اولین پایگاه اینترنتی مهندسان و دانشجویان صنایع دانشگاه آزاد واحد تهران شمال
این وبلاگ در سال 1383 به منظور ایجاد ارتباط مستمر بین دانشجویان و دانش آموختگان رشته مهندسی صنایع دانشگاه آزاد واحد تهران شمال تاسیس گردید. لطفا جهت استفاده از منوی سمت راست وبلاگ چند لحظه صبر کنید

تاريخ : یکشنبه ٢۳ اسفند ۱۳۸۸

سال نو مبارک

 

 سلام لبخند

خیلی خوشحالم که یک بهار دیگه من و وبلاگ صنایع تهران شمال با هم و در کنار شما داریم یک بهار طبیعت را نظاره می کنیم. پایان سال که میشه یک نگاهی به کارنامه قبلی می ندازیم و برنامه ای برای سال بعد می چینیم. شاید یکی از بهترین یادداشت هایی که طی سال نوشتم چشمکو مورد توجه فراوان شما دوستان قرار گرفت مربوط به سال 1412 بود. سال آینده را سالی پر از موفقیت برای تمامی دوستان آرزو می کنم بغل و امیدوارم به تمام آرزو های قشنگتون برسید.

موفق باشید

 



ارسال توسط مباشرفر
تاريخ : چهارشنبه ۱٢ اسفند ۱۳۸۸

منش مدیریت پروژه و مک دونالد

 

پارچه نوشته های بزرگی بر سردر رستوران های مک دونالد نصب می شود که بر روی آنها نوشته شده "یک ساندویچ بیگ مک فقط 99 سنت". 99 سنت دقیقاً همان قیمت تمام شده این ساندویچ است. پس شرکت مک دونالد سود خود را از کجا به دست می آورد؟ مشتری وارد رستوران می شود به خیال اینکه غذای امروز وی ارزان تمام خواهد شد. اما در هنگام پرداخت باید 6 دلار پرداخت کند! واقع مطلب این است که آن ساندویچ را نمی شود بدون نوشابه خورد، و قیمت نوشابه مثلاً دو دلار است. با اضافه شدن سیب زمینی و شاید یک دسر سیب مجموع هزینه ها به همان 6 دلار بالغ می گردد.

این تکنیک بازاریابی را به نام روش مک دونالد می شناسند. در این روش، مشتری را با معروف ترین محصول جذب کرده، بعد با فروش محصولات مکمل، به قیمت بالا، سود مورد نظر را به دست می آورند. از طرف مشتری، اگر توجه لازم به این شیوه نشود در انتها خیلی دلخور خواهد شد و از این معامله گله مند. از داستان مک دونالد این نتیجه را می گیرم که به عنوان یک مشتری باید حواسم جمع باشد و بدانم که اصل مطلب کجاست. با تشخیص درست می توان هم به هدف رسید و هم دلخور نشد.

اکثر تکنیک های مدیریت پروژه، آنهایی که در کتب استانداردهای مدیریت پروژه ثبت شده اند، در دهه پنجاه و شصت میلادی تولید شده اند؛ تکنیک مسیر بحرانی، PERT، ارزش کسب شده، آنالیز مشتریان و بقیه آنها. شاید به غیر از زنجیره بحرانی که در اواخر دهه نود به میان آمده دیگر نتوان از تکنیک جدیدی اسم برد. نرم افزارها نیز با توجه به رشد پیکربندی سیستم ها رشد کرده اند. آنچه در کتب مدیریت پروژه بیشتر درج می شود همین تکنیک ها هستند. شاید ما به عنوان خواننده بیشتر به همین تکنیک ها توجه می کنیم. ولی واقعیت این است که تکنیک ها حکم بیگ مک را دارند و اصل سود در جای دیگری نهفته است. آموزش تکنیک های مدیریت پروژه چه در غالب تئوری و چه در غالب نرم افزاری در کوتاه مدتی امکانپذیر است. این کاری است که ما سالهاست به آن مشغولیم، اما به طرز قابل ملاحظه ای نمی توانیم از "فواید" این آموزش ها بهره مند شویم! چرا؟ به دلیل اینکه اصل قضیه در بهره مندی مورد انتظار در جای دیگری قرار دارد که بر روی پارچه نوشته های بزرگ تبلیغاتی دیده نمی شوند. بهره مندی از تکنیک های مدیریت پروژه مدیون استقرار "منش" و رفتار پروژه ای است. سازمان ها حاضر هستند که برای آموزش تکنیک ها هزینه کنند، که این هم خود جای قدردانی دارد! نمی توان تکنیک مسیر بحرانی را در سازمان مستقر کرد وقتی که نظم لازم برای انجام کارها وجود ندارد. نمی توان قراردادها را مدیریت کرد در حالیکه ثبت وقایع پروژه اهمیتی ندارد. نمی توان پروژه را مدیریت کرد در حالیکه معلوم نیست ذینفع مالک است، مدیر است یا پیمانکار!

 در بُعد تکنیک ها و اطلاعات، به نظر می آید که ما نسبت به آنان چیزی کم نداریم. شاید در بسیاری از اوقات دانش و اشراف شرکت های معتبر نسبت به تکنیک ها تعجب ما را بر انگیخته باشد. اما در بُعد منش کار پروژه ای، دنیایی از یادگیری وجود دارد. هنگام تهیه ساختار های تقسیم کاری قبل از اینکه به معیارهای تجزیه بپردازند به مالکیت آن توجه می کنند، چه ارگانی در تهیه، نگهداری و توزیع آن مسئولیت دارد و در انتها باید پاسخگو باشد. برای تشکیل جلسات باید دستور جلسه نوشت و در پایان هم صورت جلسه تهیه کرد. مهمتر از همه چیز، در مقابل تأمین اهداف پروژه در داخل سازمان باید مسئولین و پاسخگویان مشخص گردند. بعد از اتمام پروژه زمانی را برای استراحت و بازیابی انرژی تخصیص می دهند.

رفتار و منش پروژه ای کار کردن نیاز اصلی موفقیت در پروژه هاست، نه بیگ مک تکنیک ها؛ توجه کنیم.

 



ارسال توسط مباشرفر
تاريخ : سه‌شنبه ۱۱ اسفند ۱۳۸۸

بهترین لحظات زندگی از نگاه چارلی چاپلین

سلام

خیلی وقت شده بود که چیزی نمی منوشتم ... یکی از دوستان این متن را فرستاد و خوندمو لذت بردم. حالا نوبت شماست چشمک

عاشق شدن

 آنقدر بخندی که دلت درد بگیره

 بعد از اینکه از مسافرت برگشتی ببینی هزار تا نامه داری

 
برای مسافرت به یک جای خوشگل بری  
 
 
به آهنگ مورد علاقت از رادیو گوش بدی

 
 
به رختخواب بری و به صدای بارش بارون گوش بدی

 
آخرین امتحانت رو پاس کنی

 کسی که معمولا زیاد نمی بینیش ولی دلت میخواد ببینیش بهت تلفن کنه

 توی شلواری که تو سال گذشته ازش استفاده نمی کردی پول پیدا کنی  

  برای خودت تو آینه شکلک در بیاری و  بهش بخندی !!!  

 تلفن نیمه شب داشته باشی که ساعت ها هم طول بکشه  

  بطور تصادفی بشنوی که یک نفر داره  از شما تعریف می کنه

 از خواب پاشی و ببینی که چند ساعت دیگه هم می تونی بخوابی !

 آهنگی رو گوش کنی که شخص خاصی رو به یاد  شما می یاره

  عضو یک تیم باشی

 از بالای تپه به غروب خورشید نگاه کنی

 دوستای جدید پیدا کنی

 وقتی "اونو" میبینی دلت هری بریزه پایین !

 لحظات خوبی رو با دوستانت سپری کنی

 کسانی رو که دوستشون داری رو خوشحال ببینی

 یه دوست قدیمی رو دوباره ببینید و ببینید که فرقی نکرده  
 
 
عصر که شد کنار ساحل قدم بزنی

 یکی رو داشته باشی که بدونید دوستت داره

یادت بیاد که دوستای احمقت چه کارهای احمقانه ای کردند و بخندی و بخندی و باز هم بخندی

 
اینها بهترین لحظه‌های زندگی هستند 

 قدرشون روبدونیم
 
زندگی یک
 
مشکل نیست که باید حلش کرد بلکه یک
 
هدیه است که باید ازش لذت برد



ارسال توسط مباشرفر
آخرین مطالب