اولین پایگاه اینترنتی مهندسان و دانشجویان صنایع دانشگاه آزاد واحد تهران شمال
این وبلاگ در سال 1383 به منظور ایجاد ارتباط مستمر بین دانشجویان و دانش آموختگان رشته مهندسی صنایع دانشگاه آزاد واحد تهران شمال تاسیس گردید. لطفا جهت استفاده از منوی سمت راست وبلاگ چند لحظه صبر کنید

تاريخ : یکشنبه ۳٠ مهر ۱۳۸٥

انجمن علمي دانشجويان دانشکده مهندسي صنايع دانشگاه صنعتي اميرکبير براي شماره‌ي پاييز نشريه‌ي خود-مصاف(ويژه‌نامه تفکر ناب) از کليه فعالان در حوزه مهندسي صنايع براي ارائه مقاله دعوت به عمل مي‌آورد. برای کسب اطلاعات بيشتر به آدرس زير مراجعه کنید

http://aut-masaf.persianblog.ir

 با تشکر از دوست عزیز جناب ‌آقای مسعود سعادتمند بمنظور ارسال این خبر و جذب همکاری شما دوستان صنایعی ..... ضمنا نشریه تخصصی آهنگ صنعت را فراموش نکنید.



ارسال توسط مباشرفر
تاريخ : جمعه ٢۸ مهر ۱۳۸٥

سلام

چند روز پیش یکی از دوستانی که وبلاگ من رو دیده بود محبت کرده و چند تا لینک خوب درباره مدیریت دانش برای من فرستادن که برای شما معرفی کنم که به شرح زیر است:

مركز تخصصي مديريت دانش

http://kmcenter.mihanblog.com

مشاوران توسعه آینده

http://www.moshaveran.net

ضمنا از آقای سيد محمد جواد جلالی کمال تشکر و قدردانی  بابت ارسال این مطالب را دارم.



ارسال توسط مباشرفر

با رئيس اداره بد خو چگونه رفتار كنيم؟

 

(قسمت سوم)

نتيجه داشتن کارفرماي بد

وظيفه شناسي کارمند يکي از نکات اساسي در هر محيط شغلي به حساب مي آيد اما مديران نالايق باعث مي شوند تا اين حس از ميان برود. کارمندان دوست دارند که مديريت و هدايت شوند نه اينکه کسي آنها را دائما نصيحت کند و پند واندزر يادشان بدهد. اين مطلب به درک و شعور باطني هر فرد باز مي گردد و از اهميت بسيار زيادي برخوردار مي باشد. بازده کاري خدمه به دليل داشتن مديران نالايق و بدخو به طرز شديدي پايين مي آيد. اين امر سبب جدا شدن کارمندان از کارخانه شده و شرکت به تدريج کليه مغزهاي متفکر خود را از دست خواهد داد. با اين روش بهره وري، کيفيت کار و روحيه کارکنان نيز پايين مي آيد.

 چه کاري بايد انجام داد

گزارش هاي مکرر بر روي روند پيشرفت پروژه. در زمان هاي مشخص (هفته اي، دوهفته يکبار و يا ماهيانه) گزارش پيشرفت کار را به کارفرماي خود ابلاغ کنيد. تاثير آن چيست؟ اين کار سبب بهبود ارتباط کارمند و کارفرما شده که در نتيجه کار کردن با هم را برايتان خوشايند تر مي سازد. توجه خود را به مشکلات بدهيد نه به رئيس. مطمئنا منبع مشکل کارفرمايتان نيست. شايد اين شما هستيد که نمي توانيد با او به درستي برخورد نماييد. اصلا خجالت نکشيد که او را به کناري بکشيد و به طور خصوصي با او پيرامون مشکلات صحبت کنيد. در مورد مسائل پيچيده با او به گفتگو بنشينيد و از اين کار هيچ ترسي به دل راه ندهيد.

همگام با او کار کنيد نه ضد او. کار کردن پيشاپيش يکديگر و در راستاي هم، جو موجود بين شما را بهبود مي بخشد. فعال باشيد و اجازه دهيد که گهگاهي او هم در موفقيت هاي شما شريک شود تا او نيز شما را در موفقيت هايش شريک کند. به مقامات بالاتر مراجعه کنيد. اگر ميبينيد که از صحبت کردن با او هيچ نتيجه اي عايدتان نمي شود سعي کنيد با مديران سطح بالا تر صحبت کنيد. مفيد واقع شدن خيلي بهتر از اين است که رييس خود را از دخل و خرج کارخانه راضي نگه داريد.

 قرارهاي ملاقات خارج از دفتر کار بگذاريد

آيا تلاش مي کنيد که با رئيس خود براي 2 دقيقه هم که شده صحبت کنيد، اما او وقت کافي براي اين کار را ندارد؟ او را بعد از اتمام ساعت کاري در خارج از محيط کار به يک نوشيدني دعوت کنيد و بر روي مسائلي که در سر مي پرورانيد با او صحبت کنيد. اين کار به رئيستان مي فهماند که شما از جان و دل کار خود را دوست مي داريد و به علاوه مي توانيد رابطه بهتري را نيز با او برقرار کنيد.

شعبه خود را عوض کنيد يا استعفا دهيد. اگر تمام کارهايي که به شما پيشنهاد کرديم با شکست مواجه شد بهتر است اگر در يک کارخانه بزرگ کار مي کنيد در خواست تغيير شعبه دهيد و يا اگر انجام چنين کاري مقدور نبود به راحتي مي توانيد استعفاي خود را بر روي ميزش قرار دهيد. فقط خودتان مي توانيد ارزش درونيتان را بدانيد و اگر تصور مي کنيد که شغل فعلي به اندازه کافي با نيازهاي درونيتان همخواني ندارد، پس بهتر است به خودتان يک تکان اساسي بدهيد.

نکته شغلي

 

به خاطر داشته باشيد نگه داشتن شغل کار ساده اي نيست و نيازمند تلاش و کوشش فراواني است (درست مثل تمام کارها). بنابراين اگر تنها مشکل شما در محيط کار رئيستان مي باشد، سعي کنيد از خوبي هاي او نهايت استفاده را ببريد و بدي هايش را نيز سر مشق خود قرار دهيد.

شما را مي بينيم که درحال بالارفتن از نردبان شغلي هستيد!



ارسال توسط مباشرفر

با رئيس اداره بد خو چگونه رفتار كنيم؟

 

(قسمت دوم)

 

رؤساي نالايق

چنين مديراني اصلا نمي دانند که مشغول انجام دادن چه کاري هستند. شايد در نگاه اول تصور کنيد که جزء مديران رويايي هستند، اما بعدها بي مبالاتي اين افراد در انجام امور دفتري شما را از تصور گذشته تان پشيمان مي سازد. سرپرست شما بايد توانايي انجام تمام امور دفتري را در زمان لازم داشته باشد. اما چنين مديراني که ما در اين قسمت از آنها صحبت کرديم حتي نمي توانند کارتريج پرينتر را تعويض نمايند. اکثر آنها براي مدت زمان زيادي در يک کارخانه کار کرده اند و بعد به اين دليل که شرکت نتوانسته فرد شايسته تري را براي مقام مديريت پيدا کند او را به اين پست منصوب کرده است.

 اختيار دهنده

کار چنين مديراني در کاغذ بازي حرف ندارد، اما زماني که نوبت به مهارت هاي اجتماعي مي رسد پر از اشکال مي شوند. شايد در گرفتن نمايندگي هاي شرکت هاي مختلف و پر کردن ميز شما از پرونده، مهارت خاصي داشته باشد اما ساعت 4:59 دقيقه بعد از ظهر اولين کسي است که دفتر را ترک مي کند.او به راحتي به کارمندانش فضا مي دهد تا خودشان را نشان دهند و کارها را مطابق خواستشان انجام دهند و زماني هم که کار مورد قبول واقع نشد، فقط شما را سرزنش مي کند و اين خودتان هستيد که بايد آنرا از نو انجام دهيد. به همين سادگي. او به شما افتخار مي دهد و از کار کردن با او لذت مي بريد اما شايستگي شما هر چقدر که باشد او يک قدم عقب تر از شما است و هميشه قصد تعريف و تمجيد از خودش را دارد.

ديکتاتور

ديکتاتور درست عکس اختيار دهنده عمل مي کند. چنين مديري چشم خود را بر روي تمام توانايي ها و تجربيات شما مي بندد حتي اگر شما  گزارش خوبي از بالا رفتن هزينه ها براي او فراهم کرده باشيد او آنرا ناديده مي گيرد و بر اين باور است که "اگر مي خواهي کاري خوب پيش رود خودت آنرا انجام بده." کارمندان به فضايي نياز دارند که در آن تا حدودي بتوانند آزادانه تصميم بگيرند. اما در شرکتي که چنين مديري داشته باشد اين عمل انجام نخواهد شد. او تمام کارهاي شما را دانه به دانه موشکافي کرده و همه آنها را جزء به جزء وارسي مي کند. با اين کار فقط وقت خودش و شما را تلف مي کند.

دو قطب مخالف جذب نمي شوند

در حقيقت پيدا کردن رئيس/کارمندي که بتوانند با يکديگر جفت شوند کار ساده اي نيست مگر اينکه هر يک از آنها توانايي وفق دادن خود را با شرايط موجود داشته و کاستي ها و نقاط قوت يکديگر را با کمال ميل بپذيرند.

 



ارسال توسط مباشرفر

با رئيس اداره بد خو چگونه رفتار كنيم؟

 

(قسمت اول)

      نمي تـوانـيد کـارفـرمـاي خـود را تــحمل کـنيـد؟ به اين دليل اشتياقتان را به کار از دست داده ايد؟ اگر چنين است شما جزء يکي از ميليون ها کارمندي هستيد که براي مديرهاي سخت گير، قدر نشناس و بي ادب کار مي کنند. حـتـي اگر شغل و همکارانتان را نيز دوست داشته باشيد، اگـر نـتوانيد با رئيس خود کنار بياييد، آنوقت به طور حتم در رابطه با کار خود دچار مشکل مي شويد.اگـر تــحت نظر يک کارفرماي نالايق، خودخواه و بي فکر کار کنيم، آنگاه بــطور حتم در محل کار خود دچار تعارض هايي  خـــواهيم شد.

     در اين قسمت شرايطي را که ممکن است يـک رئيـس بـدخـــو برايتان به وجود آورد  و اثرات آن را مورد مطالعه قرار داده ايم.... تصميم با شما است که تحمل کنيد يا به همه چيز پايان بخشيد.

 

ذهنيت کارفرما

آيا هميشه آرزو نمي کنيد که اي کاش يکبار ديگر مي توانستم با رئيس خود همانطور که در روز مصاحبه شغلي گفتگو کردم، صحبت کنم؟ به هر حال شما دو نفر ميخواهيد با يکديگر کار کنيد و همکاري جزئي از رابطه شما را تشکيل خواهد داد. اگر رئيستان شما را به ياد يکي از شخصيت هاي کمدي بدخو مي اندازد در آنصورت شما حتما با مشکل مواجه خواهيد شد (به ويژه اگر مدل موهايش هم مثل همان شخصيت باشد!)

 

نشانه هاي مدير بد

ü      به کارمندان اعتماد نمي کند

ü      براي آنها احترام قائل نيست

ü      از آنها پشتيباني نمي کند

ü      در موارد حساس از آنها کمک نمي گيرد

ü      برخوردي خشن و گستاخ از خود بروز مي دهد

ü      به آنها تشر زده و تهديدشان مي کند

ü      به تعادل شغلي/ خانوادگي اعتقاد ندارد

ü      کارهاي زيادي را واگذار مي کند و براي هر يک مهلت کمي قائل مي شود

ببينيد کارفرماي شما به کداميک از دسته بندي هاي زير تعلق دارد و روش برخورد با او را ياد بگيريد.

؛ضمنا از آقای علي هاشمي (همکار و دوست عزيزم) بابت ارسال اين مطالب متشکر هستم؛



ارسال توسط مباشرفر
تاريخ : دوشنبه ۱٧ مهر ۱۳۸٥

سلام

     این ماه رمضون برای من خیلی خاطره داره چندین سال قبل که داشتم تقسیم سربازی میشدم که خدا را شکر جای خوبی افتادم .... چند سال پیش که وارد این سازمانی شدم که الان هستم که به جرات می تونم بگم که اصلا امکان نداره این همه آدم بد جنس و دودره باز و ... دور هم جمع بشن که هر روز آدم رو بچلونن و جلوی آفتاب پهن کنن تا خشک بشی- که در نوع خودش بی نظیر است ( البته تجربه کاری خوبی برای من تا الان بوده) ... تا سال قبل که آپاندیس محترم بنده طاقت نیاورد که سر چاش باقی بمونه و دکتر فروزنده دستشو گرفت و انداختش بیرون ضمنا خدا به دکتر حکیمی عمر طولانی بده چون اون به موقع تشخیص داد  که من روانه بیمارستان شدم ..... و امسال که مدتی است که .....     بگذریم

     راستی آقای دکتر  تقوی فرد تعداد زیادی مقاله به من داده تا در وبلاگم قرار بدم که تا الان فرصت نکردم آنها را آپلود کنم ..... راستی درباره وب سایت گروه صنایع هم بگم که این بحث مالکیت معنوی یک خرده باعث شده تا با دقت بیشتری به اون بپردازم ....

راستی خوشحال میشم که در خبرنامه وبلاگم عضو بشین



ارسال توسط مباشرفر
تاريخ : پنجشنبه ٦ مهر ۱۳۸٥

وقتی من یك كاری را دیر تمام می‌كنم، من كند هستم.

وقتی رئیسم كار را طول دهد، او دقیق و كامل است.

-  

وقتی من كاری را انجام ندهم، من تنبل هستم.

وقتی رئیسم كاری را انجام ندهد، او مشغول است.

-  

وقتی كاری را بدون اینكه از من خواسته شود انجام دهم، من قصد دارم خودم را زرنگ جلوه دهم.

وقتی رئیسم این كار را كند، او ابتكار عمل به خرج داده است.

-  

وقتی من سعی در جلب رضایت رئیسم داشته باشم، من چاپلوسم.

وقتی رئیسم، رئیسش را راضی نگاه دارد، او همكاری می‌كند.

- 

وقتی من اشتباهی كنم، من نادان هستم.

وقتی رئیسم اشتباه كند، او مانند دیگران یك انسان است.

- 

وقتی من در محل كارم نباشم، من در گشت‌زدن هستم.

وقتی رئیسم در دفترش نباشد، او مشغول انجام امور سازمان است.

-  

وقتی یك روز مرخصی استعلاجی داشته باشم، من همیشه مریض هستم.

وقتی رئیسم در مرخصی استعلاجی باشد، او حتماً خیلی بیمار است.

- 

وقتی من مرخصی بخواهم، باید یك جلسه دلیل و توجیه بیاورم.

وقتی رئیسم به مرخصی برود، باید می‌رفت چون خیلی كار كرده است.

-  

وقتی من كار خوبی انجام می‌دهم، رئیسم هرگز به خاطر نمی‌آورد.

وقتی من كار اشتباهی انجام دهم، رئیسم هرگز فراموش نمی‌كند.



ارسال توسط مباشرفر
تاريخ : یکشنبه ٢ مهر ۱۳۸٥

سلام

     امروز شنیدم که تیم وزنه برداری ایران به علت مثبت بودن نتیجه آزمایش دوپینگ اعضای تیم از شرکت در مسابقات وزنه  برداری محروم شد ........ خیلی مسخره است که هنوز نمیدانندکه چه مقدار و در چه وقتی باید از این مکمل ها و قرص های انرژی زا استفاده کرد که اینطوری گند نزنن تو ورزش کشور ..... تو همین احوالات بودم که یادم امد که تو محل کارم یک مدیری است که علارغم اینکه نسبت به بقیه یک خرده بیشتر میفهمه ولی بدجوری ..... طوریکه فقط دوست داره به اون بگی ... باشه ... چشم ... حتما انجام میدم ..... ولی اصلا اون کار هم انجام ندی هیچ اتفاقی نمی افته ...

     شاید اشتباه بعضی ها مثل ...(۲) این باشه که دوست دارن یک کار را از ابتدا تا انتها اول تجزیه وتحلیل کنن و بعدا شروع به انجام اون کنن و خب این موضوع باعث ایجاد یک درگیری لفظی خواهد شد.

     همه اینها برمیگرده به همون مفهوم مدیریت و تا این قبیل مشکلات پایه ای حل نشه مطمئن باشیم که وضعیت بازار کار همینطوری می ماند ...

مدیریت = فقط دستور دادن- تهدید کردن- دیر سر کار آمدن- مزخرف گفتن و مردم را سر کار گذاشتن- جلسات فضایی بر پا کردن و ....

( ماخذ کتاب مرحوم عباس آقا سوپر گوشت که به علت عدم رعایت اصول مدیریت از محل کارش اخراج شد ...   - آقای دکتر دمینگ هم  که گ... باباش)



ارسال توسط مباشرفر
آخرین مطالب