اولین پایگاه اینترنتی مهندسان و دانشجویان صنایع دانشگاه آزاد واحد تهران شمال
این وبلاگ در سال 1383 به منظور ایجاد ارتباط مستمر بین دانشجویان و دانش آموختگان رشته مهندسی صنایع دانشگاه آزاد واحد تهران شمال تاسیس گردید. لطفا جهت استفاده از منوی سمت راست وبلاگ چند لحظه صبر کنید

تاريخ : جمعه ٢۳ فروردین ۱۳۸٧

 هنری فورد

سال ولادت و فوت : ۱۹۴۷ – ۱۸۶۳ میلادی

این صنعتگر مشهور آمریکایی بیش از هر فرد دیگری برای ارائه روش‌های تولید انبوه صنعت نوین نقش داشته‌ است. با به کارگیری چنین روش‌هایی استاندارد زندگی را ابتدا در میان مردم کشور خود و درنهایت در تمام کشورهای جهان به طور وسیع افزایش داد.

فورد که در «دیر بورن» میشیگان متولد شده بود هیچ‌گاه به دبیرستان نرفت. او پس از خاتمه تحصیلات دبستانی به عنوان شاگرد ماشین کار در دیترویت به کار پرداخت. سپس تعمیر کار و سرانجام استادکار شد. هنگامی که در سال ۱۸۸۵ کارل بنز و گوتلیب دایملر، هر کدام مستقل از دیگری، اتومبیل خود را اختراع کرده و روانه بازار کردند فورد جوانی بیست و دو ساله بود. «کالسگه بدون اسب» خیلی زود توجه فورد جوان را به خود جلب کرد. در سال ۱۸۹۶ اولین اتومبیلی را که خود طراحی کرده بود، ساخت اما علی رغم استعدادی که داشت اولین و دومین اقدام او در کسب و کار با شکست مواجه گردید. اگر فورد در چهل سالگی مرده بود اکنون از او تنها به عنوان مردی شکست خورده یاد می‌شد ...


اما فورد به آسانی دلسرد نشد. در سال ۱۹۰۳ بار دیگر تلاش کرد و در نتیجه این سومین اقدام، تشکیل کمپانی فورد، بود که به ثروت، شهرت و اهمیتی پایدار دست یافت. موفقیت سریع کمپانی فورد عمدتاً مرهون این برداشت اصلی و اساسی فورد بود که او آن را در یکی از آگهی‌های اولیه کمپانی خود چنین بیان می‌کند:

«ساخت و فروش اتومبیلی که به ویژه برای استفاده روزمره شغلی، حرفه‌ای و خانوادگی طراحی شده است... ماشینی که به خاطر فشردگی و جمع و جور بودن به طور یکسان از سوی مردان، زنان و کودکان مورد پسند و تحسین قرار گیرد. سادگی، ایمنی، آسایش همه جانبه و بالاتر از همه بهای فوق‌العاده مناسب آن، آن را در دسترس هزاران نفری قرار می‌دهد که هیچ‌گاه نمی‌توانستند در مورد پرداخت قیمت‌های افسانه‌ای که برای اغلب ماشین‌ها خواسته می‌شود، حتی فکر کنند.»

فورد با مدل‌های اولیه خود، گرچه کاملاً مناسب بودند، نتوانست به آن اهداف بلند دست یابد. اما مدل مشهور T که در سال ۱۹۰۸ روانه بازار شد به خوبی آن نظریات را تأمین کرد. بدون تردید آم مدل نام‌آورترین اتومبیلی بود که تا آن هنگام تولید شده بود و در نهایت بیش از پانزده میلیون دستگاه از آن فروخته شد.

مدت‌ها قبل از آن فورد دریافته بود در صورتی که هزینه‌های تولید را کاهش دهد می‌تواند محصولاتش را با قیمت پایین‌تری بفروشد. برای وصول به این هدف مجموعه‌ای از روش‌های بسیار مؤثر تولید را در کارخانه‌های خود پیاده کرد. این روش‌ها عبارت بودند از:

۱) قطعات کاملاً قابل تعویض

۲) حد اعلای تقسیم کار

۳) خط سوار کردن قطعات

تمام اینها به منظور افزایش کارایی کارگران صنعتی طراحی شده بود. فورد معتقد بود نباید وقت کارگر با مجبور کردن او برای رفتن به دنبال مواد و ابزار مورد نیاز، و یا حتی برداشتن آنها از روی زمین، تلف شود. به جای آن فورد ترتیبی اتخاذ کرد تا با استفاده از نوار نقاله، سر سره و نقاله‌های متحرک بالای سرکار را نزد کارگر بیاورد. مواد و ابزار در سطح وسیعی توزیع می‌شد و کارگر می‌توانست وظیفه خود را بسیار سریع‌تر انجام دهد. او بر این باور بود که در تلاش دائم برای یافتن تکنیک‌های برتر و کاراتر باید روش‌های تولید به دقت تحلیل گردد. کارهای پیچیده و مرکب را باید به کارهای ساده تجزیه نمود.

به این ترتیب انجام آن حتی از کارگر غیرماهر، که ممکن است کم‌هوش، بی‌سواد و یا حتی معلول باشد، بدون نیاز به گذراندن دوره‌های طولانی کارآموزی برمی‌آید.

هیچ یک از این نظریات در اصل متعلق به فورد نبود. «الی ویتنی» بیش از یک قرن قبل از قطعات قابل تعویض استفاده کرده بود. «فردریک وینسلو تیلور» کارشناس معروف بهره‌وری تمام این نظریات را در نوشته‌های خود آورده بود و چند کارخانه کوچک‌تر مدتها بود که از خط سوار کردن قطعات استفاده می‌کردند. اما فورد اولین تولیدکننده بزرگ بود که این نظریات را یکجا و با تمام وجود به کار گرفت.

نتایج کار واقعاً خیره‌کننده بود: در سال ۱۹۰۸ ارزان‌ترین مدل‌ T به بهای ۸۲۵ دلار فروخته شد تا سال ۱۹۱۳ قیمت آن تا ۵۰۰ دلار پایین آمد و در ۱۹۱۶ به ۳۶۰ دلار تنزل کرد و بالاخره در سال ۱۹۲۶ قیمت خرده‌فروشی آن به ۲۹۰ دلار رسید. همچنان که قیمت پایین می‌آمد میزان فروش بالا رفت. ایالات متحده به کشور مردم «سوار بر چرخ» بدل شد و فورد ثروتمندترین فرد بخش خصوصی جهان گردید.

همچنان که کارگران فورد بیشتر تولید می‌کردند او نیز قادر شد دستمزد بالاتری به آنها بپردازد. در سال ۱۹۱۴ او حداقل دستمزد روزانه را در کارخانه‌هایش تا پنج دلار بالا برد و با این کار دنیای صنعت را شگفت زده کرد. این مبلغ برای آن زمان بسیار زیاد و تقریباً دو برابر متوسط دستمزدی بود که پیش از این در همین کارخانه‌ها پرداخت می‌شد.

از سطح بالای دستمزدی که فورد معمول کرد به ناچار در سراسر کشور تبعیت شد و در نتیجه کارگران کارخانه‌ها از فقر و تنگدستی بیرون آمده و به طبقه متوسط راه یافتند.

اما ابداعات فورد اثر مبسوط‌تری نیز داشت. او در مورد روش‌های تولید انبوه خود پنهان‌کاری نمی‌کرد. برعکس بسیار مشتاق بود که آنها را به اطلاع همگان برساند. سایر تولیدکنندگان با مشاهده موفقیت فورد روشهای تولید او را تقلید کردند. نتیجه این کار افزایش چشمگیر تولید در سراسر کشور و در نهایت در تمام جهان بود.

برگرفته از سایت آفتاب



ارسال توسط مباشرفر
آخرین مطالب