پویا. پ – علی. را – شهروز. ری – ابولفضل. ص – مسعود.ص – احسان.سرا- هادی. شع – احسان.شاه – مهران. شهس – احسان. شیخ – احسان. شیرا – محمد.تو – هانی. وح - زاهدی. گل – حامد. زرگ – مهدی. زرگ – علی.ابو- محمد. رج- یاسین.ز ... چه خبر ؟؟
می دونی کجا هستن... شاید توی وبلاگ سعید یک رد پایی بشه ازشون پیدا کرد
امیر.گ : ای بابا این یکی قطار هم رفت !!!
" و این داستان ادامه دارد،
حالا خودمونیم کسی خبر داره از این دوستان؟
این داستان ادامه داره و فقط یک قسمت دیگه خواهد داشت. شما فرصت دارید اسم خودتون رو تو این اسامی پیدا کنید و یا اینکه به این لیست اضافه کنید و یک اثری از خود برای آینده بگذارید. می تونید هم کلا خودتون رو شیفت دیلیت کنید. ولی اینطوری نشه که بعدا افسوس گذشته رو بخورید "
قسمت جالب داستان در برنامه بعدی خواهد بود ... از غافله عقب نمونید
308- چرا تا حالا درست نشده
فرار در پشت آمبولانس و ماشین آتش نشانی
وااااااااااااااااااااااااای چه صدایی خدا کمک کنه مثل اینکه یک جایی آتیش گرفته ... آره با چه سرو صدایی دارن میرن ... آژیییییییییییییییییییییییییییییییییییییییر کشون!!!
اوه این راننده رو ببین با چه خوشحالی پشت این دو تا ماشین آتش نشانی می یفته تا مسیر را سریعتر طی کنه!! امیدوارم که این ماشین های آتش نشانی به موقع به محل حادثه برسن ...
و اما چند روز بعد ... ساعت ٩ شب،محل: اتوبان چمران موضوع ماشین عروس - داستان: باز هم تعقیب و گریز پشت ماشین های امداد ولی این دفعه از نوع آمبولانس!!! اول که این داماد با خرد به آمبولانس راه نمی داد
بعد اندازه ای کنار کشید تا به محض عبور آمبولانس دوباره خودش پشت آمبولانس بیفته و با خوشحالی این تعقیب و گریز ادامه داشت ... !!! مگه زوره که بگیم که، همه آدم حسابی هستن (ضمنا مدل ماشین عروس هم چیزی تو مایه بی- ام -و بود!!)
داستان ادامه داره ... ساعت ٨ صبح،هنوز راننده از خواب بیدار نشده!! اتوبان سه لاین داره ولی در زمان شلوغ رفت و آمد تبدیل به ۵ لاین میشه. یکسری به جای اینکه بیم دو خط برونن- خط از وسطشون می گذره و این داستان ادامه دارد تا ...
ببینم شما که از این کارهای بد نمی کنید 
307- پنج سالگی
پنجمین سالروز تاسیس وبلاگ صنایع تهران شمال
سلام
مثل سال قبل و سال های قبل تر، چنین روزی یک ایمیل از من دریافت می کردید و یک یادداشت توی وبلاگ می دیدید که بیانگر بزرگتر شدن این وبلاگ بود. نوشتن کار ساده ای نیست و اینکه وبلاگ بتونه به روز بمونه و مشتری خودشو داشته باشه کار بسیار دشواری است.
خیلی عوامل از جمله حمایت شما دوستان و کامنت هایی که برای من می گذاشتید طی این مسیر را ساده تر کرد. یک روزی توی اینترنت وقتی به دنبال مطلبی در خصوص مهندسی صنایع تهران شمال می گشتم چیزی پیدا نکردم و همون روز تصمیم گرفتم که بانی این حرکت خودم باشم. الآن وقتی در موتور جستجوی گوگل این وبلاگ را جز ١٠ انتخاب اول گوگل در جستجو های مختلف از جمله "مهندسی صنایع" و "دانشگاه آزاد تهران شمال" می بینم خیلی خوشحال می شم چون این نشون می ده که این وبلاگ از طرف مراجعین خود نیز دارای جایگاهی خوبی شده است.
به هر حال این یادداشت مربوط به پنجمین سالروز تاسیس می شود که شما را به یک یادداشت و اظهار نظر در همین پایین دعوت می کنم.
موفق باشید
مباشرفر
306- مرکز آموزش کانون
مرکزآموزش و تحقیق کانون
فارغ التحصیلان دانشگاه آزاد اسلامی
سلام
این مرکز آموزش با ارائه امکانات و آموزش های مختلف به خانواده دانشگاه آزاد قصد تعالی و آموزش پایدار اعضای این دانشگاه را داشته و در همین راستا به برگزاری دوره های آموزشی مدیریتی، مهندسی، نرم افزار و ... را در این مرکز اقدام نموده است. بعلاوه اینکه در حال حاضر طی قرار دادی اقدام به اخذ تسهیلات از شرکت ایران رهجو، ارائه دهنده انواع نوت بوکهای سونی VAIO با گارانتی 3 ساله در ایران نموده است.

305- افتخاری دیگر
تجلیل از وبلاگ مهندسان و دانشجویان صنایع
دانشگاه آزاد واحد تهران شمال
این بار نوبت به رونامه فرهیختگان دانشگاه رسید تا در ویژه نامه خود در تاریخ ١٣ تیر سال جاری به معرفی این وبلاگ و ارائه یک شرح کاملی از آن اقدام نماید.
اگر یادتون باشد قبلا هم خبرگزاری ایسنا این وبلاگ را به عنوان یک وبلاگ مرجع در خصوص مهندسی صنایع معرفی کرده بود.
خیلی جالب بود که خودم از این خبر،بی خبر بودم و دوست خوبم آقای مهندس احسان غفارپور این موضوع را به من اطلاع دادند که در اینجا از ایشان تشکر و قدردانی می کنم.
304- دانشگاه آزاد اسلامی واحد تهران شمال
دانشگاه آزاد اسلامی واحد تهران شمال
دانشگاه آزاد اسلامی واحد تهران شمال 10 آبان 1365 تأسیس و با 30 نفر دانشجو حرکت دانشگاهی خود را آغاز کرد . امتیاز ثبت شده این واحد 2097 و رتبه آن « جامع ب » می باشد که با توجه به توانمندی های واحد مراتب جهت بررسی های لازم به منظور افزایش امتیازات واحد به سازمان مرکزی دانشگاه آزاد اسلامی ارسال شده است و پیش بینی می شود که امتیاز روند افزایشی داشته باشد . اسامی رؤسای این واحد و مدت زمان مسئولیت آنان به قرار زیر است:
· دکتر احمد شاهورانی از آبان 1365 الی آبان 1368
· دکتر علیرضا حسینیون از آبان 1368 الی اسفند 1368
· دکتر علی معصومی از اسفند 1368 الی اسفند 1372
· دکتر مرتضی خسروی از اسفند 1372 الی مرداد 1381
· دکتر پیمان مهستی از مرداد 1381 الی اردیبهشت 1384
· دکتر احمد یعقوب نژاد از اردیبهشت 1384 تا کنون
این واحد دانشگاهی دارای 8 دانشکده شامل دانشکده الهیات و معارف اسلامی ، دانشکده علوم انسانی ، دانشکده شیمی ، دانشکده فنی و مهندسی ، دانشکده علوم پایه ، دانشکده مدیریت و علوم اجتماعی ، دانشکده زبانهای خارجی و دانشکده علوم و فنون دریایی می باشد که در مجموع بیش از 17 هزار دانشجو در 83 رشته و مقطع تحصیلی شامل یک رشته شیمی کاربردی در مقطع دکترا و 49 رشته و گرایش در مقطع کارشناسی ارشد و مابقی در مقطع کارشناسی و کاردانی است . همچنین در مقطع دکترای تخصصی در رشته شیمی آلی و در مقطع کارشناسی ارشد در رشته های فلسفه و حکمت اسلامی ، حقوق جزا و جرم شناسی ، حقوق خصوصی ، حقوق بین الملل ، زیست شناسی دریا ، گرایش گیاهان دریا ، زیست شناسی دریا گرایش آلودگی دریا ، مهندسی شیمی گرایش مهندسی فرآیند ، مهندسی معماری با توجه تصویب شورای گسترش آموزش عالی وزارت علوم ، تحقیقات و فناوری ، این واحد دانشگاهی از سال تحصیلی 88-87 پذیرش دانشجو خواهد داشت . ضمناً پذیرش دانشجوی برادر در مقطع کارشناسی ارشد برای 3 رشته علوم قرآن و حدیث ، فقه و مبانی حقوق اسلامی و ادیان و عرفان از سال تحصیلی 88-87 نیز به عمل خواهد آمد .
فضای آموزشی این واحد دانشگاهی بیش از 35 هزار متر مربع است که با خرید و تملک زمینی به مساحت 211760 متر مربع در حکیمیه تهرانپارس ، سرانه فضای آموزشی ، رفاهی و ورزشی هر دانشجو با احداث سایت دانشگاهی به 10 متر افزایش خواهد یافت .
در حال حاضر 561 نفر عضو هیأت علمی تمام وقت و نیمه وقت در واحد تهران شمال در امر تدریس و تعلیم دانشجویان اهتمام دارند و حدود 48 هزار و694 نفر از آن فارغ التحصیل شده اند .
برای اطلاعات بیشتر اینجا را کلیک کنید
----------
آدرس و تلفن دانشکده های دانشگاه آزاد واحد تهران شمال
-
دانشکده فنی و مهندسی 4- 88777312 :تهران ، خیابان ولی عصر (عج) ، بالاتر از میرداماد ، پشت ساختمان اسکان ، کوچه قبادیان پلاک 79 کد پستی 1969633651
-
دانشکده مدیریت 22949793 - 6 و22968265 : تهران ، چهار راه پاسداران ، میدان هروی ، خیابان مکران جنوبی ، انتهای بوستان دهم پلاک 25 کد پستی 1667934783
-
دانشکده الهیات و معارف اسلامی 22600013 ,22600075 : تهران ، خیابان شریعتی ، خیابان شهید کلاهدوز(دولت ) جنب حسینیه یزدیها ، پلاک 130 کد پستی 1939635733
-
دانشکده زبان ها 22210917 – 22237146 تهران ، خیابان شریعتی ، نرسیده به میدان قدس ، ایستگاه اسدی ، خیابان موسیوند پلاک 4 کد پستی 1933915381
-
دانشکده شیمی 6 -22262563 : تهران ، خیابان شریعتی ، ایستگاه ظفر ، کوچه دفتری ، پلاک 9 کد پستی1913674711
-
دانشکده علوم انسانی 88087776 - 5و88089444 : تهران ، شهرک قدس ، (غرب ) بلوار دریا ، خیابان شفق پلاک کد پستی 1466953461
-
دانشکده علوم پایه 42- 22724939 تهران ، میدان قدس ، ابتدای خیابان دربند ، کوچه پرتوی پلاک 3 کد پستی 1971653153
-
دانشکده علوم و فنون دریایی 22173060 -22408816-22410986 : تهران ، خیابان ولی عصر (عج) بالاتر از پارک وی ، خیابان شهید فلاحی ( زعفرانیه ) نبش چهارراه آصف پلاک 14 کد پستی 1987973133
303- کارآفرینی
دکهداری که هتلدار شد
هتلهای ماریوت در جهان بسیار معروفند، ولی کمتر کسی میداند که صاحب آنها کارش را از دکههای کوچک فروش نوشیدنی شروع کرد. «جان ویلارد ماریوت» در تاریخ 17 سپتامبر 1900 در دهکده ماریوت در یوتا امریکا چشم به جهان گشود. او دومین فرزند در میان هشت فرزند «هایروم» و «الن موریس» بود.
جی. ویلارد که «بیل» نامیده میشد از همان دوران کودکی شروع به پرورش گوسفند و چغندر قند در مزرعه کوچک خانوادگیشان کرد. او به سرعت یاد گرفت که به درایت و خلاقیتهای خودش تکیه کند. چند سال بعد او گفت: «پدرم وظایف یک مرد بزرگ را به من بخشیده بود. او به من میگفت که چه چیزی باید انجام شود اما هیچگاه درباره روش اجرای آن چیزی نمیگفت. وظیفه من بود تا راهی برای آن کار پیدا کنم».
در 13 سالگی، ماریوت به دنبال کسبوکاری برای خودش رفت و با یاری گرفتن از خواهران و برادران کوچکترش شروع به کاشت کاهو در چند جریب قابل کشاورزی از مزرعهشان کرد. برداشت و فروش کاهوها در آخر تابستان دو هزار دلار برای او عایدی داشت که تمام آن را سریعا تقدیم پدرش کرد. سال بعد، هایروم با اطمینانی که به پسر بزرگش پیدا کرده بود او را برای فروش سه هزار گوسفند، بدون همراه و بهوسیله قطار به سانفرانسیسکو فرستاد.
هرچقدر که بیل بیشتر شیفته عظمت کوههای راکی میشد، بیشتر به زندگیای فراتر از مزرعه خانوادگی فکر میکرد. بدون آموزش، افقهای پیش روی او اندک بود. ماریوت، بعد از اتمام ماموریتی دو ساله برای کلیسای مورمن در نیوانگلند، برای کسب مدرک کالج، در سال 1921 به یوتا بازگشت و شهریه تحصیل را با کارهای کوچکی همچون فروش محصولاتی مثل زیرپیراهنهای پشمی جور کرد.
وقتی به زمان اتمام تحصیل در دانشگاه نزدیک شد، به فکر شروع کاری در پایتخت، هزاران کیلومتر آن طرفتر، افتاد.
او و شریکش، بعد از اینکه نتوانستند در یک مسافرت تابستانی به واشینگتن یک نوشیدنی خنک بیابند، در ماه می سال 1927 دکهای با 9 صندلی افتتاح کردند تا به مردم نوشیدنیهای خنک بدهند.
برای مطالعه ادامه مطلب اینجا را کلیک کنید
302- امکان جدید گوگل
ترجمه به پارسی
سلام،
امکان جدیدی که موتور جستجوی گوگل برای کاربران خود فراهم ساخته است، ترجمه متن های گوناگون از زبان های مختلف به زبان پارسی و بر عکس می باشد.
با این امکان جدید به راحتی می توانید متون انگلیسی را به زبان پارسی و بر عکس تبدیل کنید. البته این امکان جدید با مشکلات زیادی همراه است ولی تا حدودی قابل قبولی متن مورد نظر را به پارسی ترجمه می کند.
فقط کافی است که آدرس صفحه مورد نظر خود را در قسمت
Enter text or a webpage URL تایپ کرده و نوع زبان متن مورد نظر و ترجمه به زبان مورد نظر را انتخاب و دکمه Translate را فشار دهید. پس از چند لحظه کل صفحه و صفحات مرتبط با آن را برای شما ترجمه می کند.
خودتان امتحان کنید
ترجمه پارسی در موتور جستجوی گوگل
301- مهندس کیست، مهندسی صنایع چیست؟
مهندس کیست؟ مهندسی صنایع چیست؟
سلام
این دفعه یکی از مقالات خودم را برای شما به اشتراک می گذارم. یادم هست وقتی در رشته مهندسی صنایع قبول شدم همواره به دنبال این بودم که یک تعریف جامعی از مهندسی صنایع بدست آورم. خوشبختانه تعریف مدونی پیدا نکردم تا اینکه خودم به فکر ایجاد (تالیف، ترجمه و گرد آوری) یک تعریف مناسبی از مهندسی صنایع افتادم.
مقاله حاضر مربوط به سال 1378 است که در نشریه معتبر تدبیر، وابسته به سازمان مدیریت صنعتی به چاپ رسیده است. پس از چاپ این مقاله به دفعات و به کرات در نشریات دانشجویی مهندسی صنایع به چاپ رسید. بعضا ویژه نامه هایی که برای دانشجویان ورودی سال اول مهندسی صنایع در دانشکده های مختلف به چاپ رسیده نیز از این مقاله استفاده کرده اند.
امید است مورد قبول شما بزرگواران نیز واقع شود.
دانلود مقاله : مهندس کیست؟ مهندسی صنایع چیست؟
300- تعریف مدیریت
تا امروز ٣٠٠ یادداشت نوشته ام ...
سلام
این روزها خیلی ها از مباحث مدیریتی صحبت می کنند و همواره مشکلات را بر سر مدیریت خراب می کنند. در روز چندین بار این واژه به گوش می خورد و چند ده بار در مطالب منتشر شده از مدیریت و سوابق مدیریتی یاد می شود.
تقریبا به این واژه مثل بهره وری، کارایی بی احساس شده ایم.
مدیریت یعنی چه؟
من می تونم بگم که مدیریت کار خیلی سختی است و یا اصلا بهتره بگم که کار هر کسی نیست. اندازه تجربه خودم می تونم بگم که تعدادی مدیر ناموفق و تعدادی مدیر موفق دیده ام. همیشه سعی داشتم که نکات قوت و ضعف هر یک را به عنوان یک تجربه شخصی برای خود حفظ کنم.
امروز با بحث های داغ روزهای پایانی بهار می خواهم به تعریف مدیریت اشاره کنم. مدیریت کار سختی است، مدیریت کار مهمی است،مدیریت فقط به مباحث علمی گره نخورده است بلکه یکسری خصوصیات کاریزماتیک هم باید چاشنی آن بشود ... به هر حال مدیریت یعنی:
"فرایند بکارگیری کارا و موثر نیروی انسانی، امکانات موجود و منابع بوسیله یکسری فنون علمی جهت رسیدن به اهداف تعیین شده می باشد"
حالا جهت تشریح اینکه این فنون شامل چه چیز هایی می باشد، باید یک نیم نگاهی هم به مطالب یادداشت شده در طی این چند سال گذشته در این وبلاگ داشته باشیم.
بعضی ها هم از واژه مدیر اینچنین تعبیری دارند:
مُدیر = "مو دیر " میام سر کار
299- گزینه solver در نرم افزار Excel
Solver چیست
سلام
یکی از نرم افزار های چندکاره ای که در اختیار همگان است، نرم افزار Excel می باشد. این نرم افزار در کنار سایر نرم افزارهای خانواده Microsoft بر روی رایانه های شخصی نصب شده و با توجه به امکان ارتباطی که بین سایر نرم افزارهای این خانواده مهیا می باشد از توانمندی بالایی برخوردار است.
در منوی Tools گزینه ای تحت عنوان Add-ins وجود دارد که با انتخاب آن امکان نصب برنامه Solver را به کاربر خواهد داد. اگر بطور خلاصه بخواهم به امکانات این قسمت از برنامه Excel اشاره کنم باید به عناوین زیر بسنده شود.
امکاناتی که Solver فراهم می سازد:
1- حل مسائل تحقیق در عملیات (پژوهش عملیاتی)
2- حل مسائل Portfolio
3- حل مسائل Finance
4- حل مسائل مربوط به سرمایه گذاری
5- حل مسائل به خرید و زمانبندی
...
برای کسب اطلاعات بیشتر به همراه نمونه مسائل حل شده اینجا را کلیک کنید.
منتظر معرفی توانمندی این دسته از نرم افزارهای عمومی باشید
298- آمیزه های بازاریابی
آمیزه بازاریابی
منظور از آمیزه بازاریابی یا ترکیب بازار، این است که باید مشخص کرد چگونه باید این عوامل را در هم آمیخت .
معمولاً این عوامل را به چهار گونه اصلی طبقه بندی می کنند که عبارتند از محصول ، توزیع ، قیمت و ترویج.
استراتژی بازاریابی یعنی تنظیم و اجرای آمیزه بازاریابی .ابزار کار و تاکتیک ها در بازاریابی ، آمیزه بازاریابی است.
آمیزه بازاریابی ، آمیخته بازاریابی ، ترکیب بازاریابی ، ابزارهای بازاریابی و تاکتیک های بازاریابی، همگی واژه هایی هستند که برای ترجمهMarketing Mix به کار رفته اند . منظور از آمیزه، آمیخته یا ترکیب این است که بین این اجزاء می بایست یک نگرش سیستمی و هماهنگ برقرار باشد تا بتوانند در تاثیر گذاری و متقاعدسازی مشتریان مؤثر باشند. به عبارتی، محصول مناسب با قیمت مناسب از نظر مشتریان با توزیع مناسب و به کارگیری شیوه های ارتباطی مناسب همگی با هم عمل می کنند و اگر هر یک از این اجزا ناهماهنگ با سایرین باشد نتیجه آن کاهش اثر بخشی و کارایی مجموعه بوده و شرکت را از دستیابی به اهداف باز میدارند. اما منظور از تاکتیک یا ابزار آن است که وسیله و ابزار شرکتها برای جنگیدن در بازار و توفیق بیشتر نسبت به رقبا همین عوامل هستند
297- ترفندهای کسب و کار
مزرعهدار در تکزاس
چاک از یک مزرعهدار در تکزاس یک الاغ خرید به قیمت ۱۰۰ دلار. قرار شد که مزرعهدار الاغ را روز بعد تحویل بدهد. اما روز بعد مزرعهدار سراغ چاک آمد و گفت: «متأسفم جوون. خبر بدی برات دارم. الاغه مرد.»
چاک جواب داد: «ایرادی نداره. همون پولم رو پس بده.»
مزرعهدار گفت: «نمیشه. آخه همه پول رو خرج کردم..»
چاک گفت: «باشه. پس همون الاغ مرده رو بهم بده.»
مزرعهدار گفت: «میخوای باهاش چی کار کنی؟»
چاک گفت: «میخوام باهاش قرعهکشی برگزار کنم.»
مزرعهدار گفت: «نمیشه که یه الاغ مرده رو به قرعهکشی گذاشت!»
چاک گفت: «معلومه که میتونم. حالا ببین. فقط به کسی نمیگم که الاغ مرده است.»
یک ماه بعد مزرعهدار چاک رو دید و پرسید: «از اون الاغ مرده چه خبر؟»
چاک گفت: «به قرعهکشی گذاشتمش. ۵۰۰ تا بلیت ۲ دلاری فروختم و ۸۹۸ دلار سود کردم.»
مزرعهدار پرسید: «هیچ کس هم شکایتی نکرد؟»
چاک گفت: «فقط همونی که الاغ رو برده بود. من هم ۲ دلارش رو پس دادم.»
296- منابع انسانی
تنبل های خوشحال
سلام،
این روزها خیلی از این تکنیک های مختلف از جمله مباحث منابع انسانی مد شده است. ولی این حوزه هم مثل سایر حوزه های مختلف دچار این مشکل شده است که یکسری مفاهیم وجود دارد ولی این مفاهیم در عمل درست پیاده سازی نمی شود. درست پیاده نشدن مفاهیم کار را به جایی رسانده است که خیلی ها می گویند این ها تئوری است و در عمل چیز دیگری حاکم می باشد... البته من کاملا با این حرف مخالف نیستم (در یکسری از موارد) ولی خود این مساله آفتی شده است به جان این تکنیک ها ولی در کل اگر به سابقه این تئوری ها مراجعه کنیم می بینیم که در یک جایی از دنیا پیاده سازی شده و جواب داده،پس نمی توان تمامی مشکل را بر سر تئوری بودن آنها انداخت بلکه خود ما نیز مقصر اصلی این مساله هستیم. هر فردی فراخور حال خودش ...
عدم پیاده سازی موفق تکنیک های منابع انسانی = تنبل های خوشحال
295- همایش
اولین همایش سراسری رویکردهای نوین در مهندسی صنایع
٢٣ و ٢۴ اردیبهشت ماه سال ١٣٨٨ به همراه چهار کارگاه تخصصی
نمایشگاه جانبی به مدت ۵ روز از ٢١ الی ٢۵ اردیبهشت
بازدید و تورهای آموزشی
مکان: دانشگاه غیر انتفاعی شمال - آمل
زمان ٢١ الی ٢۵ اردیبهشت ماه
جهت کسب اطلاعات بیشتر می توانید با آقایان
مهدی ریاحی - رئیس کمیته دانشجویی انجمن مهندسی صنایع ٠٩١٢١۶١۵۶٢٢
هامون طهماسبی - دبیر کمیته دانشجویی ٠٩١٨٨١١۶۶۵١
احد خلجی - مدیر اجرایی همایش ٠٩٣۵۴٣۴١٧٨٨
تماس حاصل فرمایید
294- کانون در سال 1388
برنامه های کانون فارغ التحصیلان دانشگاه آزاد در سال ١٣٨٨
سلام
امسال هم مثل سال های قبل کانون فارغ التحصیلان دانشگاه آزاد نسبت به ارائه خدمات جدید و تمدید سرویس های قبلی خود اقدام کرده است.
برای عضویت در کانون اینجا را کلیک کنید.
١- اطلاع رسانی گسترده و معرفی توانمندی ها و ظرفیت های اشتغال فارغ التحصیلان به بازار کار کشور
٢-ارائه کارت عضویت کانون با امکان بهره مندی از اماکن و فضاهای فرهنگی و پژوهشی و ورزشی دانشگاه
٣- معرفی به باشگاه فرهنگی و ورزشی انقلاب با تسهیلات ویژه ( تخفیف نیم بها)
۴- ارائه خدمات مراکز آموزشی معتبر با ارائه تخفیفات ویژه (ماهان-مجتمع فنی- کیش ایر-طرح نوین- سازمان مدیریت صنعتی و ...)
۵- استفاده از تخفیف نیم بهای اشتراک روزنامه همشهری
۶- ارائه تسهیلات اینترنتی پرسرعت با بیش از ۵٠ درصد تخفیف
٧- دعوت به جشن های بانشاط فرهنگی و هنری
٨-برگزاری تورهای تفریحی،سیاحتی و ...
٩- فروش لپ تاپ با شرایط ویژه (ایران رهجو ... تلفن ٨٣٠٠)
جهت کسب اطلاعات بیشتر با شماره تلفن ٨٨٧٧٧۵٠٢ تماس حاصل فرمایید
293- نقشه ترافیک تهران
نقشه ترافیکی تهران
خیلی خوبه که قبل از انتخاب مسیر حرکت، یکبار این نقشه را دید ... ولی فکر کنم توی ساعات شلوغ تهران همه جای نقشه به رنگ قرمز باشه
روی لینک زیر کلیک کنید
http://78.38.206.135/trafficmap/map.asp
292- چرچیل
آموخته های چرچیل
سلام
یکی از دوستان این ایمیلی ارسال کرد که مطلب زیر در آن نوشته شده بود ... دیدم خالی از لطف نیست که آن را برای شما به اشتراک بگذارم.
میگن یه روز چرچیل داشته از یه کوچه باریکی که فقط امکان عبور یه نفر رو داشته… رد می شده… که از روبرو یکی از رقبای سیاسی زخم خورده اش می رسه… بعد از اینکه کمی تو چشم هم نگاه می کنن… رقیبه می گه من هیچوقت خودم رو کج نمی کنم تا یه آدم احمق از کنار من عبور کنه… چرچیل در حالیکه خودش رو کج می کرده… می گه ولی من این کار رو می کنم…
291- بوی بهار
سال نو مبارک 

به به ... این روزها به خوبی بوی بهار به مشام می رسد. چه زیبا یکسال گذشت، یادش بخیر اون قدیما وقتی شب عید می شد کلی مشق عید و پیک نوروزی می دادند ولی فکر کنم این روزها دیگه کسی از این کارا نمیکنه 
امیدوارم سال 1388 سالی پر بار و مملو از موفقیت برای شما دوستان عزیز باشد و در این سال جدید به همه آرزو های قشنگتون برسید.
سال نو مبارک
مباشرفر
290- من آدم خوش شانسی هستم
ریچارد وایزمن
روانشناس دانشگاه هارتفوردشایر
چرا برخی مردم بی وقفه در زندگی "شانس" می آورند درحالی که سایرین همیشه "بدشانس" هستند؟
مطالعه برای بررسی چیزی که مردم آن را "شانس" می خوانند، ده سال قبل شروع شد.
می خواستم بدانم چرا بخت و اقبال همیشه در خانه بعضی ها را می زند، اما سایرین از آن محروم می مانند. به عبارت دیگر چرا بعضی از مردم "خوش شانس" و عده دیگر "بدشانس" هستند؟
آگهی هایی در روزنامه های سراسری چاپ کردم و از افرادی که احساس می کنند خوش شانس یا بدشانس هستند خواستم با من تماس بگیرند.
صدها نفر برای شرکت در مطالعه من داوطلب شدند و در طول سال های گذشته با آنها مصاحبه کردم، زندگی شان را زیر نظر گرفتم و از آنها خواستم در آزمایش های من شرکت کنند.
نتایج نشان داد که هرچند این افراد به کلی از این موضوع غافلند، کلید خوش شانسی یا بدشانسی آنها در افکار و کردارشان نهفته است.
برای مثال، فرصت های ظاهرا خوب در زندگی را در نظر بگیرید. افراد خوش شانس مرتبا با چنین فرصت هایی برخورد می کنند، درحالی که افراد بدشانس نه.
با ترتیب دادن یک آزمایش ساده سعی کردم بفهم آیا این مساله ناشی از توانایی آنها در شناسایی چنین فرصت هایی است یا نه.
به هر دو گروه افراد "خوش شانس" و "بدشانس" روزنامه ای دادم و از آنها خواستم آن را ورق بزنند و بگویند چند عکس در آن هست.
به طور مخفیانه یک آگهی بزرگ را وسط روزنامه قرار دادم که می گفت: "اگر به سرپرست این مطالعه بگویید که این آگهی را دیده اید 250 پوند پاداش خواهید گرفت."
این آگهی نیمی از صفحه را پر کرده بود و به حروف بسیار درشت چاپ شده بود.
با این که این آگهی کاملا خیره کننده بود، افرادی که احساس بدشانسی می کردند عمدتا آن را ندیدند، درحالی که اغلب افراد خوش شانس متوجه آن شدند.
مطالعه من نشان داد که افراد بدشانس عموما عصبی تر از افراد خوش شانس هستند و این فشار عصبی توانایی آنها در توجه به فرصت های غیرمنتظره را مختل می کند.
در نتیجه، آنها فرصت های غیرمنتظره را به خاطر تمرکز بیش از حد بر سایر امور از دست می دهند.
برای مثال وقتی به مهمانی می روند چنان غرق یافتن جفت بی نقصی هستند که فرصت های عالی برای یافتن دوستان خوب را از دست می دهند.
آنها به قصد یافتن مشاغل خاصی روزنامه را ورق می زنند و از دیدن سایر فرصت های شغلی بازمی مانند.
افراد خوش شانس آدم های راحت تر و بازتری هستند، در نتیجه آنچه را در اطرافشان وجود دارد و نه فقط آنچه را در جستجوی آنها هستند می بینند.
تحقیقات من در مجموع نشان داد که آدم های خوش اقبال براساس چهار اصل، برای خود فرصت ایجاد می کنند..
اولا آنها در ایجاد و یافتن فرصت های مناسب مهارت دارند،
ثانیا به قوه شهود گوش می سپارند و براساس آن تصمیم های مثبت می گیرند.
ثالثا به خاطر توقعات مثبت، هر اتفاقی نیکی برای آنها رضایت بخش است،
و رابعا نگرش انعطاف پذیر آنها، بدبیاری را به خوش اقبالی بدل می کند.
در مراحل نهایی مطالعه، از خود پرسیدم آیا می توان از این اصول برای خوش شانس کردن مردم استفاده کرد.
از گروهی از داوطلبان خواستم یک ماه وقت خود را صرف انجام تمرین هایی کنند که برای ایجاد روحیه و رفتار یک آدم خوش شانس در آنها طراحی شده بود.
این تمرین ها به آنها کمک کرد فرصت های مناسب را دریابند، به قوه شهود تکیه کنند، انتظار داشته باشند بخت به آنها رو کند و در مقابل بدبیاری انعطاف نشان دهند.
یک ماه بعد، داوطلبان بازگشته و تجارب خود را تشریح کردند. نتایج حیرت انگیز بود: 80 درصد آنها گفتند آدم های شادتری شده اند، از زندگی رضایت بیشتری دارند و شاید مهم تر از هر چیز خوش شانس تر هستند.
و بالاخره این که من "عامل شانس" را کشف کردم.
سه نکته برای کسانی که می خواهند خوش اقبال شوند
به غریزه باطنی خود گوش کنید، چنین کاری اغلب نتیجه مثبت دارد.
با گشادگی خاطر با تجارب تازه روبرو شوید و عادات روزمره را بشکنید.
هر روز چند دقیقه ای را صرف مرور حوادث مثبت زندگی کنید.
منبع: وب سایت آفتاب
289- مفاهیم بازاریابی
در دانشگاه استنفورد ، استاد در حال شرح دادن مفهوم بازاریابی به دانشجویان خود بود:
شما در یک مهمانی، یک دختر بسیار زیبا رو می بینین و ازش خوشتون میاد، بلافاصله میرین پیشش و می گین: "من پسر ثروتمندی هستم، با من ازدواج کن"، به این میگن بازاریابی مستقیم
شما در یک مهمانی به همراه دوستانتون، یک دختر بسیار زیبا رو می بینین و ازش خوشتون میاد، بلافاصله یکی از دوستاتون میره پیش دختره،به شما اشاره می کنه و میگه: " اون پسر ثروتمندیه، باهاش ازدواج کن"، به این میگن تبلیغات
شما در یک مهمانی، یک دختر بسیار زیبا رو می بینین و ازش خوشتون میاد، بلافاصله میرین پیشش و شماره تلفنش رو می گیرین، فردا باهاش تماس میگیرین و میگین: "من پسر ثروتمندی هستم، با من ازدواج کن"، به این میگن بازاریابی تلفنی
شما در یک مهمانی، یک دختر بسیار زیبا رو می بینین و ازش خوشتون میاد، بلافاصله کراواتتون رو مرتب می کنین و میرین پیشش، اون رو به یک نوشیدنی دعوت می کنیین، وقتی کیفش می افته براش از روی زمین بلند می کنین، در آخر هم براش درب ماشین رو باز می کنین و اون رو به یک سواری کوتاه دعوت می کنین و میگین: "در هر حال، من پسر ثروتمندی هستم، با من ازدواج می کنی؟"، به این میگن روابط عمومی
شما در یک مهمانی، یک دختر بسیار زیبا رو می بینین که داره به سمت شما میاد و میگه : "شما پسر ثروتمندی هستی، با من ازدواج می کنی؟"، به این میگن شناسایی علامت تجاری شما توسط مشتری
شما در یک مهمانی، یک دختر بسیار زیبا رو می بینین و ازش خوشتون میاد، بلافاصله میرین پیشش و می گین:"من پسر ثروتمندی هستم، با من ازدواج کن"، بلافاصله اون هم یک سیلی جانانه نثار شما میکنه، به این میگن پس زدگی توسط مشتری
شما در یک مهمانی، یک دختر بسیار زیبا رو می بینین و ازش خوشتون میاد، بلافاصله میرین پیشش و می گین:"من پسر ثروتمندی هستم، با من ازدواج کن" و اون بلافاصله شما رو به همسرش معرفی میکنه، به این می گن شکاف بین عرضه و تقاضا
شما در یک مهمانی، یک دختر بسیار زیبا رو می بینین و ازش خوشتون میاد، ولی قبل از این که حرفی بزنین، شخص دیگه ای پیدا میشه و به دختره میگه : "من پسر ثروتمندی هستم، با من ازدواج کن" به این میگن از بین رفتن سهم توسط رقبا
شما در یک مهمانی، یک دختر بسیار زیبا رو می بینین و ازش خوشتون میاد، ولی قبل از این که بگین:"من پسر ثروتمندی هستم، با من ازدواج کن" ، همسرتون پیداش میشه، به این میگن منع ورود به بازار
شما در یک مهمانی، یک دخترِ بسیار زیبا رو می بینید و ازش خوش تون میاد. سعی میکنید بهش کم محلی کنید تا از شما خوش اش بیاد، اون هم فمینیست از آب در می آد و برایِ در اومدنِ چشِ شما دستِ دوست تون رو میگیره. به این میگن اشتباهِ استراتژیک در بازاریابی.
شما در یک مهمانی، یک دخترِ بسیار زیبا رو می بینید و ازش خوش تون میاد. جلو می رید و مؤدبانه یه یه شاخه گلِ سرخ بهش میدید و می گید:"من پسر ثروتمندی هستم، با من ازدواج کن"، اما اون گل رو توی سرتون میزنه. به این میگن اشتباهِ تاکتیکی در بازاریابی.
شما در یک مهمانی، یک دخترِ بسیار زیبا رو می بینید و ازش خوش تون میاد. جلو می رید و میگید:"من پسر ثروتمندی هستم، با من ازدواج کن"؛ همون لحظه یه دختر دیگه که قبلا با همین کلمات گولش زده بودید سروکلش پیدا میشه و رسواتون میکنه به این میگن تاثیرسوء سابقه در بازار.
شما در یک مهمانی، یک دخترِ بسیار زیبا رو می بینید و ازش خوش تون میاد. جلو میرید و میگید: "من پسر ثروتمندی هستم، با من ازدواج کن"؛ همون لحظه پاتون میره روی پوست موز و جلوی طرف ولو می شید به این میگن ضایع شدگی مفرط یا فقدان ثبات در بازار.
شما در یک مهمانی، یک دخترِ بسیار زیبا رو می بینید و ازش خوش تون میاد. جلو میرید و میخواهید بگید:"من پسر ثروتمندی هستم، با من ازدواج کن"؛ که یک هو یک دختر زیباتر از اون رو پشت سرش می بینید فورا مسیر رو عوض میکنید و به سمت دختر جدید میرید.
به این میگن چشم چرانی، نه ببخشید تحلیل لحظه به لحظه بازار.
شما در یک مهمانی، یک دخترِ بسیار زیبا رو می بینید و ازش خوش تون میاد. جلو می رید و میگید: "من پسر ثروتمندی هستم، با من ازدواج کن»؛ اونهم با شعف خاصی برمیگرده و لبخند میزنه ، شما که بادیدن چهره 60 ساله اون به اشتباه خودتون پی بردید سرخ و سفید شده و مجبورید برای رهایی آسمون ریسمون ببافیدبه این میگن بدبیاری یا خطای بازار
شما در یک مهمانی، یک دخترِ بسیار زیبا رو می بینید و ازش خوش تون میاد. به جایِ این که جلو برید و بگید: "من پسر ثروتمندی هستم، با من ازدواج کن"؛ به مادرتون میگید که با مادرش تماس بگیره و قرار خواستگاری رو بذاره. به این می گن بازاریابی سنتی.
شما در یک مهمانی، یک دخترِ بسیار زیبا رو می بینید و ازش خوش تون میاد. جلو می رید و میگید: "من پسر ثروتمندی هستم، با من ازدواج کن"؛ اون هم با دوست اش صحبت میکنه و در موردِ شما توضیح میده و شما با هردوی اونا ازدواج میکنید. به این می گن بازاریابی دهان به دهان!
شما در یک مهمانی، دخترِهای بسیار زیبایِ فراوانی رو می بینید و ازشون خوش تون میاد. سرگردان میشید که جلو کدوم برید و بگید:"من پسر ثروتمندی هستم، با من ازدواج کن بعد ما میتونیم با هم بیش از دوبچه داشته باشیم"؛ به این میگن فقدان استراتژی در بازار
این متن برای من ایمیل شده بود و دیدم با این نحوه توضیح مفاهیم اصلی بازایابی، خیلی بهتر میتوان اهمیت هر یک از این اصول را تشریح کرد و این شد که آن را برای شما هم به اشتراک گذاشتم
288-FMEA چیست؟
FMEA چیست و کاربرد آن در چه صنایعی می باشد
FMEA مخفف کمات failure modes and effects analysis می باشد و معنی پارسی آن " پیش بینی و تحلیل حالات خرابی و شکست " میباشد. یعنی قبل از انجام هر کاری به حالات خرابی و مواردی که می تواند نتیجه مورد نظر را با شکست مواجه کنند، فکر کرده و نسبت به حل آنها اقدام شود. یعنی نوش دارو قبل از مرگ سهراب نه بعد از مرگ ... این تکنینک برای بعد از به وقوع پیوستن خرابی و مشکل نیست.
کاربرد این تکنیک در صنایع نظامی، هوافضا، هسته ای، پزشکی - دارویی و صنایع خودرو بیش از سایر صنایع متداول است. اهمیت آن هم از این جهت است که یکسری خطاها و مشکلات و خرابی ها قابل جبران نیست. وقتی فضاپیمایی ساخته شده و به فضا پرتاب می شود دیگر جایی برای جبران خطاهای طراحی و تولید نمی باشد، بنابراین قبل از بروز مشکل باید برای آن چاره ای اندیشید. این تکنیک این مشکل را حل خواهد کرد.
287- رقابت بین گوگل و یاهو
رقابت بین یاهو و گوگل
بالاخره این گوگل است که با استراتژی حمله های کوچک و مقطعی سهم بازار یاهو را در دنیای مجازی کم و از بین خواهد برد ...
یک سرویس قدیمی گوگل نقشه کره زمین بود که شما می توانستید به راحتی هر نقطه ای را که دوست داشتید مورد کند و کاو قرار دهید و امروز این امکان بر روی سطح کره ماه فراهم شده است. نقطه فرود فضا نوردان در کره ماه نیز هم مشخص شده است.
اینجا را کلیک کنید.
286- روزنامه آینده
خبر از آینده
سلام،
بعضی از تصورات و داستان ها و بعضی فیلم ها در ابتدا خیلی باعث جلب نظر نمی شوند ولی بعد از مدتی همان مطالبی که یک روز خنده دار و یا بعید به نظر می آمدند به وقوع می پیوندد!!
از خیلی از آدم ها شنیده ایم که روزی به آنها پیشنهاد شده که یک تکه زمین در فلان نقطه شهر خریداری کنند ولی از خرید آن سر باز زده اند و امروز حسرت آن را می خورند چون اگر از آینده خبر داشتند و قیمت نجومی فعلی آن را در روز خرید حدس می زدند دیگر شکی در انجام آن نداشتند ولی افسسسسسسسسسسسسوس ....!!
حالا فرض کنید که به شما این امکان داده می شود تا از آینده با خبر شوید و یک روز صبح، روزنامه 9 سال دیگر به دست شما می رسد!! در این روزنامه به دنبال چه خبری می گردید، کدام قسمت روزنامه برای شما جذابیت دارد؟ فرض کنید در این روزنامه همه نوع خبری موجود است، شما به دنبال چه موضوع خبری هستید؟
اصلا حدس شما از آینده چیست؟ مثلا آینده ای نزدیک مثل 9 یا 10 سال بعد؟
مطمئن باشید که حدس و گمان شما در این وبلاگ برای آیندگان خواهد ماند و یک روزی شاید بنویسند، فردی بود که آینده را درست حدس میزد. پس عجله کنید و تصور خود را از آینده و موضوعی را که در روزنامه ای به تاریخ 10 سال بعد مورد نظرتان است، بنویسید.
285- پیروزی منتخبین تحت حمایت کانون فارغ التحصیلان دانشگاه آزاد
پیروزی منتخبین تحت حمایت کانون فارغالتحصیلان دانشگاه آزاد
مهران عباسی انارکی از پیروزی منتخبین تحت حمایت کانون فارغالتحصیلان دانشگاه آزاد اسلامی در انتخابات نظام پزشکی تهران بزرگ خبر داد.
معاون اجرایی کانون فارغالتحصیلان دانشگاه آزاد اسلامی با اعلام این خبر گفت: «در پی حمایت کانون فارغالتحصیلان از نامزدهای انتخاباتی هیئت مدیره سازمان نظام پزشکی تهران بزرگ، در انتخاب روز جمعه مورخ 27 دیماه 87 از بین 17 نفر نامزدهای فوق، 9 نفر انتخاب و موفق به حضور در هیئتمدیره سازمان نظام پزشکی تهران بزرگ شدند که از این میان در گروه پزشکی 6 نفر، دندانپزشکی و داروسازی و علوم آزمایشگاهی هر کدام یک نفر انتخاب شدهاند.
عباسی انارکی در پایان، منتخبین تحت حمایت کانون فارغالتحصیلان که موفق به حضور در هیئتمدیره نظام پزشکی تهران بزرگ شدهاند را به این شرح اعلام کرد:
در گروه پزشکی آقایان: دکتر صدر، دکتر زالی، دکتر نوروزی، دکتر هویدا، دکتر بدخش، دکتر شاهرخ خوشسیرت، دندانپزشکی دکتر علی یزدانی، داروسازی دکتر شیبانی و علوم آزمایشگاهی دکتر صاحبالزمانی.
شایان ذکر است این انتخابات با افزایش 2/5 برابری مشارکت جامعه پزشکی در پنجمین دوره انتخابات هیئت مدیرههای نظام پزشکی برگزار شد.
رئیس هیئت عالی نظارت بر انتخابات نظام پزشکی مشارکت در پنجمین دوره انتخابات هیئت مدیره نظام پزشکی را بسیار گسترده و پرشور توصیف کرد.
پس باید دیگه منتظر اعلام لیست کاندیداهای مورد حمایت کانون فارغ التحصیلان دانشگاه آزاد برای انتخابات مجلس، شورای شهر،انجمن مهندسی صنایع ایران و ... نیز باشیم.




