اولین پایگاه اینترنتی مهندسان و دانشجویان صنایع دانشگاه آزاد واحد تهران شمال
این وبلاگ در سال 1383 به منظور ایجاد ارتباط مستمر بین دانشجویان و دانش آموختگان رشته مهندسی صنایع دانشگاه آزاد واحد تهران شمال تاسیس گردید. لطفا جهت استفاده از منوی سمت راست وبلاگ چند لحظه صبر کنید

تاريخ : جمعه ٢٤ شهریور ۱۳٩۱

سلام فرشته

همچنان قصد دارم که هر سال چنین روز هایی رو یاد آوری کنم. 
آیا باورتان می شود که 15 سال از تاسیس این رشته گذشته ؟؟

خیلی زود گذشت و الان در آستانه شروع سال تحصیلی جدید هستیم ...

یادتون هست که اون موقع ها می گفتن که قراره دانشگاه منتقل بشه به محل جدیدش در تهرانپارس/   از ترم قبل گروه مهندسی صنایع از قبادیان غربی به محل جدید دانشگاه منتقل شد ... !!

راستی یک گروه توی گوگل برای ارتباط بیشتر صنایعی های تهران شمال راه اندازی شده، اگه دوست داشتید یک سری بزنید و عضو شوید.

لینک اون رو برای سایر دوستان ارسال کنید.

 

 

 

 

http://groups.google.com/group/ietshomal?hl=en

 

ietshomal@googlegroups.com

 https://groups.google.com/group/ietshomal

مثل همیشه موفق و پیروز باشید   لبخند 



ارسال توسط مباشرفر
تاريخ : یکشنبه ۱٠ بهمن ۱۳۸٩

سلام دوستان

دفتر مرکزی یک سازمان دولتی در مرکز برنامه ریزی و فناوری اطلاعات خود، به دو نفر مهندس صنایع  با مدرک کارشناسی ارشد، آقا و تمام وقت، برای کار در گروه فرآیندها و بهبود روش­ها نیازمند است. لذا از علاقه­مندان دعوت به عمل می آید تا رزومه خود را تا تاریخ 20/11/89 به آدرس ehsanshirazi2003@yahoo.com  ارسال نمایند. با تشکر. شیرازی



ارسال توسط مباشرفر
تاريخ : یکشنبه ٧ آذر ۱۳۸٩

 

 گزارش انتخاب آثار برتر نخستین جشنواره بازار سرمایه

نخستین جشنوارة برترین‌های بازار سرمایه ایران در تاریخ 1/9/88 با استقبال بی‌سابقه‌ای برگزار شد. در این جشنواره برترین‌های 16 حوزه مختلف از جمله مؤلفان کتاب‌های مرتبط با بازار سرمایه معرفی شدند

مهندسی مالی و مدیریت ریسک

مشتقات و مدیریت ریسک در بازارهای نفت

دکتر مسعود درخشان

تئوری‌ها و مدیریت مالی و سرمایه‌گذاری

مدیریت سرمایه‌گذار پیشرفته

دکتر رضا راعی

دکتر احمد پویان‌فر

مباحثی در تئوری و مدیریت مالی

دکتر غلامرضا اسلامی بیدگلی

مدیریت مالی راهبردی

دکتر هاشم نیکومرام

دکتر فریدون رهنما

مالی اسلامی

ابزارهای مالی اسلامی (صکوک)

حجت‌الاسلام دکتر سیدعباس موسویان

ابزارهای مشتقه بررسی فقهی و اقتصادی

حجت‌الاسلام دکتر غلامعلی معصومی‌نیا

فرهنگ‌سازی و آموزش

آشنایی با مفاهیم بورس و اوراق بهادار

محمدرضا مهران‌فر

خودآموز بورس

سید مجتبی فنایی

 www.seba.ir

 



ارسال توسط مباشرفر
تاريخ : شنبه ۱٧ مهر ۱۳۸٩

چگونه در بورس سرمایه گذاری کنیم؟


چگونه در بورس سرمایه‌گذاری کنیم؟ با وجود فعالیت بورس اوراق بهادار تهران از سال 1347 و گذشت حدود 42 سال، تعداد افرادی که در این زمینه به دادوستد می‌پردازند اندک است و آگاهی عمومی نسبت به این گونه تجارت در سطح مطلوب نمی‌باشد. اغلب سرمایه‌گذاران با روش‌های متداول سرمایه‌گذاری و مفاهیم آن آشنایی کافی ندارند. سرمایه‌گذاری در بورس اوراق بهادار بدون استفاده از ابزار ساده نیست و با وجود شرکت‌های متعدد شناخت و گزینش آن‌ها دشوار خواهد بود. اما در عصر اطلاعات بدون شناخت روش‌های سرمایه‌گذاری و انتخاب سهام ورود به عرصه دادوستد ناامیدی به همراه خواهد آورد.

در این مبحث و در ادامه آن به‌طور ساده با مفاهیم سرمایه‌گذاری و مراحل نخستین فعالیت در این بازار آشنا می‌شوید. باید بگویم که با فراگیری روش‌های سرمایه‌گذاری و مدل‌های جدید دادوستد، لذت بیشتری از بازی اوراق بهادار می‌برید و هر آنچه یاد می‌گیرد با علاقه آزمون خواهید کرد. شناخت سرمایه‌گذاری سرمایه‌گذاری تعاریف متفاوتی را در خود جای داده است و درمعنای اقتصادی آن عبارت است از مخارجی که صرف افزایش یا حفظ ذخیره سرمایه می‌گردد.



ادامه مطلب...
ارسال توسط مباشرفر
تاريخ : شنبه ٦ شهریور ۱۳۸٩

سی ثانیه پای صحبت آقای برایان دایسون مدیراجرائی اسبق در شرکت کوکاکولا

هیچ وقت از ریسک کردن نهراسیم! چرا ؟

که به ما این فرصت را خواهد داد تا شجاعت را یاد بگیریم.

فرض کنید زندگی همچون یک بازی است. قاعده این بازی چنین است که بایستی پنج توپ را در آن واحد در هوا نگهدارید و مانع افتادنشان بر زمین  شوید. جنس یکی از آن توپها از لاستیک بوده و باقی آنها  شیشهای هستند.

پر واضح است که در صورت افتادن توپ پلاستیکی بر روی زمین، دوباره نوسان کرده و بالا خواهد آمد،

ا ما آن چهار توپ دیگر به محض برخورد، کاملا شکسته و خرد  میشوند.

او در ادامه میگوید : آن چهار توپ شیشهای عبارتند از خانواده، سلامتی، دوستان و روح خودتان و توپ لاستیکی همان کارتان است



ارسال توسط مباشرفر
تاريخ : چهارشنبه ۳ شهریور ۱۳۸٩

خبرهای کانون  -

مهران عباسی انارکی، معاون اجرایی کانون فارغ التحصیلان دانشگاه آزاد اسلامی از برگزاری سلسله سمینارهای مهارت های کار و اشتغال با موضوع روشهای موفقیت درمصاحبه های استخدامی در شهریور ماه سال جاری خبر داد.

معاون اجرایی کانون فارغ التحصیلان دانشگاه آزاد اسلامی با اعلام این خبر گفت : سمینار مهارت های زندگی با موضوع: روشهای موفقیت درمصاحبه های استخدامی در نیمه دوم شهریور ماه سال جاری با حضور و سخنرانی دکتر شیخ استاد برجسته دانشگاه ویژه دانش آموختگان دانشگاه آزاد اسلامی برگزار می گردد.

عباسی انارکی در ادامه افزود: با توجه به بررسی نظرسنجی های صورت گرفته از برنامه های قبلی در نظر است این گونه سمینارها و کارگاههای کاربردی با عناوین تخصصی مختلف برگزار شود که در این برنامه، موضوع: روشهای موفقیت درمصاحبه های استخدامی را برای فارغ التحصیلان این دانشگاه در نظر گرفته ایم.

علاقمندان می توانند جهت ثبت نام و کسب اطلاعات بیشتر با شماره تماس 88777502(6خط- از ساعت 8 الی 20) تماس ویا به نشانی

اینترنتی http://www.aiau.ir/KanoonNews/Pages/seminar.aspx

مراجعه نمایند.



ارسال توسط مباشرفر
تاريخ : سه‌شنبه ٢ شهریور ۱۳۸٩

میلیاردرها

صدمین میلیاردر دنیا از سامسونگ می‌آید

الهام جوادی

لی کان هی رییس و مدیرعامل گروه بزرگ سامسونگ، با ثروت 2/7 میلیارد دلار صدمین میلیاردر جهان است. او پسر موسس گروه سامسونگ، لی‌بیونگ چول است و ثروت اولیه خود را از پدرش به ارث برده، ولی برای میلیاردر شدن تلاش فراوانی کرده است، گرچه او سومین فرزند پسر موسس بود، اما پدرش نسبت به دو فرزند اولش اعتماد نداشت.

او می‌خواست کسب و کار را به دست لی کان هی بسپارد، اما این کار به زمان نیاز داشت و تا دهه 1980 به طول انجامید تا تنش‌های پدید آمده کمتر شود.

لی بیونگ چول (1910-1987) موسس گروه سامسونگ بود. او فرزند یک خانواده زمین دار ثروتمند بود و از ثروتی که برایش به ارث گذاشته شده بود یک آسیاب برنج خرید. این کار آنچنان موفقیت آمیز نبود و بیونگ چول تصمیم گرفت کسب‌وکاری را با کامیون‌های بارکش در داگو شروع کند. او به دانشگاه واسدا در توکیو رفت، ولی تحصیلات خود را رها کرد. بعد از یک دهه سامسونگ آسیاب‌های آرد و محصولات شیرینی پزی تولید می‌کرد و بعد از آن با رشدی بسیار سریع با مشارکت عده بیشتری اداره گردید و به یکی از 10 شرکت بزرگ کره تبدیل شد. او شرکت سامسونگ را در سال 1938 تاسیس کرد.



ادامه مطلب...
ارسال توسط مباشرفر
تاريخ : سه‌شنبه ٢٦ امرداد ۱۳۸٩

سلام

موضوع مالی رفتاری جذاب هست ...

این مقاله که ترجمه شده می باشد را خوندم دیدم جالبه خواستم شما هم بخونید. ضمنا از این کارا چند تا خوبش تو ایران هم انجام شده که در فرصت ها بعدی برای شما به اشتراک می گذارم.

نشریه دانشگاه هاروارد بررسی می‌کند:

سرگذشت اقتصاد رفتاری

کریج لمبرت

مترجم: یاسر میرزایی

اودیسه در کنار جزیره اغواگر سیرنس

اقتصاد رفتاری توضیح می‌دهد که چرا ما وقتمان را هدر می‌دهیم، خرید می‌کنیم، قرض‌ می‌گیریم و تا فرصتی دست دهد، شکلات می‌دزدیم.

 

همچون همه‌ انقلاب‌های فکری، این یکی هم با بروز حقایق غیرمعمول و مشاهدات عجیب و غریبی آغاز شد که تفکر غالب نمی‌توانست توضیحش دهد. برای مثال قماربازان، حتی وقتی که مشخص است می‌بازند به شرط‌بندی ادامه می‌دهند. مردم مدعی‌اند که می‌خواهند برای بازنشستگی‌شان پول ذخیره کنند، بهتر بخورند، شروع به ورزش کنند، سیگارکشیدن را کنار بگذارند و همین تصمیم را هم دارند، اما این کارها را نمی‌کنند. قربانیانی که حس می‌کنند با آنها به بدی برخورد شده است، به خونخواهی برمی‌خیزند، اگر چه این کار به منافعشان لطمه می‌زند.

این حقایق غیرمتعارف، توهینی آشکار به مدل استاندارد عامل انسانی یعنی انسان اقتصادی است که اقتصاددانان کلاسیک و نئوکلاسیک آن را برای دهه‌ها (البته نه برای قرن‌ها) فرضی بنیادی دانسته‌اند. انسان اقتصادی تصمیماتی منطقی، عقلانی و خودخواهانه می‌گیرد که هزینه‌ها و فایده‌ها را می‌سنجد و سعی می‌کند ارزش و سود را برای خود حداکثر کند. انسان اقتصادی، مخلوقی باهوش، تحلیل‌گر و خودخواه است که به خوبی می‌تواند خود را برای رسیدن به اهداف درازمدتش تنظیم کند و گرفتار حالات و احساسات آنی‌اش نشود. انسان اقتصادی دستاویز ساده‌ای برای تولید نظریات دانشگاهی است، اما انسان اقتصادی از ضعفی کشنده رنج می‌برد: چنین انسانی وجود ندارد.

وقتی ما به دنیای انسان‌های واقعی برمی‌گردیم، می‌بینیم که رفتارها، ماشین‌وار نیست، بلکه غیرعقلانی، به ضرر خویش و حتی نوع‌دوستانه است. اینها مشاهدات معمولی است که برای قرن‌ها وجود داشته است؛ نوا اشرف، استاد مدیریت کسب‌وکار می‌گوید، آدام اسمیت در واقع «روان‌شناسی را همچون بخشی از تصمیم‌گیری می‌دید». «او نزاعی میان خواسته‌های نفس و نظارت بی‌طرف می‌دید». با این وجود، اقتصاد نئوکلاسیک این بینش‌ روان‌شناختی را کنار گذاشت. همین 15 سال پیش، زیرشاخه‌ای که اقتصاد رفتاری خوانده می‌شد (مطالعه‌ مردم با به کارگیری همزمان روان‌شناسی و اقتصاد تا بدانیم در عالم واقع چه طور تصمیم می‌گیرند) تلاشی حاشیه‌ای و غریب بود. امروز اقتصاد رفتاری بخشی جوان، پویا و قوی در جریان اصلی علم اقتصاد است و مفتخر به دریافت یک جایزه‌ نوبل و حجم قابل‌توجهی از تحقیق تجربی و تاریخی از به حاشیه‌ راندن تئوری‌های نئوکلاسیکی است که برای مدتی طولانی حاکم بر علم اقتصاد بود.

 



ادامه مطلب...
ارسال توسط مباشرفر
تاريخ : یکشنبه ٢٤ امرداد ۱۳۸٩

فرایند

سلام

چند روز پیش با یک نفری در خصوص وضعیت کارکنانش و نیز روش های انجام کارشون حسابی بحث می کردم. ایشون اصلا زیر بار این نمی رفت که تو کارهاشون مشکلی وجود داره و همه چیز را بر عهده خود ارباب رجوع و از عدم آشنایی با موضوع می دانست!!

داشتم فکر می کردم که به اون چی بگم که اینقدر بی خودی اصرار نکنه!؟!

یک دفعه این مثال یادم اومد ... چند سال قبل همیشه توی بانک این مشکل پیش می یومد که یکی می زد تو صف و داد همه را در می یاورد! بعد هم بین مشتریان بانک کلی دعوا می شد که چرا اینطوری شده از خود راضی بعدش هم مسئول باجه یک اخمی به همه می کرد و با یک حالت عجیب و غریب به کارش ادامه می داد.

ولی بالاخره یک آدمی پیدا شد که پیشنهاد داد به مردم شماره بدین!! اینطوری هر کسی سر نوبت خودش میره جلوی باجه و این فشاری هم که جلوی باجه وجود داره و این استرسی هم که به باجه دار وارد میشه نیز از بین خواهد رفت...

و اینگونه شد که بانک های خصوصی تاسیس شد چشمک و پشت سر اون هم بانک های دولتی از این روش استفاده کردند و البته نه همه بانک های دولتی. بالاخره تعدادی به این سیستم روی آوردند که حق با مشتری است و باید اصلاح روش کار صورت پذیرد.

ولی باز هم اون آقا نپذیرفت که فرایندهاش مشکل داره و باید یک فکری برای حل اونها بکنه ...



ارسال توسط مباشرفر
تاريخ : شنبه ٢۳ امرداد ۱۳۸٩

برای موفق شدن در کسب وکار چطور باید شروع کرد؟

 

امروز این سوال خیلیهاست؛ خیلی از شمایی که تازه میخواهید وارد بازار کار شوید و خیلی از شمایی که هنوز به رویاهای کاریتان نرسیدهاید. با اینکه هیچ پاسخ مشخصی برای این سوال وجود ندارد که برای همه رشتههای کاری و بیزنسها عمل کند اما بیزنس چند نکته و اصول کلی دارد که همه تاجران موفق تا به حال رعایت کردهاند. مهم نیست که چه میفروشید و تجارتتان درچه مورد است، اگر این 10  قانون را دنبال کنید موفقیت شما حتمی است.

 

1.    با خودتان صادق باشید. مهم نیست که دیگران چقدر پول درمیآورند، اگر از کارتان لذت نبرید هیچوقت از کارتان احساس غرور نخواهید کرد پس این کار را رها کنید. اگر کاری را دنبال کنید که علاقهای یا اعتقادی به آن نداشته باشید، بااینکه ممکن است به یک موفقیت موقتی برسید اما مطمئن باشید که دیر یا زود شما را کله پا میکند.

 

2.    یک نیاز پیدا کنید تا برآوردهاش نمایید. شاید میلیونها بار این را شنیده باشید اما هنوز هم این قانون عمل میکند. ساده‌‌ترین بیزنس این است که محصولات یا خدماتی را تولید یا ارائه کنید که نیاز مردم باشد.

نیازی نیست که زمان و پول زیادی را برای متقاعد کردن مشتریان صرف کنید چون آنها به چیزی که شما عرضه میکنید نیاز دارند. میتوانید توضیح دهید که چرا بهترین مرجع آنها برای نیازشان شما هستید. فقط باید اطمینان یابید که این همان نیازی است که مردم حاضرند برای آن پول خرج کنند.

 

3.    محصولات یا خدماتی را انتخاب کنید که بتوانید آنرا خیلی بیشتر از آنچه برای خودتان هزینه دارد بفروشید. اگر تفاوت بین هزینهای که برای خودتان درمیآید و قیمت فروش کم باشد، برای پیشرفت کار به مشکل میخورید. وقتی حاشیه سود کم باشد، پول کافی برای استخدام کارمند، پرداخت اجارهها، تبلیغات بیشتر و سایر مسائل نخواهید داشت.



ادامه مطلب...
ارسال توسط مباشرفر
تاريخ : سه‌شنبه ۱٢ امرداد ۱۳۸٩

میلیاردرها

ریاست شرکت بزرگ فولاد روسیه در سی سالگی

الهام جوادی

آلکسی مورداشوف مدیر عامل و سهامدار شرکت تولید فولاد سورستال (فولاد شمال)، با ثروت 9/9 میلیارد‌دلار هفتادمین میلیاردر جهان است. این شرکت یک شرکت روسی است که عمده فعالیت آن در زمینه فولاد و معدن و دومین شرکت بزرگ فولاد در روسیه است. تاسیسات اصلی سورستال از جمله کارخانه فولاد چرپووتز در شمال غرب روسیه، در شهر چرپووتز واقع است. درآمد سورستال در سال 2009 با بیش از 92‌هزار کارمند در حدود 13میلیارد‌دلار برآورد شده بود.

آلکسی مورداشوف در 26 سپتامبر سال 1965 در شهر چرپووتز در ایالت ولوگدا روسیه متولد شد. پدر او که در موسسه پلی‌تکنیک گورکی تحصیل کرده بود، زمانی که در کارخانه متالورژی چرپووتز کار می‌کرد با همسر آینده خود آشنا شد.

آلکسی مورداشوف در سال 1988 با افتخار از موسسه اقتصاد لنینگراد با مدرک کارشناسی فارغ‌التحصیل شد. او پس از فارغ‌التحصیلی در سال 1988 به عنوان یک اقتصاد‌دان به کارخانه متالورژی چرپووتزی پیوست. این شرکت به زودی به شرکت سورستال تغییر نام داد. او در سال 1992 زمانی که مدیر کل کارخانه، یوری لیپوهین، به او یاد داد که چطور سهام کارخانه را بخرد تا کارخانه به دست افراد خارج از آن نیفتد به مقام مدیر ارشد مالی شرکت ارتقا پیدا کرد. مورداشوف در سن 27 سالگی یک شرکت تابعه از سورستال تاسیس کرد که 76‌درصد سهام آن در اختیار او و 24‌درصد آن در اختیار سورستال بود. مورداشوف سپس توانست بیشتر سهام کارخانه را خریده و در سی سالگی مدیر کل کارخانه شد. او این کارخانه را گسترش داد و با خرید شرکت‌های خودروسازی، ذغال سنگ، بندرگاهی و حمل و نقل، آن را تبدیل به یک مجتمع صنعتی به نام سورستال کرد.



ادامه مطلب...
ارسال توسط مباشرفر
تاريخ : دوشنبه ۱۱ امرداد ۱۳۸٩

صنعت جهانی بورس در شش ماه نخست سال 2010

    دبیرخانه فدراسیون جهانی بورس ها (WFE) به تازگی گزارش خود را برای نیمه نخست سال جاری میلادی در خصوص وضعیت حاکم بر بازار سرمایه بین المللی ارایه کرد.

    براساس این گزارش، ارزش شاخص بورس های فدراسیون از ژانویه تا پایان ژوئن 2010 به طور متوسط بیش از یازده درصد کاهش داشت. با اینحال، عملکرد شاخص برخی از اعضا مثبت نیز بوده است. جدول زیر برترین بورس ها را از لحاظ بازده شاخص اصلی آنها در شش ماهه نخست سال 2010، و در مقایسه با مدت مشابه سال گذشته نشان می دهد.

 

ردیف

نام بورس

نام شاخص

درصد تغییر

1

بورس اوراق بهادار کلمبو

CSE All

89

2

بورس اوراق بهادار تهران

TEDPIX

55

3

بورس استانبول

ISE Nat. 100

48

4

بورس اندونزی

JSX Composil

43

5

بورس بوئینس­آیرس

Composite

42

6

بورس فیلیپین

PSEi

38

7

بورس تایلند

SET

33

8

بورس OMX کپنهاگ

OMXC

32

9

بورس ورشو

WIG Total Return

30

10

بورس مکزیک

IPC

29



ادامه مطلب...
ارسال توسط مباشرفر
تاريخ : شنبه ٩ امرداد ۱۳۸٩

میلیاردرها
بیش از 100 پله صعود در لیست میلیاردرها در یک سال

الهام جوادی
اولگ دریپاسکا میلیاردری که از سال 2009 تا 2010 بیش از صد پله در لیست میلیاردرهای دنیا بالا آمده در حال حاضر با 7/10 میلیارد دلار پنجاه و هفتمین میلیاردر دنیا است.

او در سال 2008 با ثروت 28 میلیارد دلار نهمین فرد ثروتمند دنیا بود، اما به خاطر رکود اقتصادی بازار و بدهی‌های سنگین در سال 2009 به رده 164 سقوط کرد. دریپاسکا مدیرعامل شرکت روسی بیسیک المنت و عضو هیات‌مدیره و مدیرعامل شرکت یونایتد RUSAL، بزرگ‌ترین شرکت آلومینیوم جهان است. در سال 2006 شرکت‌های RUSAL، سوآل و گلنکور اینترنشنال از سوئیس دارایی‌های مربوط به آلومینیوم خود را با هم ادغام کردند و نام یونایتد روسال را بر آن نهادند. یونایتد RUSAL با بیش از 75 هزار نفر کارمند در سال 2007 درآمدی بیش از 3/14 میلیارد دلار داشت.



ادامه مطلب...
ارسال توسط مباشرفر
تاريخ : یکشنبه ٢٧ تیر ۱۳۸٩

یک سال دیگه هم گذشت، رفت تو هفت سال

شش سال قبل بود که در تاریخ 28-04-1383 تصمیم به راه اندازی این وبلاگ گرفتم، دقیقا زمانی بود که وقتی توی اینترنت گروه مهندسی صنایع تهران شمال را جستجو میکردی، هیچ مطلبی پیدا نمیشد!

و اما امروز فقط کافی است از کلمات کلیدی مثل تهران شمال، مهندسی صنایع، آزاد تهران شمال و ... استفاده کنید تا در Top 10 Google این وبلاگ را پیدا کنید. فایده دیگری هم داشت، خیلی از دوستانی که مدتها از هم بیخبر بودن، وقتی این توی اینترنت به دنبال اثری از دانشکده محل تحصیل خود میگشتند به این وبلاگ بر میخوردند و توی آن خیلی اسامی آشنا پیدا میکردند.

در حال حاضر خیلی از هم دورهایهای سابق، در خارج از کشور در حال تحصیل و زندگی هستند، و شاید به جرات بشه گفت که از مشتریان همیشگی این وبلاگ میباشند.

با همه این حرفها، وقتی از بعضی از صنایعیهای در مورد این وبلاگ می پرسم که آیا اونو دیدن یا نه! اظهار تعجب از وجود چنین وبلاگی میکنند، پس خیلی جا داره تا به همه معرفی بشه.

به هر حال توی این چند سال سعی کردم که این وبلاگ را نگه دارم، بعضی وقتها خیلی مورد استقبال قرار می گرفت و بعضی وقت ها نه خیلی.

آخرین بار کی به این وبلاگ سر زدید چشمک

 

روزهای خوبی را برای شما آرزو می کنم



ارسال توسط مباشرفر
تاريخ : پنجشنبه ٢۳ اردیبهشت ۱۳۸٩

سلام

این روزها دیگه همه بلدند که چه جوری عکس پس زمینه موبایل و کامپیوتر خود را عوض کنند! هر کسی عکسی می گذارد و حتی زنگ موبایل آدم ها با هم فرق می کند. کمتر پیش می آید با عکس پس زمینه و زنگ موبایل مشابهی برخورد کنیم.

این زنگ موبایل ها به نوعی با روحیات ایشان ارتباط دارد و نیز این عکس پس زمینه موبایل و کامپیوتر به نوعی بیانگر آرزوهای افراد که شاید به زودی به آن دست پیدا خواهند کرد، باشد. زیبایی های که کمتر به آن توجه شده است. چه خوب است هر روز تصویر آرزوی خود را ببینید.

حالا خوب شد، این دفعه به دقت بیشتری به اطراف خود نگاه کنید. شاید چیزهای بیشتری بدست آورید.



ارسال توسط مباشرفر
تاريخ : شنبه ٢۸ فروردین ۱۳۸٩

سلام

این مطلب را جایی خوندم ... دیدم جالبه ... گفتم شما هم بخونید

قانون صف:

اگر شما از یک صف به صف دیگری رفتید، سرعت صف قبلی بیشتر از صف فعلی خواهد شد.

قانون تلفن:

اگر شما شماره‌ای را اشتباه گرفتید، آن شماره هیچگاه اشغال نخواهد بود.

قانون تعمیر:

بعد از این که دست‌تان حسابی گریسی شد، بینی شما شروع به خارش خواهد کرد.

قانون کارگاه:

اگر چیزی از دست‌تان افتاد، قطعاً به پرت‌ترین گوشه ممکن خواهد خزید.

 قانون معذوریت:

اگر بهانه‌تان پیش رئیس برای دیر آمدن پنچر شدن ماشین‌تان باشد، روز بعد واقعاً به خاطر پنچر شدن ماشین‌تان، دیرتان خواهد شد.

  قانون حمام:

وقتی که خوب زیر دوش خیس خوردید تلفن شما زنگ خواهد زد.

  قانون روبرو شدن:

احتمال روبرو شدن با یک آشنا وقتی که با کسی هستید که مایل نیستید با او دیده شوید افزایش می‌یابد.

  قانون نتیجه:

وقتی می‌خواهید به کسی ثابت کنید که یک ماشین کار نمی‌کند، کار خواهد کرد.

  قانون بیومکانیک:

نسبت خارش هر نقطه از بدن با میزان دسترسی آن نقطه نسبت عکس دارد



ارسال توسط مباشرفر
تاريخ : چهارشنبه ۱٢ اسفند ۱۳۸۸

منش مدیریت پروژه و مک دونالد

 

پارچه نوشته های بزرگی بر سردر رستوران های مک دونالد نصب می شود که بر روی آنها نوشته شده "یک ساندویچ بیگ مک فقط 99 سنت". 99 سنت دقیقاً همان قیمت تمام شده این ساندویچ است. پس شرکت مک دونالد سود خود را از کجا به دست می آورد؟ مشتری وارد رستوران می شود به خیال اینکه غذای امروز وی ارزان تمام خواهد شد. اما در هنگام پرداخت باید 6 دلار پرداخت کند! واقع مطلب این است که آن ساندویچ را نمی شود بدون نوشابه خورد، و قیمت نوشابه مثلاً دو دلار است. با اضافه شدن سیب زمینی و شاید یک دسر سیب مجموع هزینه ها به همان 6 دلار بالغ می گردد.

این تکنیک بازاریابی را به نام روش مک دونالد می شناسند. در این روش، مشتری را با معروف ترین محصول جذب کرده، بعد با فروش محصولات مکمل، به قیمت بالا، سود مورد نظر را به دست می آورند. از طرف مشتری، اگر توجه لازم به این شیوه نشود در انتها خیلی دلخور خواهد شد و از این معامله گله مند. از داستان مک دونالد این نتیجه را می گیرم که به عنوان یک مشتری باید حواسم جمع باشد و بدانم که اصل مطلب کجاست. با تشخیص درست می توان هم به هدف رسید و هم دلخور نشد.

اکثر تکنیک های مدیریت پروژه، آنهایی که در کتب استانداردهای مدیریت پروژه ثبت شده اند، در دهه پنجاه و شصت میلادی تولید شده اند؛ تکنیک مسیر بحرانی، PERT، ارزش کسب شده، آنالیز مشتریان و بقیه آنها. شاید به غیر از زنجیره بحرانی که در اواخر دهه نود به میان آمده دیگر نتوان از تکنیک جدیدی اسم برد. نرم افزارها نیز با توجه به رشد پیکربندی سیستم ها رشد کرده اند. آنچه در کتب مدیریت پروژه بیشتر درج می شود همین تکنیک ها هستند. شاید ما به عنوان خواننده بیشتر به همین تکنیک ها توجه می کنیم. ولی واقعیت این است که تکنیک ها حکم بیگ مک را دارند و اصل سود در جای دیگری نهفته است. آموزش تکنیک های مدیریت پروژه چه در غالب تئوری و چه در غالب نرم افزاری در کوتاه مدتی امکانپذیر است. این کاری است که ما سالهاست به آن مشغولیم، اما به طرز قابل ملاحظه ای نمی توانیم از "فواید" این آموزش ها بهره مند شویم! چرا؟ به دلیل اینکه اصل قضیه در بهره مندی مورد انتظار در جای دیگری قرار دارد که بر روی پارچه نوشته های بزرگ تبلیغاتی دیده نمی شوند. بهره مندی از تکنیک های مدیریت پروژه مدیون استقرار "منش" و رفتار پروژه ای است. سازمان ها حاضر هستند که برای آموزش تکنیک ها هزینه کنند، که این هم خود جای قدردانی دارد! نمی توان تکنیک مسیر بحرانی را در سازمان مستقر کرد وقتی که نظم لازم برای انجام کارها وجود ندارد. نمی توان قراردادها را مدیریت کرد در حالیکه ثبت وقایع پروژه اهمیتی ندارد. نمی توان پروژه را مدیریت کرد در حالیکه معلوم نیست ذینفع مالک است، مدیر است یا پیمانکار!

 در بُعد تکنیک ها و اطلاعات، به نظر می آید که ما نسبت به آنان چیزی کم نداریم. شاید در بسیاری از اوقات دانش و اشراف شرکت های معتبر نسبت به تکنیک ها تعجب ما را بر انگیخته باشد. اما در بُعد منش کار پروژه ای، دنیایی از یادگیری وجود دارد. هنگام تهیه ساختار های تقسیم کاری قبل از اینکه به معیارهای تجزیه بپردازند به مالکیت آن توجه می کنند، چه ارگانی در تهیه، نگهداری و توزیع آن مسئولیت دارد و در انتها باید پاسخگو باشد. برای تشکیل جلسات باید دستور جلسه نوشت و در پایان هم صورت جلسه تهیه کرد. مهمتر از همه چیز، در مقابل تأمین اهداف پروژه در داخل سازمان باید مسئولین و پاسخگویان مشخص گردند. بعد از اتمام پروژه زمانی را برای استراحت و بازیابی انرژی تخصیص می دهند.

رفتار و منش پروژه ای کار کردن نیاز اصلی موفقیت در پروژه هاست، نه بیگ مک تکنیک ها؛ توجه کنیم.

 



ارسال توسط مباشرفر
تاريخ : پنجشنبه ۱٢ آذر ۱۳۸۸

پنیسیلین

کشاورز فقیری از اهالی اسکاتلند فلمینگ نام داشت.یک روز در حالی که به دنبال امرار معاش خانواده اش بود از باتلاقی در آن نزدیکی صدای درخواست کمک را شنید وسایلش رابر روی زمین انداخت و به طرف باتلاق دوید پسری وحشت زده که تا کمر در باتلاق فرو رفته بود فریاد میزد وتلاش میکرد تا خودش را آزاد کند فارمر فلمینگ او را ازمرگ تدریجی وحشتناکی نجات داد .روز بعد کالسکه ای مجلل به منزل محقرفارمر فلمینگ رسید مرد اشراف زاده خود را به عنوان پدر پسری معرفی کردکه فارمر فلمینگ نجاتش داده بوداشراف زاده گفت میخواهم جبران کنم شما زندگی پسرم را نجات دادی کشاورز اسکاتلندی جواب داد من نمیتوانم برای کاری که انجام داده ام پولی بگیرم در همین لحظه پسر کشاورز وارد کلبه شد اشراف زاده پرسید  پسر شماست کشاورز با افتخار جواب داد بله           

کشاورز:با هم معامله میکنیم اجازه بدهید او را همراه خودببرم تا تحصیل کند.اگر شبیه پدرش باشد به مردی تبدیل خواهد شد که تو به او افتخار خواهی کرد پسر فارمر فلمینگ از دانشکده پزشکی سنت ماری در لندن فارغ التحصیل شد و همین طور ادامه داد تا در سراسر جهان به عنوان الکساندر فلمینگ کاشف پنیسیلین مشهور شد سال ها بعد پسر همان اشراف زاده به ذات الریه مبتلا شد میدانید چه چیزی نجاتش داد؟پنیسیلین



ارسال توسط مباشرفر
تاريخ : سه‌شنبه ۱٠ آذر ۱۳۸۸

سلام

من هستم ... نگران نباشید

به زودی خواهم آمد

این روزها هوا سرد شده و از کنار پنجره شکسته کلبه ما سوز می یاد ... دستام روی کیبور یخ زده. ولی دلم گرمه که بهار میشه یخ ها آب می شن و درخت ها سبز میشن. تعدادی درخت و شمشاد کاشتم (چند سالی است)‌ دیروز داشتم نگاهشون می کردم،‌دیدم زرد شدن و برگاشون ریخته ..

این بار می خوام از ارتباط مهندس صنایع و جنگل بنویسم. بله جنگل، همون جایی که شیر و ببر داره،‌همون جایی که خرس هم داره. نقش مهندس صنایع بین سایر رشته ها مانند نقش کدام گیاه یا حیوان (مخلوق خداوند متعال) است.

نقش مهندس مکانیک شاید مثل قاصدک است که به تولید و ادامه نسل گیاهان کمک می کنه،‌ نقش مهندس شیمی شاید مثل نقش گیاهان گوشت خوار است!!
مهندس صنایع توی جنگل چی کار میکنه؟! مشاور سلطان جنگل است و یا در دفتر جنگل بانی به دیوار آویزان شده است؟



ارسال توسط مباشرفر
تاريخ : پنجشنبه ۱٦ مهر ۱۳۸۸

از فروش بطری‌ تا تاسیس هارودس

 فروشگاه هارودس (Harrods) بزرگ‌ترین و مجهزترین فروشگاه انگلستان است که به دلیل تنوع فروش و ظاهر ویژه‌اش، شهرتی جهانی یافته است. این فروشگاه چند طبقه، تمامی امکانات رفاهی برای مشتریان را دارد و گفته می‌شود هر کسی به قصد خرید هر محصولی می‌تواند به آنجا مراجعه کند. تنوع محصولات آن به حدی است که بسیاری می‌گویند شما حتی می‌توانید برای خرید یک فیل به آنجا بروید. البته شهرت بیش از حد این فروشگاه تنها، به بزرگی و حجم وسیع محصولات ارائه شده‌اش محدود نمی‌شود، بلکه وجود سالن‌های غذاخوری متعدد و رستوران‌های مجلل و شیک در آن، از دیگر علل این خوش‌نامی محسوب می‌شود.

اما مدیر این فروشگاه عظیم یک تاجر مصری به نام محمد الفاید است. محمد عبدل الفاید در 27 ژانویه سال 1929 در شهر باکوس مصر در نزدیکی اسکندریه به دنیا آمد. او فرزند ارشد خانواده فقیری بود که یک معلم ساده سرپرستی آن را بر عهده داشت. به دلیل عدم توانایی خانواده، فرزندان از همان سنین کودکی به کسب و کار روی آوردند و هر یک به نوعی نیازهای مادی خود را برآورده می‌‌کردند.

محمد در ابتدا به فروش نوشابه‌های کوکاکولا روی آورد. او جعبه‌های نوشابه را از محله‌های دیگر می‌خرید و برای فروش، به محله فقیرنشین خودشان می‌آورد. به همین طریق از سود اندک فروش نوشابه می‌توانست لوازم‌‌التحریر مدرسه بخرد. اندکی بعد، با بیشتر شدن نیازها و کاهش توان خریدش حرفه جدیدی آغاز کرد. این بار او به جای فروش نوشابه به فروش چرخ‌های خیاطی روی آورد. چندی بعد نیز با به پایان رسیدن دوران تحصیلش، شغل معلمی را برگزید و این‌گونه امرار معاش می‌کرد. الفاید در آن دوران حتی در رویاهایش نیز داشتن عنوانی چون تاجر ثروتمند یا مدیر یک فروشگاه عظیم چون هارودس را تصور نمی‌کرد. اما گردش ایام این بار به کام او بود. آشنایی او با خواهر یک تاجر بین‌المللی به نام عدنان خاشوجی زندگی او را به کل زیر و رو کرد.

ازدواج او با این دختر سبب شد با عنوان مسئول امور بازرگانی عدنان در عربستان سعودی مشغول به کار شود. در مدت زمان بسیار کوتاهی توانست کنترل کلیه امور را در اختیار گیرد و همانند یک تاجر باتجربه، به انجام معاملات بزرگ و سودده بپردازد. موفقیت او در این زمینه سبب شهرتش میان تجار و مدیران اقتصادی کشورهای دیگر چون امارات، هائیتی و انگلستان شد. در همین زمان با بازگشت او به مصر و افتتاح اولین کمپانی تجاری شخصیش، سلطان برونئی که یکی از ثروتمندان دنیا به شمار می‌رود، او را به عنوان مشاور اقتصادیش برگزید. اگرچه ازدواج با یک دختر ثروتمند عامل اصلی آغاز موفقیت‌های او در زندگی به حساب می‌آید، اما هوش بازرگانی و شم اقتصادی او نیز از عواملیند که را از آغاز مسیر تا پایان و رسیدن به موفقیت‌های بزرگ‌تر همراهی کرده‌اند. بی‌شک، بدون در اختیار داشتن استعداد کافی و تجربه‌های دوران نوجوانی و جوانی، محمد هرگز نمی‌توانست از عهده این مهم برآید.

سال 1974، دوران تازه‌ای را در کارنامه زندگانی الفاید رقم زد. در این سال، او رسما وارد کشور انگلستان و شهر لندن شد و امور بازرگانی خود را در آنجا آغاز کرد. تقریبا یک سال پس از ورودش، به عضویت هیئت‌مدیره کمپانی بزرگ Lonrho درآمد و در نقش یک مدیر بزرگ و موفق ظاهر شد. در سال 1979، هتل Ritz پاریس را خرید و در سال 1985، به همراه برادرش علی فروشگاه هارودس را به مبلغ 5/6 میلیون پوند صاحب شد.

خرید این فروشگاه توسط الفاید، سر و صدا بسیاری ایجاد کرد. از آنجا که هارودس در مالکیت مدیر هیئت‌مدیره «Lonrho» یعنی رولند قرار داشت و او هم علی‌رغم میل باطنیش به این فروش تن داده بود، هر بار با طرح ادعایی سعی در مخدوش کردن چهره الفاید و برادرش داشت. به طوری که سرانجام در سال 1990، با اتهام دزدی به این 2 برادر، پرونده جدیدی علیه آن‌ها ساخت. با این اتهام برادران الفاید دستگیر شدند اما اندکی بعد با درگذشت رولند همه چیز به پایان رسید و 2 برادر آزاد شدند. با اثبات بی‌گناهی آن‌ها و طرح شکایت علیه پلیس بین‌الملل دوباره اوضاع به حالت اولیه خود بازگشت و رونق اقتصادی فروشگاه هارودس از سر گرفته شد.

از آنجا که انگلیسی‌ها هرگز دوست ندارند در بازی‌های سیاسی یا اقتصادی بازنده از میدان خارج شوند، در مقابل پیشرفت‌های الفاید دست به بازی جدیدی زدند. طرح اتهاماتی چون حمایت او از گروه القاعده همواره از سوی سیاست‌مداران انگلیسی شنیده می‌شد تا اینکه او سرانجام مجبور به ترک این کشور و برگزیدن کشور سوئیس‌ جهت اقامت شد.

جالب است بدانید که پسر الفاید در جریان تصادف پرنس دایانا در سال 1997 همراه او بوده و او نیز در آن تصادف جان خود را از دست داد.

هم اکنون محمد عبدالعزیز، کارگردان صاحب‌نام مصری در تدارک تهیه یک سریال تلویزیونی با عنوان محمد المصری است که درباره زندگانی محمد الفاید است

منبع: سایت کانون فارغ التحصیلان دانشگاه آزاد



ارسال توسط مباشرفر
تاريخ : پنجشنبه ٩ مهر ۱۳۸۸

پیشرفت تکنولوژی و برند سازی

سلام

بعضی وقتا که به سرعت تغییرات و بخصوص تغییرات تکنولوژی فکر میکنید از این سرعت شگفت زده خواهید شد. شاید ١۵ سال قبل داشتن تلفنی که همراه شما باشد خیلی دور از ذهن نبود ولی داشتن تلفنی که هم ریش تراش باشه،‌هم فهوه ساز، هم ویدیو پروژکتور، هم ساز دهنی و از همه مهمتر که یک دستگاه مترجم به پنجاه زبان زنده دنیا و ... دور از ذهن بود. و اما حالا ...

حالا امروز این موبایل شبیه سازی شده و می تونید به وب سایت مربوط به آن مراجعه کنید.

اینجا را کلیک کنید ... Pomegrante

فقط مقداری صبر کنید تا وب سایت کامل آپلود بشه



ارسال توسط مباشرفر
تاريخ : دوشنبه ۱٦ شهریور ۱۳۸۸

یک داستان از آینده- در سال 1412 خورشیدی

سلام

قبل از هر چیزی به ورودی های امسال ( 1388) رشته مهندسی صنایع تبریک میگم و برای همه آنها آرزوی موفقیت روز افزون دارم. دقیقا دوازده سال قبل بود که رشته مهندسی صنایع در دانشگاه آزاد واحد تهران شمال تاسیس گردید و تعدادی دانشجو به عنوان اولین ورودی های خود جذب نمود. این روند تا به امروز ادامه داشته و چیزی بالغ بر هشتصد دانش آموخته از این رشته فارغ التحصیل شده اند.

ولی امروز نمی خواهیم به گذشته برگردیم. می خواهیم از یک داستان واقعی که در ٢۴ سال آینده،‌یعنی در ٢١ شهریور ماه سال ١۴١٢ خورشیدی اتفاق خواهد افتاد با شما صحبت کنم.

قبل از هر چیزی به این نکته اشاره کنم که تمامی اسامی این داستان واقعی است و اصلا مو،لای درزش نمیره ... بنابراین هر اعتراضی دارید همین پایین بنویسید. تلفنی پاسخگو نیستم ..!! چشمک

 ----------

موضوع داستان : برخورد اتفاقی بین دونفر از فارغ التحصیلان رشته مهندسی صنایع در ایستگاه مترو تقاطع پل صدر- خیابان شریعتی

ساعت ٧:٢۵ صبح روز یکشنبه 21 شهریور ماه سال ١۴١٢

مکان : ایستگاه مترو در تقاطع پل صدر- خیابان شریعتی

امیر.گ : یک بلیط دو سفره بده آقا

مسئول بلیط فروشی مترو :‌ بفرما ... آقا بقیه پولت رو بردار

امیر. گ یک تشکر کرد و دوان دوان به سمت سکوی سوار شدن می دود ... نفس نفس میزنه، دیگه سنی از این امیر گذشته فکر کنم چیزی حدود ۵۵ سالش شده

امیر.گ : ای بابا این قطار هم که رفت حالا باید ١٠ دقیقه منتظر باشم... بهتره که بشینم

همینطور که امیر.گ داشت می شست چشمش به یک نفری افتاد که خیلی آشنا بود ... آره خودشه ... خودشه وای چه اتفاق باحالی این سیامک.ت هست!!! یادش به خیر اون قدیما با اون داداش دو قلوش تو کار لوازم خانگی بودن.


امیر.گ ،‌میره به سمت سیامک ... آره در یک لحظه سیامک هم اونو شناخت. به به چه روز جالبی حداقل به قطار نرسید، ولی این سیامک.ت رو دید ... چطوری سیامک ....

سیامک.ت: سلام ... چاکریییییییییییییم (مثل قدیما) چی کار کردی امیر، بابا این موها همه سفید شده

امیر.گ : روزگاره دیگه، خوبی پسر؟ اینجا چی کار میکنی؟

سیامک.ت‌ : دنبال یک لقمه نون حلال هستم ... هاهاها

امیر.گ : مثل قدیمی، هنوز هم همونطور شوخو شنگی ... هاهاها

سیامک.ت : امیر تو اینجا چی کار می کنی

امیر.گ : دارم می رم دنبال کار بازنشستگی

سیامک.ت :‌نه بابا؟! ... جون امیر، دیگه با زن نشین شدی   ایول، از خودت بگو ببینیم چی کار کردی

امیر.گ :‌هی چی تقریبا ٣٠ سال تو همون شرکت قبلی بودم و همین اواخر هم مدیر عامل و رئیس هیات مدیره شدم... نفسی می یاد و میره خوبه ٢ تا پسر هم دارم که یکی از اونها امسال مهندسی صنایع تهران شمال قبول شده

سیامک.ت :‌به به مبارک باشه خیلی خوبه ... هنوز تهران شمال مهندسی صنایع داره!! جالبه رفتی خودت دانشگاه شاید از قدیمی ها کسی رو اونجا دیده باشی. شاید کمکی بتونه بکنه که مثل ما درس ها رو دو دره بکنه و نمره به زور از استادا بگیره؟!؟!

امیر.گ :‌ آره رفتم چند تا از قدیمی ها رو دیدم ولی اونا منو یادشون نبود ...!! راستی می دونی این ایستگاهی که الان توش هستیم همون دانشکده فنی تهران شمال است که ٣٠ سال قبل ما تو این ساختمان ثبت نام کردیم ...

سیامک.ت :‌نه بابا ... اونو خراب کردن و اینون جاش ساختن ... چه جالب

امیر.گ : آره فکر کنم سال ١٣٨٧ بود که این کار رو انجام دادن، امروز دارم می رم دنبال کار بازنشستگی و یواش یواش دارم خودمو آماده می کنم. البته یک کارگاه تولیدی برای خودم جور کردم که سرم گرم باشه ... راستی مشتری اگه تونستی جور کنی پورسانتت هم سر جاشه

سیامک.ت : هاااااان ... باشه چند درصد می دی .... هاهاها

امیر.گ : تو بیار، با هم کنار می یایم. راستی از بچه ها خبر داری

سیامک.ت :‌ مثلا کی ؟؟

امیر.گ : حمید.الف، خیلی ساله ازش خبر ندارم ..

سیامک.ت : والا نه من زیاد با بچه ها ارتباط نداشتم هر وقت با کسی کار داشتم به اون زنگ می زدم ولی پیگیر داستان نبودم ...

امیر. گ : از سعید.م چه خبر ... هنوز وبلاگشو داره؟ چه روزهایی داشتیم. یادته بچه ها رو جمع می کرد. چه خوب بود!! همون قدیما یک دفعه آخرین باری بود که سعید این کار رو کرد و تهدید کرده بود اگه زیر ۶٠ نفر برن دیگه این گردهمایی را برگزار نمی کنه و متاسفانه همین هم شد. فکر کنم سال ١٣٨۶ یا ٨٧ بود که دیگه اون هم بی خیال شد.

سیامک.ت :‌آره من چند تاشو رفتم ولی دیگه فرصت نشد. نمی شد ما سرمون خیلی شلوغ بود و سر گرم کار و زندگی و پول در آوردن این جور مسائل بودیم

امیر.گ : آخه زندگی یعنی چی؟ ... یعنی همین که به این کارا برسیم و دور هم باشیم!!

شبانه روز ٢۴ ساعته که ٧ ساعتشو خوابیم، ٢ ساعت هم هر روز طول میکشه از خونه بریم محل کار و از محل کار برگردیم خونه، ٨ ساعت هم کار می کنیم، چهار عمل اصلی آدم هم ٢ ساعت رو به خودش اختصاص میده پس موند ۵ ساعت که اگه روزی ٢ ساعت هم اضافه کار بمونیم میشه ٣ ساعت برای خانواده و کلا زندگی کردن وقت داریم

سیامک.ت :‌  اینطوری که تو حساب کردی که چیزی نموند ته اش ... تو که لالایی بلدی چرا خودت خوابت نمی بره!!

امیر.گ : من هم دارم افسوس اون سال های گذشته را می خورم که در بی خبری سپر شد و الان فکر کنم این سعید.م 35-36 سالگی تاسیس گروه مهندسی صنایع تهران شمال را داره خبر میده ... هاهاها

سیامک.ت : کاش بشه یک باره دیگه اون جمع قدیمی را دوباره دور هم ببینیم و یادو خاطره گذشته رو زنده کنیم و ببینیم کی کجاست و چی کار میکنه... الان به سعید باید بگیم که یک نشست پیر مرد های صنایع تهران شمال رو بذاره. کاش می شد برگردیم به همون قدیما- مثلا سال 1388می شد اون جمع دوستان دوران دانشگاه رو دوباره می دیدیم و ارتباط حفظ می شد ... به جون خودم اگه این ارتباط از همون قدیما خوب می رفت جلو و بعضی ها برای همدیگه قیافه نمی گرفتن و کلاس نمی ذاشتن می دونی چه چیزی می شد امروز- می دونی چه پولی می شد از توش در آورد- می دونی چه امکاناتی فراهم می شد.

امیر.گ : آره می دونم ولی نمی دونم چرا نشد ... سعید گفت و سعی هم کرد ولی نشد ... !!

سیامک.ت : همین الان هم شاید بشه کاری کرد ولی کی می خواد بره دنبالش /

امیر.گ : راستی از پرهام.م – امیر هوشنگ.ش – یاسر.ن – ابراهیم.الف – سعید.تا – محمد.پو – روزبه.الف – روح اله. م – امیرحسین.ع – کامران.ی- سامان.نو – امیر.صا – امیر. رو – مهدی.شم – سیامک. سح – علی- خو – رضا.نی – رضا. اف – کوشا.حق – علی. نع – رضا. کب – علیرضا.ام – میثم. ام – کیوان. آر – نیما. عس- رضا.آی – رامین. با – امید.بو – علی. فر – احسان.غف – امید.قر – فرزاد.ح – رضا. کب – میتن. کر- حامد.خا – جواد.خم – امیر. من – پویا. پ – علی. را – شهروز. ری – ابولفضل. ص – مسعود.ص – احسان.سرا- هادی. شع – احسان.شاه – مهران. شهس – احسان. شیخ – احسان. شیرا – محمد.تو – هانی. وح -  زاهدی. گل – حامد. زرگ – مهدی. زرگ – علی.ابو- محمد. رج- یاسین.ز  ... چه خبر ؟؟

می دونی کجا هستن... شاید توی وبلاگ سعید یک رد پایی بشه ازشون پیدا کرد

امیر.گ : ای بابا این یکی قطار هم رفت !!!

 

" و این داستان ادامه دارد،

حالا خودمونیم کسی خبر داره از این دوستان؟

این داستان ادامه داره و فقط یک قسمت دیگه خواهد داشت. شما فرصت دارید اسم خودتون رو تو این اسامی پیدا کنید و یا اینکه به این لیست اضافه کنید و یک اثری از خود برای آینده بگذارید. می تونید هم کلا خودتون رو شیفت دیلیت کنید. ولی اینطوری نشه که بعدا افسوس گذشته رو بخورید "

 

قسمت جالب داستان در برنامه بعدی خواهد بود ... از غافله عقب نمونید



ارسال توسط مباشرفر
تاريخ : شنبه ٢٧ تیر ۱۳۸۸

پنجمین سالروز تاسیس وبلاگ صنایع تهران شمال

سلام

مثل سال قبل و سال های قبل تر، چنین روزی یک ایمیل از من دریافت می کردید و یک یادداشت توی وبلاگ می دیدید که بیانگر بزرگتر شدن این وبلاگ بود. نوشتن کار ساده ای نیست و اینکه وبلاگ بتونه به روز بمونه و مشتری خودشو داشته باشه کار بسیار دشواری است.

خیلی عوامل از جمله حمایت شما دوستان و کامنت هایی که برای من می گذاشتید طی این مسیر را ساده تر کرد. یک روزی توی اینترنت وقتی به دنبال مطلبی در خصوص مهندسی صنایع تهران شمال می گشتم چیزی پیدا نکردم و همون روز تصمیم گرفتم که بانی این حرکت خودم باشم. الآن وقتی در موتور جستجوی گوگل این وبلاگ را جز ١٠ انتخاب اول گوگل در جستجو های مختلف از جمله "مهندسی صنایع" و "دانشگاه آزاد تهران شمال" می بینم خیلی خوشحال می شم چون این نشون می ده که این وبلاگ از طرف مراجعین خود نیز دارای جایگاهی  خوبی شده است.

به هر حال این یادداشت مربوط به پنجمین سالروز تاسیس می شود که شما را به یک یادداشت و اظهار نظر در همین پایین دعوت می کنم.

موفق باشید

مباشرفر



ارسال توسط مباشرفر
تاريخ : دوشنبه ۳۱ فروردین ۱۳۸۸

اولین همایش سراسری رویکردهای نوین در مهندسی صنایع

٢٣ و ٢۴ اردیبهشت ماه سال ١٣٨٨ به همراه چهار کارگاه تخصصی

نمایشگاه جانبی به مدت ۵ روز از ٢١ الی ٢۵ اردیبهشت

بازدید و تورهای آموزشی

مکان: دانشگاه غیر انتفاعی شمال - آمل

زمان ٢١ الی ٢۵ اردیبهشت ماه

جهت کسب اطلاعات بیشتر می توانید با آقایان

مهدی ریاحی - رئیس کمیته دانشجویی انجمن مهندسی صنایع

هامون طهماسبی - دبیر کمیته دانشجویی

احد خلجی - مدیر اجرایی همایش



ارسال توسط مباشرفر
آخرین مطالب