اولین پایگاه اینترنتی مهندسان و دانشجویان صنایع دانشگاه آزاد واحد تهران شمال
این وبلاگ در سال 1383 به منظور ایجاد ارتباط مستمر بین دانشجویان و دانش آموختگان رشته مهندسی صنایع دانشگاه آزاد واحد تهران شمال تاسیس گردید. لطفا جهت استفاده از منوی سمت راست وبلاگ چند لحظه صبر کنید

تاريخ : جمعه ٢٤ شهریور ۱۳٩۱

سلام فرشته

همچنان قصد دارم که هر سال چنین روز هایی رو یاد آوری کنم. 
آیا باورتان می شود که 15 سال از تاسیس این رشته گذشته ؟؟

خیلی زود گذشت و الان در آستانه شروع سال تحصیلی جدید هستیم ...

یادتون هست که اون موقع ها می گفتن که قراره دانشگاه منتقل بشه به محل جدیدش در تهرانپارس/   از ترم قبل گروه مهندسی صنایع از قبادیان غربی به محل جدید دانشگاه منتقل شد ... !!

راستی یک گروه توی گوگل برای ارتباط بیشتر صنایعی های تهران شمال راه اندازی شده، اگه دوست داشتید یک سری بزنید و عضو شوید.

لینک اون رو برای سایر دوستان ارسال کنید.

 

 

 

 

http://groups.google.com/group/ietshomal?hl=en

 

ietshomal@googlegroups.com

 https://groups.google.com/group/ietshomal

مثل همیشه موفق و پیروز باشید   لبخند 



ارسال توسط مباشرفر

سلام

امسال پاییز،  15 امین سال تاسیس مهندسی صنایع تهران شمال خواهد بود. 

بوی مهر یادآور خاطرات زیبای فراوانی است. دوستان 76 ای فراموش نکردند که شروع این رشته با چه وضعیتی بود و الان پس از چهارده سال چه مسیری را طی کرده و در چه وضعیتی قراردارد.

این وبلاگ در سال 1383 تاسیس شد و هدف مشخصی را طی کرد. امروز نیز می شه گفت به قسمت عمده ای از اهداف خود دست یافت و حالا باید فکری بهتری برای استفاده از ظرفیت های موجود  کرد ...

در این مدت بیش از 102 هزار مرتبه این وبلاگ بازدید شده است. الان به طور متوسط روزانه 60 بازدید کننده دارد. ضمنا تا حال حاضر بیش از 1500 یادداشت توسط شما دوستان در این وبلاگ ثبت شده است و 400 نفر هم به عنوان عضو ثابت این وبلاگ در آمده اند ...   قلب

 

تصمیم گرفتم که فعالیت این وبلاگ را به پایان برسانم و برای تمام دوستان خوبم آرزوی موفقیت کنم. 

ضمنا در این آخرین یادداشت پذیرای نظرات شما دوستاااااااااااااااااااان هستم   لبخند



ارسال توسط مباشرفر

سلام

امسال پاییز،  15 امین سال تاسیس مهندسی صنایع تهران شمال خواهد بود. 

بوی مهر یادآور خاطرات زیبای فراوانی است. دوستان 76 ای فراموش نکردند که شروع این رشته با چه وضعیتی بود و الان پس از چهارده سال چه مسیری را طی کرده و در چه وضعیتی قراردارد.

این وبلاگ در سال 1383 تاسیس شد و هدف مشخصی را طی کرد. امروز نیز می شه گفت به قسمت عمده ای از اهداف خود دست یافت و حالا باید فکری بهتری برای استفاده از ظرفیت های موجود  کرد ...

در این مدت بیش از 102 هزار مرتبه این وبلاگ بازدید شده است. الان به طور متوسط روزانه 60 بازدید کننده دارد. ضمنا تا حال حاضر بیش از 1500 یادداشت توسط شما دوستان در این وبلاگ ثبت شده است و 400 نفر هم به عنوان عضو ثابت این وبلاگ در آمده اند ...   قلب

 

تصمیم گرفتم که فعالیت این وبلاگ را به پایان برسانم و برای تمام دوستان خوبم آرزوی موفقیت کنم. 

ضمنا در این آخرین یادداشت پذیرای نظرات شما دوستاااااااااااااااااااان هستم   لبخند



ارسال توسط مباشرفر
تاريخ : یکشنبه ٢٦ تیر ۱۳٩٠

سلام

اگر گفتی این دفعه چه خبر شده ... 

حدس بزن !! هر سال همین موقع یک ایمیل برات می یاد که بیای به وبلاگ سر بزنی

با کلی مشغله ای که داری، بازش می کنی ...

می خونیش ...

تو فکر فرو میری ...

بعدش به این گاه شمار فکر می کنی که داره میگه یکسال دیگر هم گذشت ...

بعدش تو دلت میگی که تولد وبلاگ خودمونه هاااااا  ...   خنده

آخر سر هم کامنت نمیذاری و میری ... !!!   قلب

درسته ... امسال هفت سال از اون سالی که این وبلاگ رو تاسیس کردم می گذره (28-04-1383) و الان رفت تو هشت سااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااال   

بعضی وقت ها مطلب خوبی داشتید که برام می فرستاید تا من هم توی وبلاگ بذارم ... پس دوباره برام بفرستید تا به اسم خودتون این تو قرار بدم

راستی تو این چند سال بالغ بر یکصد هزار بازدید از این وبلاگ شده (آمارش رو همین زیر میتونید ببینید) و حدود 1500 کامنت از طرف شما ارسال شده است 

این دفعه تصمیم گرفتم به کسی که آخرین کامنت رو میذاره جایزه بدم.

مسابقه :   نیشخند

از 28 تیر تا 08 مرداد این مسابقه برگزار می شود. 

نحوه انتخاب برنده اینطور است که در طی این مدت حداقل دو تا کامنت برای این یادداشت بنویسد و در عین حال باید کسی باشد که آخرین پیغام را برای این یادداشت در موعد مقرر نوشته باشد ...

جایزه : 

بعدا اعلام خواهد شد چشمک

 

مسابقه شروع شد 



ارسال توسط مباشرفر
تاريخ : شنبه ٤ تیر ۱۳٩٠

سلام

امروز یک نگاه انداختم دیدم چند ماه هست که چیزی ننوشتم و شما هم چیزی نگفتین و همه چیز آرومه !!

دلم گرفت و خواستم یک حالی از تمامی دوستان بپرسم. شما آخرین بار کی بود که به وبلاگ سر زدید؟



ارسال توسط مباشرفر
تاريخ : چهارشنبه ۳ شهریور ۱۳۸٩

تفکر دلفینی

 

همه ما برای برقراری ارتباط با دیگران، روش‌های منحصر به فردی داریم. بنابراین تعداد بسیار زیادی روش ارتباطی وجود دارد.

اما چگونه می‌توانیم کلیدی پیدا کنیم که روابط خانوادگی، عاطفی و حرفه‌ای ما را تسهیل کند؟ و چگونه می‌توانیم راه‌حلی بیابیم که برای همه اشخاص راضی‌کننده باشد و ما را به تفاهم برساند؟

 

 

نویسندگان کتاب راهبرد دلفینی کلید این امر را تنها در همکاری و انعطاف‌پذیری می‌دانند. آنها معتقدند که به طور کلی، انسان‌ها را همانند موجودات دریایی می‌توان به 3 طبقه تقسیم کرد: ماهی‌های کپور، کوسه‌ها و دلفین‌ها. دسته اول: ماهی‌های کپور هستند که همیشه ماهی‌های قربانی‌اند‌ زیرا پیوسته توسط دیگر ماهی‌ها خورده می‌شوند. در حیات اجتماعی بشر، برخی از انسان‌ها نیز چنین‌ هستند؛ یعنی برخی از انسان‌ها در زندگی خود نقش ماهی کپور را بازی می‌کنند. آنها کم و بیش و برحسب مورد، قربانی این یا آن چیز، این یا آن مسئله، این یا آن  شخص می‌شوند و حتی ممکن است قربانی روابط غلط و تفکرات منفی خود شوند.

 

دسته دوم: کوسه ماهی‌ها هستند که روش (برنده بازنده) را به کار می‌گیرند. برای اینکه من برنده شوم‌ تو باید بازنده باشی و این کار باید بدون هیچ تمایز و تفاوتی انجام گیرد. برای کوسه‌ماهی، هر نوع ماهی، دشمن به حساب می‌آید. هر ماهی یک وعده غذایی بالقوه است. شاید ما نیز این نقش را بازی کرده باشیم ‌یا حداقل در زندگی حرفه‌ای یا شخصی خود با کوسه‌هایی برخورد کرده باشیم. دنیای سازمان‌ها و دنیایی که ما در آن کار می‌کنیم از دیرباز دنیای کوسه‌ها تلقی می‌شود که گاه صحبت از کارکنانی می‌شود که برای رسیدن به مقام‌های بالا یکدیگر را می‌درند. در دنیای پررقابت امروز، حتی سازمان‌ها گاهی اوقات به طور موذیانه به سازمان‌های دیگر حمله می‌کنند. به طور خلاصه انسان‌هایی را می‌توان یافت که کم و بیش در حال رقابت دائمی از نوع برنده- بازنده هستند.



ادامه مطلب...
ارسال توسط مباشرفر
تاريخ : چهارشنبه ٦ امرداد ۱۳۸٩

میلیاردرها

املاک هنگ‌کنگ در دستان خانواده کواک

 

الهام جوادی

خانواده هنگ‌کنگی کواک، یکی از قدرتمندترین خانواده‌های هنگ‌کنگ، با مجموع ثروت هفده میلیارد دلار در جایگاه بیست و هشتم لیست ثروتمندان سایت فوربز درسال2010 قرار دارد.

این خانواده، مالک شرکت املاک سان هونگ کای (SHKP ) بوده و اداره آن را بر عهده دارد. این خانواده مالک بخشی از سهام شرکت تله‌کام اسمارتون-ودافون و اپراتور اتوبوس شهری KMB هم هست. این شرکت که در سال 1972 وارد لیست بازار مبادلات سهام هنگ‌کنگ شد، در حال حاضر بزرگترین شرکت دارایی و املاک در آسیا و هنگ‌کنگ است. حوزه تخصصی کار این شرکت در زمینه فروش و سرمایه‌گذاری روی پروژه‌های مسکونی و تجاری با کیفیت عالی است. بیش از 31 هزار کارمند و افراد متخصص در زمینه خرید زمین، معماری، عمران و ساخت، مهندسی و مدیریت املاک برای شرکت SHKP کار می‌کنند. گردش وجوه این شرکت در سال 2009 بیش از 34 میلیارد دلار هنگ‌کنگ و سود عملیاتی آن در حدود 9/13 میلیارد دلار هنگ‌کنگ بوده است. بخش عمده درآمد و سود عملیاتی SHKP حاصل از فروش و اجاره املاک است. املاک تحت مدیریت این شرکت بزرگ در حدود 1/44 میلیون فوت مربع است. SHKP کسب و کارهای دیگر نزدیک به کسب و کار تخصصی خود مثل هتلداری، خدمات مالی، بیمه، مخابرات، تکنولوژی اطلاعات، حمل‌و‌نقل، لجستیک و زیرساخت‌ها دارد. تاک سنگ کواک در اوایل دهه 1960 به همراه فانگ کینگ هی و لی شائو کی (میلیاردر بیست و دوم سال 2010) شرکت املاک سان هونگ کای را تاسیس کرد.


ادامه مطلب...
ارسال توسط مباشرفر
تاريخ : شنبه ٢ امرداد ۱۳۸٩

مدیر صندوق پوشش سرمایه، کلکسیون‌دار بزرگ دنیا

 

الهام جوادی
استیوکوهن، بنیانگذار و مدیر صندوق پوشش سرمایه «مشاوران سرمایه ساک» (
SAC)، در سال 2009 با ثروت 5/5 میلیارد دلار، هشتاد و هفتمین میلیاردر دنیا بود. شرکت ساک، یک صندوق پوشش سرمایه با دفتر مرکزی در استنفورد ایالت کانکتیکات آمریکا است که بر استراتژی‌های بازار سهام تمرکز دارد.

 

استیو کوهن در 11 ژوئن سال 1956 در شهر گریت نک در نیویورک متولد شد. پدر او یک تولید‌کننده پوشاک و مادرش یک معلم پاره‌وقت پیانو بود. کوهن در سال 1978 از مدرسه تجارت وارتون دانشگاه پنسیلوانیا مدرک کارشناسی اقتصاد گرفت. یکی از دوستان استیو در زمان تدریس در این مدرسه به او کمک کرد با 1000 دلار از شهریه دانشگاهش یک حساب کارگزاری (سرمایه‌گذار این حساب را در یک موسسه مالی باز می‌کند تا از این طریق بتواند اوراق بهادار مثل سهام و اوراق قرضه را خرید و فروش کرده یا نگه دارد) باز کند.
کوهن بعد از اتمام تحصیل در وارتون در سال 1978 در وال‌استریت به عنوان یک تاجر تازه‌کار در یکی از دپارتمان‌های شرکت کارگزاری گرانتال اندکو مشغول به کار شد. او در این شرکت توانست مدیریت یک پرتفولیوی 75 میلیون دلاری را بر عهده گیرد.


ادامه مطلب...
ارسال توسط مباشرفر
تاريخ : جمعه ۱ امرداد ۱۳۸٩

چرا پولاتونو جمع می کنین

اصلا این پولاتون رو کجا جمع می کنین؟

توی بانک، می دین به همسرتون ؟ طلا و سکه می خرین؟ شاید هم دلار و پوند و یورو؟

بعضی ها هم سهم  یا اوراق مشارکت می خرن؟ بعضی ها هم خونه و زمین و ...

money

ولی یک سئوال اساسی تر، اصلا کدام یک از روش های فوق روش بهتری است؟ آیا باید تخصصی خاصی برای خرید و فروش این موارد داشته باشیم؟

موضوع انشاء "علم بهتر است، یا ثروت" که یادتونه!!

یکسری پول دارن و می تونن به بهترین موقعیت های تحصیلی دست پیدا کنند ( که جای شکرش باقی هست که با پوله دارن درس می خونن نه ...) یکسری هم که تعدادشون خیلی نیست از طریق این علمه دارن خوب پول در میارن.

اصلا می خوام یک سئوال مهمتری را بررسی کنیم ... اصلا به درد سرمایه گذاری می خوریم یا نه؟ از نظر مباحث "مالی رفتاری" در چه وضعی هستیم؟

می خوام بصورت دوره ای یکسری از این آموزش ها را ارائه کنم. اگه دوست دارین که مطالبی در این خصوص دریافت کنید یک خبری بدین. به زودی با پرسشنامه تیپ سنجی در خصوص سرمایه گذاری بر می گردم.



ارسال توسط مباشرفر
تاريخ : یکشنبه ٢٧ تیر ۱۳۸٩

یک سال دیگه هم گذشت، رفت تو هفت سال

شش سال قبل بود که در تاریخ 28-04-1383 تصمیم به راه اندازی این وبلاگ گرفتم، دقیقا زمانی بود که وقتی توی اینترنت گروه مهندسی صنایع تهران شمال را جستجو میکردی، هیچ مطلبی پیدا نمیشد!

و اما امروز فقط کافی است از کلمات کلیدی مثل تهران شمال، مهندسی صنایع، آزاد تهران شمال و ... استفاده کنید تا در Top 10 Google این وبلاگ را پیدا کنید. فایده دیگری هم داشت، خیلی از دوستانی که مدتها از هم بیخبر بودن، وقتی این توی اینترنت به دنبال اثری از دانشکده محل تحصیل خود میگشتند به این وبلاگ بر میخوردند و توی آن خیلی اسامی آشنا پیدا میکردند.

در حال حاضر خیلی از هم دورهایهای سابق، در خارج از کشور در حال تحصیل و زندگی هستند، و شاید به جرات بشه گفت که از مشتریان همیشگی این وبلاگ میباشند.

با همه این حرفها، وقتی از بعضی از صنایعیهای در مورد این وبلاگ می پرسم که آیا اونو دیدن یا نه! اظهار تعجب از وجود چنین وبلاگی میکنند، پس خیلی جا داره تا به همه معرفی بشه.

به هر حال توی این چند سال سعی کردم که این وبلاگ را نگه دارم، بعضی وقتها خیلی مورد استقبال قرار می گرفت و بعضی وقت ها نه خیلی.

آخرین بار کی به این وبلاگ سر زدید چشمک

 

روزهای خوبی را برای شما آرزو می کنم



ارسال توسط مباشرفر
تاريخ : جمعه ٧ خرداد ۱۳۸٩

سلام

وقتی میبینی یکی به تو زنگ می زنه و می گه یک کار پر درآمد برات سراغ داره و می خواد تو را هم شریک کنه باید ترسید، چون بعید به نظر میرسه که کسی از این کارا ها بدون هیچ چشم داشتی برای کس دیگری بکنه !! نتیجه این نوع کارها میشه چیزی شبیه اون شرکت های هرمی و ...

خوبه برای بدست آوردن هر چیزی برای اون تلاش کرد، حتی ثروتی که می تونید از بورس کسب کرد. این کار کاملا تخصصی است.

اگه خواستی چیزهای بیشتری در خصوص اون بدونی می تونی بیای اینجا  لبخند

مرکز آموزش و تحقیق کانون فارغ التحصیلان دانشگاه آزاد اسلامی برگزار میکند.

سمینار آشنایی با :

 

بازار بورس اوراق بهادار تهران،  نحوه خرید و فروش سهام

محورهای سمینار:

§             تاریخچه بورس

§             مزایای بورس و سرمایه گذاری

§             تشریح انواع بازارهای بورس

§             انواع سهام

§             پیش نیاز خرید و فروش

§             خرید و فروش سهام

§             اصطلاحات رایج در بورس

§             نحوه تشکیل پرتفوی سهام

§             بررسی کلی تکنیک های معامله

§             خطاهای رایج سرمایه گذاران

 

زمان برگزاری:

پنجشنبه 20/03/1389 -  ساعت 13 الی 15

محل برگزاری:

دانشکده فنی و مهندسی دانشگاه آزاد اسلامی واحد تهران شمال

نشانی : بلوار آفریقا، خیابان قبادیان غربی، سالن اجتماعات دانشکده فنی و مهندسی قبادیان

ویژه دانشجویان و فارغ التحصیلان دانشگاه آزاد تهران شمال



ارسال توسط مباشرفر
تاريخ : چهارشنبه ۱٢ اسفند ۱۳۸۸

منش مدیریت پروژه و مک دونالد

 

پارچه نوشته های بزرگی بر سردر رستوران های مک دونالد نصب می شود که بر روی آنها نوشته شده "یک ساندویچ بیگ مک فقط 99 سنت". 99 سنت دقیقاً همان قیمت تمام شده این ساندویچ است. پس شرکت مک دونالد سود خود را از کجا به دست می آورد؟ مشتری وارد رستوران می شود به خیال اینکه غذای امروز وی ارزان تمام خواهد شد. اما در هنگام پرداخت باید 6 دلار پرداخت کند! واقع مطلب این است که آن ساندویچ را نمی شود بدون نوشابه خورد، و قیمت نوشابه مثلاً دو دلار است. با اضافه شدن سیب زمینی و شاید یک دسر سیب مجموع هزینه ها به همان 6 دلار بالغ می گردد.

این تکنیک بازاریابی را به نام روش مک دونالد می شناسند. در این روش، مشتری را با معروف ترین محصول جذب کرده، بعد با فروش محصولات مکمل، به قیمت بالا، سود مورد نظر را به دست می آورند. از طرف مشتری، اگر توجه لازم به این شیوه نشود در انتها خیلی دلخور خواهد شد و از این معامله گله مند. از داستان مک دونالد این نتیجه را می گیرم که به عنوان یک مشتری باید حواسم جمع باشد و بدانم که اصل مطلب کجاست. با تشخیص درست می توان هم به هدف رسید و هم دلخور نشد.

اکثر تکنیک های مدیریت پروژه، آنهایی که در کتب استانداردهای مدیریت پروژه ثبت شده اند، در دهه پنجاه و شصت میلادی تولید شده اند؛ تکنیک مسیر بحرانی، PERT، ارزش کسب شده، آنالیز مشتریان و بقیه آنها. شاید به غیر از زنجیره بحرانی که در اواخر دهه نود به میان آمده دیگر نتوان از تکنیک جدیدی اسم برد. نرم افزارها نیز با توجه به رشد پیکربندی سیستم ها رشد کرده اند. آنچه در کتب مدیریت پروژه بیشتر درج می شود همین تکنیک ها هستند. شاید ما به عنوان خواننده بیشتر به همین تکنیک ها توجه می کنیم. ولی واقعیت این است که تکنیک ها حکم بیگ مک را دارند و اصل سود در جای دیگری نهفته است. آموزش تکنیک های مدیریت پروژه چه در غالب تئوری و چه در غالب نرم افزاری در کوتاه مدتی امکانپذیر است. این کاری است که ما سالهاست به آن مشغولیم، اما به طرز قابل ملاحظه ای نمی توانیم از "فواید" این آموزش ها بهره مند شویم! چرا؟ به دلیل اینکه اصل قضیه در بهره مندی مورد انتظار در جای دیگری قرار دارد که بر روی پارچه نوشته های بزرگ تبلیغاتی دیده نمی شوند. بهره مندی از تکنیک های مدیریت پروژه مدیون استقرار "منش" و رفتار پروژه ای است. سازمان ها حاضر هستند که برای آموزش تکنیک ها هزینه کنند، که این هم خود جای قدردانی دارد! نمی توان تکنیک مسیر بحرانی را در سازمان مستقر کرد وقتی که نظم لازم برای انجام کارها وجود ندارد. نمی توان قراردادها را مدیریت کرد در حالیکه ثبت وقایع پروژه اهمیتی ندارد. نمی توان پروژه را مدیریت کرد در حالیکه معلوم نیست ذینفع مالک است، مدیر است یا پیمانکار!

 در بُعد تکنیک ها و اطلاعات، به نظر می آید که ما نسبت به آنان چیزی کم نداریم. شاید در بسیاری از اوقات دانش و اشراف شرکت های معتبر نسبت به تکنیک ها تعجب ما را بر انگیخته باشد. اما در بُعد منش کار پروژه ای، دنیایی از یادگیری وجود دارد. هنگام تهیه ساختار های تقسیم کاری قبل از اینکه به معیارهای تجزیه بپردازند به مالکیت آن توجه می کنند، چه ارگانی در تهیه، نگهداری و توزیع آن مسئولیت دارد و در انتها باید پاسخگو باشد. برای تشکیل جلسات باید دستور جلسه نوشت و در پایان هم صورت جلسه تهیه کرد. مهمتر از همه چیز، در مقابل تأمین اهداف پروژه در داخل سازمان باید مسئولین و پاسخگویان مشخص گردند. بعد از اتمام پروژه زمانی را برای استراحت و بازیابی انرژی تخصیص می دهند.

رفتار و منش پروژه ای کار کردن نیاز اصلی موفقیت در پروژه هاست، نه بیگ مک تکنیک ها؛ توجه کنیم.

 



ارسال توسط مباشرفر
تاريخ : سه‌شنبه ۱۱ اسفند ۱۳۸۸

بهترین لحظات زندگی از نگاه چارلی چاپلین

سلام

خیلی وقت شده بود که چیزی نمی منوشتم ... یکی از دوستان این متن را فرستاد و خوندمو لذت بردم. حالا نوبت شماست چشمک

عاشق شدن

 آنقدر بخندی که دلت درد بگیره

 بعد از اینکه از مسافرت برگشتی ببینی هزار تا نامه داری

 
برای مسافرت به یک جای خوشگل بری  
 
 
به آهنگ مورد علاقت از رادیو گوش بدی

 
 
به رختخواب بری و به صدای بارش بارون گوش بدی

 
آخرین امتحانت رو پاس کنی

 کسی که معمولا زیاد نمی بینیش ولی دلت میخواد ببینیش بهت تلفن کنه

 توی شلواری که تو سال گذشته ازش استفاده نمی کردی پول پیدا کنی  

  برای خودت تو آینه شکلک در بیاری و  بهش بخندی !!!  

 تلفن نیمه شب داشته باشی که ساعت ها هم طول بکشه  

  بطور تصادفی بشنوی که یک نفر داره  از شما تعریف می کنه

 از خواب پاشی و ببینی که چند ساعت دیگه هم می تونی بخوابی !

 آهنگی رو گوش کنی که شخص خاصی رو به یاد  شما می یاره

  عضو یک تیم باشی

 از بالای تپه به غروب خورشید نگاه کنی

 دوستای جدید پیدا کنی

 وقتی "اونو" میبینی دلت هری بریزه پایین !

 لحظات خوبی رو با دوستانت سپری کنی

 کسانی رو که دوستشون داری رو خوشحال ببینی

 یه دوست قدیمی رو دوباره ببینید و ببینید که فرقی نکرده  
 
 
عصر که شد کنار ساحل قدم بزنی

 یکی رو داشته باشی که بدونید دوستت داره

یادت بیاد که دوستای احمقت چه کارهای احمقانه ای کردند و بخندی و بخندی و باز هم بخندی

 
اینها بهترین لحظه‌های زندگی هستند 

 قدرشون روبدونیم
 
زندگی یک
 
مشکل نیست که باید حلش کرد بلکه یک
 
هدیه است که باید ازش لذت برد



ارسال توسط مباشرفر
تاريخ : پنجشنبه ۱٢ آذر ۱۳۸۸

پنیسیلین

کشاورز فقیری از اهالی اسکاتلند فلمینگ نام داشت.یک روز در حالی که به دنبال امرار معاش خانواده اش بود از باتلاقی در آن نزدیکی صدای درخواست کمک را شنید وسایلش رابر روی زمین انداخت و به طرف باتلاق دوید پسری وحشت زده که تا کمر در باتلاق فرو رفته بود فریاد میزد وتلاش میکرد تا خودش را آزاد کند فارمر فلمینگ او را ازمرگ تدریجی وحشتناکی نجات داد .روز بعد کالسکه ای مجلل به منزل محقرفارمر فلمینگ رسید مرد اشراف زاده خود را به عنوان پدر پسری معرفی کردکه فارمر فلمینگ نجاتش داده بوداشراف زاده گفت میخواهم جبران کنم شما زندگی پسرم را نجات دادی کشاورز اسکاتلندی جواب داد من نمیتوانم برای کاری که انجام داده ام پولی بگیرم در همین لحظه پسر کشاورز وارد کلبه شد اشراف زاده پرسید  پسر شماست کشاورز با افتخار جواب داد بله           

کشاورز:با هم معامله میکنیم اجازه بدهید او را همراه خودببرم تا تحصیل کند.اگر شبیه پدرش باشد به مردی تبدیل خواهد شد که تو به او افتخار خواهی کرد پسر فارمر فلمینگ از دانشکده پزشکی سنت ماری در لندن فارغ التحصیل شد و همین طور ادامه داد تا در سراسر جهان به عنوان الکساندر فلمینگ کاشف پنیسیلین مشهور شد سال ها بعد پسر همان اشراف زاده به ذات الریه مبتلا شد میدانید چه چیزی نجاتش داد؟پنیسیلین



ارسال توسط مباشرفر
تاريخ : سه‌شنبه ۱٠ آذر ۱۳۸۸

سلام

من هستم ... نگران نباشید

به زودی خواهم آمد

این روزها هوا سرد شده و از کنار پنجره شکسته کلبه ما سوز می یاد ... دستام روی کیبور یخ زده. ولی دلم گرمه که بهار میشه یخ ها آب می شن و درخت ها سبز میشن. تعدادی درخت و شمشاد کاشتم (چند سالی است)‌ دیروز داشتم نگاهشون می کردم،‌دیدم زرد شدن و برگاشون ریخته ..

این بار می خوام از ارتباط مهندس صنایع و جنگل بنویسم. بله جنگل، همون جایی که شیر و ببر داره،‌همون جایی که خرس هم داره. نقش مهندس صنایع بین سایر رشته ها مانند نقش کدام گیاه یا حیوان (مخلوق خداوند متعال) است.

نقش مهندس مکانیک شاید مثل قاصدک است که به تولید و ادامه نسل گیاهان کمک می کنه،‌ نقش مهندس شیمی شاید مثل نقش گیاهان گوشت خوار است!!
مهندس صنایع توی جنگل چی کار میکنه؟! مشاور سلطان جنگل است و یا در دفتر جنگل بانی به دیوار آویزان شده است؟



ارسال توسط مباشرفر
تاريخ : دوشنبه ۱٦ شهریور ۱۳۸۸

یک داستان از آینده- در سال 1412 خورشیدی

سلام

قبل از هر چیزی به ورودی های امسال ( 1388) رشته مهندسی صنایع تبریک میگم و برای همه آنها آرزوی موفقیت روز افزون دارم. دقیقا دوازده سال قبل بود که رشته مهندسی صنایع در دانشگاه آزاد واحد تهران شمال تاسیس گردید و تعدادی دانشجو به عنوان اولین ورودی های خود جذب نمود. این روند تا به امروز ادامه داشته و چیزی بالغ بر هشتصد دانش آموخته از این رشته فارغ التحصیل شده اند.

ولی امروز نمی خواهیم به گذشته برگردیم. می خواهیم از یک داستان واقعی که در ٢۴ سال آینده،‌یعنی در ٢١ شهریور ماه سال ١۴١٢ خورشیدی اتفاق خواهد افتاد با شما صحبت کنم.

قبل از هر چیزی به این نکته اشاره کنم که تمامی اسامی این داستان واقعی است و اصلا مو،لای درزش نمیره ... بنابراین هر اعتراضی دارید همین پایین بنویسید. تلفنی پاسخگو نیستم ..!! چشمک

 ----------

موضوع داستان : برخورد اتفاقی بین دونفر از فارغ التحصیلان رشته مهندسی صنایع در ایستگاه مترو تقاطع پل صدر- خیابان شریعتی

ساعت ٧:٢۵ صبح روز یکشنبه 21 شهریور ماه سال ١۴١٢

مکان : ایستگاه مترو در تقاطع پل صدر- خیابان شریعتی

امیر.گ : یک بلیط دو سفره بده آقا

مسئول بلیط فروشی مترو :‌ بفرما ... آقا بقیه پولت رو بردار

امیر. گ یک تشکر کرد و دوان دوان به سمت سکوی سوار شدن می دود ... نفس نفس میزنه، دیگه سنی از این امیر گذشته فکر کنم چیزی حدود ۵۵ سالش شده

امیر.گ : ای بابا این قطار هم که رفت حالا باید ١٠ دقیقه منتظر باشم... بهتره که بشینم

همینطور که امیر.گ داشت می شست چشمش به یک نفری افتاد که خیلی آشنا بود ... آره خودشه ... خودشه وای چه اتفاق باحالی این سیامک.ت هست!!! یادش به خیر اون قدیما با اون داداش دو قلوش تو کار لوازم خانگی بودن.


امیر.گ ،‌میره به سمت سیامک ... آره در یک لحظه سیامک هم اونو شناخت. به به چه روز جالبی حداقل به قطار نرسید، ولی این سیامک.ت رو دید ... چطوری سیامک ....

سیامک.ت: سلام ... چاکریییییییییییییم (مثل قدیما) چی کار کردی امیر، بابا این موها همه سفید شده

امیر.گ : روزگاره دیگه، خوبی پسر؟ اینجا چی کار میکنی؟

سیامک.ت‌ : دنبال یک لقمه نون حلال هستم ... هاهاها

امیر.گ : مثل قدیمی، هنوز هم همونطور شوخو شنگی ... هاهاها

سیامک.ت : امیر تو اینجا چی کار می کنی

امیر.گ : دارم می رم دنبال کار بازنشستگی

سیامک.ت :‌نه بابا؟! ... جون امیر، دیگه با زن نشین شدی   ایول، از خودت بگو ببینیم چی کار کردی

امیر.گ :‌هی چی تقریبا ٣٠ سال تو همون شرکت قبلی بودم و همین اواخر هم مدیر عامل و رئیس هیات مدیره شدم... نفسی می یاد و میره خوبه ٢ تا پسر هم دارم که یکی از اونها امسال مهندسی صنایع تهران شمال قبول شده

سیامک.ت :‌به به مبارک باشه خیلی خوبه ... هنوز تهران شمال مهندسی صنایع داره!! جالبه رفتی خودت دانشگاه شاید از قدیمی ها کسی رو اونجا دیده باشی. شاید کمکی بتونه بکنه که مثل ما درس ها رو دو دره بکنه و نمره به زور از استادا بگیره؟!؟!

امیر.گ :‌ آره رفتم چند تا از قدیمی ها رو دیدم ولی اونا منو یادشون نبود ...!! راستی می دونی این ایستگاهی که الان توش هستیم همون دانشکده فنی تهران شمال است که ٣٠ سال قبل ما تو این ساختمان ثبت نام کردیم ...

سیامک.ت :‌نه بابا ... اونو خراب کردن و اینون جاش ساختن ... چه جالب

امیر.گ : آره فکر کنم سال ١٣٨٧ بود که این کار رو انجام دادن، امروز دارم می رم دنبال کار بازنشستگی و یواش یواش دارم خودمو آماده می کنم. البته یک کارگاه تولیدی برای خودم جور کردم که سرم گرم باشه ... راستی مشتری اگه تونستی جور کنی پورسانتت هم سر جاشه

سیامک.ت : هاااااان ... باشه چند درصد می دی .... هاهاها

امیر.گ : تو بیار، با هم کنار می یایم. راستی از بچه ها خبر داری

سیامک.ت :‌ مثلا کی ؟؟

امیر.گ : حمید.الف، خیلی ساله ازش خبر ندارم ..

سیامک.ت : والا نه من زیاد با بچه ها ارتباط نداشتم هر وقت با کسی کار داشتم به اون زنگ می زدم ولی پیگیر داستان نبودم ...

امیر. گ : از سعید.م چه خبر ... هنوز وبلاگشو داره؟ چه روزهایی داشتیم. یادته بچه ها رو جمع می کرد. چه خوب بود!! همون قدیما یک دفعه آخرین باری بود که سعید این کار رو کرد و تهدید کرده بود اگه زیر ۶٠ نفر برن دیگه این گردهمایی را برگزار نمی کنه و متاسفانه همین هم شد. فکر کنم سال ١٣٨۶ یا ٨٧ بود که دیگه اون هم بی خیال شد.

سیامک.ت :‌آره من چند تاشو رفتم ولی دیگه فرصت نشد. نمی شد ما سرمون خیلی شلوغ بود و سر گرم کار و زندگی و پول در آوردن این جور مسائل بودیم

امیر.گ : آخه زندگی یعنی چی؟ ... یعنی همین که به این کارا برسیم و دور هم باشیم!!

شبانه روز ٢۴ ساعته که ٧ ساعتشو خوابیم، ٢ ساعت هم هر روز طول میکشه از خونه بریم محل کار و از محل کار برگردیم خونه، ٨ ساعت هم کار می کنیم، چهار عمل اصلی آدم هم ٢ ساعت رو به خودش اختصاص میده پس موند ۵ ساعت که اگه روزی ٢ ساعت هم اضافه کار بمونیم میشه ٣ ساعت برای خانواده و کلا زندگی کردن وقت داریم

سیامک.ت :‌  اینطوری که تو حساب کردی که چیزی نموند ته اش ... تو که لالایی بلدی چرا خودت خوابت نمی بره!!

امیر.گ : من هم دارم افسوس اون سال های گذشته را می خورم که در بی خبری سپر شد و الان فکر کنم این سعید.م 35-36 سالگی تاسیس گروه مهندسی صنایع تهران شمال را داره خبر میده ... هاهاها

سیامک.ت : کاش بشه یک باره دیگه اون جمع قدیمی را دوباره دور هم ببینیم و یادو خاطره گذشته رو زنده کنیم و ببینیم کی کجاست و چی کار میکنه... الان به سعید باید بگیم که یک نشست پیر مرد های صنایع تهران شمال رو بذاره. کاش می شد برگردیم به همون قدیما- مثلا سال 1388می شد اون جمع دوستان دوران دانشگاه رو دوباره می دیدیم و ارتباط حفظ می شد ... به جون خودم اگه این ارتباط از همون قدیما خوب می رفت جلو و بعضی ها برای همدیگه قیافه نمی گرفتن و کلاس نمی ذاشتن می دونی چه چیزی می شد امروز- می دونی چه پولی می شد از توش در آورد- می دونی چه امکاناتی فراهم می شد.

امیر.گ : آره می دونم ولی نمی دونم چرا نشد ... سعید گفت و سعی هم کرد ولی نشد ... !!

سیامک.ت : همین الان هم شاید بشه کاری کرد ولی کی می خواد بره دنبالش /

امیر.گ : راستی از پرهام.م – امیر هوشنگ.ش – یاسر.ن – ابراهیم.الف – سعید.تا – محمد.پو – روزبه.الف – روح اله. م – امیرحسین.ع – کامران.ی- سامان.نو – امیر.صا – امیر. رو – مهدی.شم – سیامک. سح – علی- خو – رضا.نی – رضا. اف – کوشا.حق – علی. نع – رضا. کب – علیرضا.ام – میثم. ام – کیوان. آر – نیما. عس- رضا.آی – رامین. با – امید.بو – علی. فر – احسان.غف – امید.قر – فرزاد.ح – رضا. کب – میتن. کر- حامد.خا – جواد.خم – امیر. من – پویا. پ – علی. را – شهروز. ری – ابولفضل. ص – مسعود.ص – احسان.سرا- هادی. شع – احسان.شاه – مهران. شهس – احسان. شیخ – احسان. شیرا – محمد.تو – هانی. وح -  زاهدی. گل – حامد. زرگ – مهدی. زرگ – علی.ابو- محمد. رج- یاسین.ز  ... چه خبر ؟؟

می دونی کجا هستن... شاید توی وبلاگ سعید یک رد پایی بشه ازشون پیدا کرد

امیر.گ : ای بابا این یکی قطار هم رفت !!!

 

" و این داستان ادامه دارد،

حالا خودمونیم کسی خبر داره از این دوستان؟

این داستان ادامه داره و فقط یک قسمت دیگه خواهد داشت. شما فرصت دارید اسم خودتون رو تو این اسامی پیدا کنید و یا اینکه به این لیست اضافه کنید و یک اثری از خود برای آینده بگذارید. می تونید هم کلا خودتون رو شیفت دیلیت کنید. ولی اینطوری نشه که بعدا افسوس گذشته رو بخورید "

 

قسمت جالب داستان در برنامه بعدی خواهد بود ... از غافله عقب نمونید



ارسال توسط مباشرفر
تاريخ : جمعه ٢٦ تیر ۱۳۸۸

مرکزآموزش و تحقیق کانون

فارغ التحصیلان دانشگاه آزاد اسلامی

سلام

این مرکز آموزش با ارائه امکانات و آموزش های مختلف به خانواده دانشگاه آزاد  قصد تعالی و آموزش پایدار اعضای این دانشگاه را داشته و در همین راستا به برگزاری دوره های آموزشی مدیریتی، مهندسی، نرم افزار و ... را در این مرکز اقدام نموده است. بعلاوه اینکه در حال حاضر طی قرار دادی اقدام به اخذ تسهیلات از شرکت ایران رهجو، ارائه دهنده انواع نوت بوک­های سونی VAIO با گارانتی 3 ساله در ایران نموده است.

کانون فارغ التحصیلان

اینجا را کلیک کنید



ارسال توسط مباشرفر
تاريخ : چهارشنبه ۱٠ تیر ۱۳۸۸

 دانشگاه آزاد اسلامی واحد تهران شمال

 

            دانشگاه آزاد اسلامی واحد تهران شمال 10 آبان 1365 تأسیس و با 30 نفر دانشجو حرکت دانشگاهی خود را آغاز کرد . امتیاز ثبت شده این واحد 2097 و رتبه آن « جامع ب » می باشد که با توجه به توانمندی های واحد مراتب جهت  بررسی های لازم به منظور افزایش امتیازات واحد به سازمان مرکزی دانشگاه آزاد اسلامی ارسال شده است و پیش بینی می شود که امتیاز روند افزایشی داشته باشد .  اسامی رؤسای این واحد و مدت زمان مسئولیت آنان به قرار زیر است:

 

·         دکتر احمد شاهورانی از آبان 1365 الی آبان 1368

·         دکتر علیرضا حسینیون از آبان 1368 الی اسفند 1368

·         دکتر علی معصومی از اسفند 1368 الی اسفند 1372     

·         دکتر مرتضی خسروی از اسفند 1372 الی مرداد 1381

·         دکتر پیمان مهستی از مرداد 1381 الی اردیبهشت 1384

·         دکتر احمد یعقوب نژاد از اردیبهشت 1384 تا کنون

 

 این واحد دانشگاهی دارای 8 دانشکده شامل دانشکده الهیات و معارف اسلامی ، دانشکده علوم انسانی ، دانشکده شیمی ، دانشکده فنی و مهندسی ، دانشکده علوم پایه ، دانشکده مدیریت و علوم اجتماعی ، دانشکده زبانهای خارجی و دانشکده علوم و فنون دریایی می باشد که در مجموع بیش از 17 هزار دانشجو در 83 رشته و مقطع تحصیلی شامل یک رشته شیمی کاربردی در مقطع دکترا و 49 رشته و گرایش در مقطع کارشناسی ارشد و مابقی در مقطع کارشناسی و کاردانی است . همچنین در مقطع دکترای تخصصی در رشته شیمی آلی و در مقطع کارشناسی ارشد در رشته های فلسفه و حکمت اسلامی ، حقوق جزا و جرم شناسی ، حقوق خصوصی ، حقوق بین الملل ، زیست شناسی دریا ، گرایش گیاهان دریا ، زیست شناسی دریا گرایش آلودگی دریا ، مهندسی شیمی گرایش مهندسی فرآیند ، مهندسی معماری با توجه تصویب شورای گسترش آموزش عالی وزارت علوم ، تحقیقات و فناوری ، این واحد دانشگاهی از سال تحصیلی 88-87 پذیرش دانشجو خواهد داشت . ضمناً پذیرش دانشجوی برادر در مقطع کارشناسی ارشد برای 3 رشته علوم قرآن و حدیث ، فقه و مبانی حقوق اسلامی و ادیان و عرفان از سال تحصیلی 88-87 نیز به عمل خواهد آمد . 

فضای آموزشی این واحد دانشگاهی بیش از 35 هزار متر مربع است که با خرید و تملک زمینی به مساحت 211760 متر مربع در حکیمیه تهرانپارس ، سرانه فضای آموزشی ، رفاهی و ورزشی هر دانشجو با احداث سایت دانشگاهی به 10 متر افزایش خواهد یافت .

در حال حاضر 561 نفر عضو هیأت علمی تمام وقت و نیمه وقت در واحد تهران شمال در امر تدریس و تعلیم دانشجویان اهتمام دارند و حدود 48 هزار و694 نفر از آن فارغ التحصیل شده اند .

 

برای اطلاعات بیشتر اینجا را کلیک کنید

 

----------

آدرس  و تلفن دانشکده های دانشگاه آزاد واحد تهران شمال

  • دانشکده فنی و مهندسی   4- 88777312          :تهران ، خیابان ولی عصر (عج) ، بالاتر از میرداماد ، پشت ساختمان اسکان ، کوچه قبادیان پلاک 79 کد پستی 1969633651
  • دانشکده مدیریت      22949793 - 6 و22968265            : تهران ، چهار راه پاسداران ، میدان هروی ، خیابان مکران جنوبی ، انتهای بوستان دهم پلاک 25 کد پستی 1667934783
  • دانشکده الهیات و معارف اسلامی   22600013 ,22600075        : تهران ، خیابان شریعتی ، خیابان شهید کلاهدوز(دولت ) جنب حسینیه یزدیها ، پلاک 130 کد پستی 1939635733
  • دانشکده زبان ها      22210917 – 22237146      تهران ، خیابان شریعتی ، نرسیده به میدان قدس ، ایستگاه اسدی ، خیابان موسیوند پلاک 4 کد پستی 1933915381
  • دانشکده شیمی      6 -22262563          : تهران ، خیابان شریعتی ، ایستگاه ظفر ، کوچه دفتری ، پلاک 9 کد پستی1913674711
  • دانشکده علوم انسانی        88087776 - 5و88089444   : تهران ، شهرک قدس ، (غرب ) بلوار دریا ، خیابان شفق پلاک کد پستی 1466953461
  • دانشکده علوم پایه    42- 22724939         تهران ، میدان قدس ، ابتدای خیابان دربند ، کوچه پرتوی پلاک 3 کد پستی 1971653153
  • دانشکده علوم و فنون دریایی                   22173060 -22408816-22410986           : تهران ، خیابان ولی عصر (عج) بالاتر از پارک وی ، خیابان شهید فلاحی ( زعفرانیه ) نبش چهارراه آصف پلاک 14 کد پستی 1987973133


ارسال توسط مباشرفر
تاريخ : سه‌شنبه ٩ تیر ۱۳۸۸

دکه‌داری که هتل‌دار شد

هتل‌های ماریوت در جهان بسیار معروفند، ولی کمتر کسی می‌داند که صاحب آن‌ها کارش را از دکه‌های کوچک فروش نوشیدنی شروع کرد. «جان ویلارد ماریوت» در تاریخ 17 سپتامبر 1900 در دهکده ماریوت در یوتا امریکا چشم به جهان گشود. او دومین فرزند در میان هشت فرزند «هایروم» و «الن موریس» بود.

جی. ویلارد که «بیل» نامیده می‌شد از همان دوران کودکی شروع به پرورش گوسفند و چغندر قند در مزرعه کوچک خانوادگی‌شان کرد. او به سرعت یاد گرفت که به درایت و خلاقیت‌های خودش تکیه کند. چند سال بعد او گفت: «پدرم وظایف یک مرد بزرگ را به من بخشیده بود. او به من می‌گفت که چه چیزی باید انجام شود اما هیچ‌گاه درباره روش اجرای آن چیزی نمی‌گفت. وظیفه من بود تا راهی برای آن کار پیدا کنم».

در 13 سالگی، ماریوت به دنبال کسب‌وکاری برای خودش رفت و با یاری گرفتن از خواهران و برادران کوچک‌ترش شروع به کاشت کاهو در چند جریب قابل کشاورزی از مزرعه‌شان کرد. برداشت و فروش کاهوها در آخر تابستان دو هزار دلار برای او عایدی داشت که تمام آن را سریعا تقدیم پدرش کرد. سال بعد، هایروم با اطمینانی که به پسر بزرگش پیدا کرده بود او را برای فروش سه هزار گوسفند، بدون همراه و به‌وسیله قطار به سانفرانسیسکو فرستاد.

هرچقدر که بیل بیشتر شیفته عظمت کوه‌های راکی می‌شد، بیشتر به زندگی‌ای فراتر از مزرعه خانوادگی فکر می‌کرد. بدون آموزش، افق‌های پیش روی او اندک بود. ماریوت، بعد از اتمام ماموریتی دو ساله برای کلیسای مورمن در نیوانگلند، برای کسب مدرک کالج، در سال 1921 به یوتا بازگشت و شهریه تحصیل را با کارهای کوچکی همچون فروش محصولاتی مثل زیرپیراهن‌های پشمی جور کرد.

وقتی به زمان اتمام تحصیل در دانشگاه نزدیک ‌شد، به فکر شروع کاری در پایتخت، هزاران کیلومتر آن طرف‌تر، افتاد.

او و شریکش، بعد از اینکه نتوانستند در یک مسافرت تابستانی به واشینگتن یک نوشیدنی خنک بیابند، در ماه می سال 1927 دکه‌ای با 9 صندلی افتتاح کردند تا به مردم نوشیدنی‌های خنک بدهند.

برای مطالعه ادامه مطلب اینجا را کلیک کنید



ارسال توسط مباشرفر
آخرین مطالب