اولین پایگاه اینترنتی مهندسان و دانشجویان صنایع دانشگاه آزاد واحد تهران شمال
این وبلاگ در سال 1383 به منظور ایجاد ارتباط مستمر بین دانشجویان و دانش آموختگان رشته مهندسی صنایع دانشگاه آزاد واحد تهران شمال تاسیس گردید. لطفا جهت استفاده از منوی سمت راست وبلاگ چند لحظه صبر کنید

تاريخ : چهارشنبه ٢٥ شهریور ۱۳۸۸

شب یلدا در تابستان

سلام

خیلی وقت بود که لینک دوستان وبلاگ من داشت خاک می خورد. در یک حرکت شجاعانه شروع به بررسی لینک ها کردم.

وقتی وبلاگی رو باز می کردم و می دیدم که صاحب آن سال ها است که خبری از اون نداره و شاید اون رو گم کرده و دیگر چیزی توی اون نمی نویسه، دلم می گرفت ...

همینطور که جلو می رفتم به تعداد آنها اضافه می شد تا در نهایت چیزی حدود ۶٠ وبلاگ را که قبلا لینک کرده بودم،‌حذف کردم. چون توی اون خونه کسی نبود!! سال ها بود که به ویرانه تبدیل شده بود.

بعد به این فکر افتادم که چرا اینطوری شده؟؟ نکنه که من هم بعد از مدتی بی خیال این وبلاگ بشم. شاید نویسنده های آنها هم از بی مهری بازدید کننده ها گذاشتند و رفتند؟! شاید که ...

راستی رو این لینک ها کلیک کنید و نظرتون را همین جا بنویسید. تا حالا شنیدین که شب یلدا توی تابستون باشه؟!؟ چشمک

شب یلدا هشتاد و پنج

نصف شد

 



ارسال توسط مباشرفر
تاريخ : سه‌شنبه ٩ تیر ۱۳۸۸

دکه‌داری که هتل‌دار شد

هتل‌های ماریوت در جهان بسیار معروفند، ولی کمتر کسی می‌داند که صاحب آن‌ها کارش را از دکه‌های کوچک فروش نوشیدنی شروع کرد. «جان ویلارد ماریوت» در تاریخ 17 سپتامبر 1900 در دهکده ماریوت در یوتا امریکا چشم به جهان گشود. او دومین فرزند در میان هشت فرزند «هایروم» و «الن موریس» بود.

جی. ویلارد که «بیل» نامیده می‌شد از همان دوران کودکی شروع به پرورش گوسفند و چغندر قند در مزرعه کوچک خانوادگی‌شان کرد. او به سرعت یاد گرفت که به درایت و خلاقیت‌های خودش تکیه کند. چند سال بعد او گفت: «پدرم وظایف یک مرد بزرگ را به من بخشیده بود. او به من می‌گفت که چه چیزی باید انجام شود اما هیچ‌گاه درباره روش اجرای آن چیزی نمی‌گفت. وظیفه من بود تا راهی برای آن کار پیدا کنم».

در 13 سالگی، ماریوت به دنبال کسب‌وکاری برای خودش رفت و با یاری گرفتن از خواهران و برادران کوچک‌ترش شروع به کاشت کاهو در چند جریب قابل کشاورزی از مزرعه‌شان کرد. برداشت و فروش کاهوها در آخر تابستان دو هزار دلار برای او عایدی داشت که تمام آن را سریعا تقدیم پدرش کرد. سال بعد، هایروم با اطمینانی که به پسر بزرگش پیدا کرده بود او را برای فروش سه هزار گوسفند، بدون همراه و به‌وسیله قطار به سانفرانسیسکو فرستاد.

هرچقدر که بیل بیشتر شیفته عظمت کوه‌های راکی می‌شد، بیشتر به زندگی‌ای فراتر از مزرعه خانوادگی فکر می‌کرد. بدون آموزش، افق‌های پیش روی او اندک بود. ماریوت، بعد از اتمام ماموریتی دو ساله برای کلیسای مورمن در نیوانگلند، برای کسب مدرک کالج، در سال 1921 به یوتا بازگشت و شهریه تحصیل را با کارهای کوچکی همچون فروش محصولاتی مثل زیرپیراهن‌های پشمی جور کرد.

وقتی به زمان اتمام تحصیل در دانشگاه نزدیک ‌شد، به فکر شروع کاری در پایتخت، هزاران کیلومتر آن طرف‌تر، افتاد.

او و شریکش، بعد از اینکه نتوانستند در یک مسافرت تابستانی به واشینگتن یک نوشیدنی خنک بیابند، در ماه می سال 1927 دکه‌ای با 9 صندلی افتتاح کردند تا به مردم نوشیدنی‌های خنک بدهند.

برای مطالعه ادامه مطلب اینجا را کلیک کنید



ارسال توسط مباشرفر
آخرین مطالب