اولین پایگاه اینترنتی مهندسان و دانشجویان صنایع دانشگاه آزاد واحد تهران شمال
این وبلاگ در سال 1383 به منظور ایجاد ارتباط مستمر بین دانشجویان و دانش آموختگان رشته مهندسی صنایع دانشگاه آزاد واحد تهران شمال تاسیس گردید. لطفا جهت استفاده از منوی سمت راست وبلاگ چند لحظه صبر کنید

تاريخ : شنبه ٢۳ امرداد ۱۳۸٩

برای موفق شدن در کسب وکار چطور باید شروع کرد؟

 

امروز این سوال خیلیهاست؛ خیلی از شمایی که تازه میخواهید وارد بازار کار شوید و خیلی از شمایی که هنوز به رویاهای کاریتان نرسیدهاید. با اینکه هیچ پاسخ مشخصی برای این سوال وجود ندارد که برای همه رشتههای کاری و بیزنسها عمل کند اما بیزنس چند نکته و اصول کلی دارد که همه تاجران موفق تا به حال رعایت کردهاند. مهم نیست که چه میفروشید و تجارتتان درچه مورد است، اگر این 10  قانون را دنبال کنید موفقیت شما حتمی است.

 

1.    با خودتان صادق باشید. مهم نیست که دیگران چقدر پول درمیآورند، اگر از کارتان لذت نبرید هیچوقت از کارتان احساس غرور نخواهید کرد پس این کار را رها کنید. اگر کاری را دنبال کنید که علاقهای یا اعتقادی به آن نداشته باشید، بااینکه ممکن است به یک موفقیت موقتی برسید اما مطمئن باشید که دیر یا زود شما را کله پا میکند.

 

2.    یک نیاز پیدا کنید تا برآوردهاش نمایید. شاید میلیونها بار این را شنیده باشید اما هنوز هم این قانون عمل میکند. ساده‌‌ترین بیزنس این است که محصولات یا خدماتی را تولید یا ارائه کنید که نیاز مردم باشد.

نیازی نیست که زمان و پول زیادی را برای متقاعد کردن مشتریان صرف کنید چون آنها به چیزی که شما عرضه میکنید نیاز دارند. میتوانید توضیح دهید که چرا بهترین مرجع آنها برای نیازشان شما هستید. فقط باید اطمینان یابید که این همان نیازی است که مردم حاضرند برای آن پول خرج کنند.

 

3.    محصولات یا خدماتی را انتخاب کنید که بتوانید آنرا خیلی بیشتر از آنچه برای خودتان هزینه دارد بفروشید. اگر تفاوت بین هزینهای که برای خودتان درمیآید و قیمت فروش کم باشد، برای پیشرفت کار به مشکل میخورید. وقتی حاشیه سود کم باشد، پول کافی برای استخدام کارمند، پرداخت اجارهها، تبلیغات بیشتر و سایر مسائل نخواهید داشت.



ادامه مطلب...
ارسال توسط مباشرفر
تاريخ : یکشنبه ٦ اردیبهشت ۱۳۸۸

مزرعه‌دار در تکزاس

چاک از یک مزرعه‌دار در تکزاس یک الاغ خرید به قیمت ۱۰۰ دلار. قرار شد که مزرعه‌دار الاغ را روز بعد تحویل بدهد. اما روز بعد مزرعه‌دار سراغ چاک آمد و گفت: «متأسفم جوون. خبر بدی برات دارم. الاغه مرد.»

 چاک جواب داد: «ایرادی نداره. همون پولم رو پس بده.»

 مزرعه‌دار گفت: «نمی‌شه. آخه همه پول رو خرج کردم..»

 چاک گفت: «باشه. پس همون الاغ مرده رو بهم بده.»

 مزرعه‌دار گفت: «می‌خوای باهاش چی کار کنی؟»

 چاک گفت: «می‌خوام باهاش قرعه‌کشی برگزار کنم.»

 مزرعه‌دار گفت: «نمی‌شه که یه الاغ مرده رو به قرعه‌کشی گذاشت!»

 چاک گفت: «معلومه که می‌تونم. حالا ببین. فقط به کسی نمی‌گم که الاغ مرده است.»

 یک ماه بعد مزرعه‌دار چاک رو دید و پرسید: «از اون الاغ مرده چه خبر؟»

 چاک گفت: «به قرعه‌کشی گذاشتمش. ۵۰۰ تا بلیت ۲ دلاری فروختم و ۸۹۸ دلار سود کردم.»

 مزرعه‌دار پرسید: «هیچ کس هم شکایتی نکرد؟»

 چاک گفت: «فقط همونی که الاغ رو برده بود. من هم ۲ دلارش رو پس دادم.»



ارسال توسط مباشرفر
آخرین مطالب