316- تکنیک های بازاریابی و فروش

منش مدیریت پروژه و مک دونالد

 

پارچه نوشته های بزرگی بر سردر رستوران های مک دونالد نصب می شود که بر روی آنها نوشته شده "یک ساندویچ بیگ مک فقط 99 سنت". 99 سنت دقیقاً همان قیمت تمام شده این ساندویچ است. پس شرکت مک دونالد سود خود را از کجا به دست می آورد؟ مشتری وارد رستوران می شود به خیال اینکه غذای امروز وی ارزان تمام خواهد شد. اما در هنگام پرداخت باید 6 دلار پرداخت کند! واقع مطلب این است که آن ساندویچ را نمی شود بدون نوشابه خورد، و قیمت نوشابه مثلاً دو دلار است. با اضافه شدن سیب زمینی و شاید یک دسر سیب مجموع هزینه ها به همان 6 دلار بالغ می گردد.

این تکنیک بازاریابی را به نام روش مک دونالد می شناسند. در این روش، مشتری را با معروف ترین محصول جذب کرده، بعد با فروش محصولات مکمل، به قیمت بالا، سود مورد نظر را به دست می آورند. از طرف مشتری، اگر توجه لازم به این شیوه نشود در انتها خیلی دلخور خواهد شد و از این معامله گله مند. از داستان مک دونالد این نتیجه را می گیرم که به عنوان یک مشتری باید حواسم جمع باشد و بدانم که اصل مطلب کجاست. با تشخیص درست می توان هم به هدف رسید و هم دلخور نشد.

اکثر تکنیک های مدیریت پروژه، آنهایی که در کتب استانداردهای مدیریت پروژه ثبت شده اند، در دهه پنجاه و شصت میلادی تولید شده اند؛ تکنیک مسیر بحرانی، PERT، ارزش کسب شده، آنالیز مشتریان و بقیه آنها. شاید به غیر از زنجیره بحرانی که در اواخر دهه نود به میان آمده دیگر نتوان از تکنیک جدیدی اسم برد. نرم افزارها نیز با توجه به رشد پیکربندی سیستم ها رشد کرده اند. آنچه در کتب مدیریت پروژه بیشتر درج می شود همین تکنیک ها هستند. شاید ما به عنوان خواننده بیشتر به همین تکنیک ها توجه می کنیم. ولی واقعیت این است که تکنیک ها حکم بیگ مک را دارند و اصل سود در جای دیگری نهفته است. آموزش تکنیک های مدیریت پروژه چه در غالب تئوری و چه در غالب نرم افزاری در کوتاه مدتی امکانپذیر است. این کاری است که ما سالهاست به آن مشغولیم، اما به طرز قابل ملاحظه ای نمی توانیم از "فواید" این آموزش ها بهره مند شویم! چرا؟ به دلیل اینکه اصل قضیه در بهره مندی مورد انتظار در جای دیگری قرار دارد که بر روی پارچه نوشته های بزرگ تبلیغاتی دیده نمی شوند. بهره مندی از تکنیک های مدیریت پروژه مدیون استقرار "منش" و رفتار پروژه ای است. سازمان ها حاضر هستند که برای آموزش تکنیک ها هزینه کنند، که این هم خود جای قدردانی دارد! نمی توان تکنیک مسیر بحرانی را در سازمان مستقر کرد وقتی که نظم لازم برای انجام کارها وجود ندارد. نمی توان قراردادها را مدیریت کرد در حالیکه ثبت وقایع پروژه اهمیتی ندارد. نمی توان پروژه را مدیریت کرد در حالیکه معلوم نیست ذینفع مالک است، مدیر است یا پیمانکار!

 در بُعد تکنیک ها و اطلاعات، به نظر می آید که ما نسبت به آنان چیزی کم نداریم. شاید در بسیاری از اوقات دانش و اشراف شرکت های معتبر نسبت به تکنیک ها تعجب ما را بر انگیخته باشد. اما در بُعد منش کار پروژه ای، دنیایی از یادگیری وجود دارد. هنگام تهیه ساختار های تقسیم کاری قبل از اینکه به معیارهای تجزیه بپردازند به مالکیت آن توجه می کنند، چه ارگانی در تهیه، نگهداری و توزیع آن مسئولیت دارد و در انتها باید پاسخگو باشد. برای تشکیل جلسات باید دستور جلسه نوشت و در پایان هم صورت جلسه تهیه کرد. مهمتر از همه چیز، در مقابل تأمین اهداف پروژه در داخل سازمان باید مسئولین و پاسخگویان مشخص گردند. بعد از اتمام پروژه زمانی را برای استراحت و بازیابی انرژی تخصیص می دهند.

رفتار و منش پروژه ای کار کردن نیاز اصلی موفقیت در پروژه هاست، نه بیگ مک تکنیک ها؛ توجه کنیم.

 

/ 10 نظر / 23 بازدید
مرد تنها

نگاهت آسمانم بود و گم شد دو چشمت سایبانم بود و گم شد به زیر آسمان در سایه ی تو جهان در دیدگانم بود و گم شد

میری

این یه وبلاگیه که مطمئنا تا الان ندیدیش[تعجب] باور نمیکنی؟ به من چه[قهر] از ما گفتن بود

رضا .د

با سلام به دوستان عزيز در صورتي كه مشتاق به دريافت مجلات انگليسي زبان مربوط به مديريت هستيد . www.managmentfsi.persianblog.ir آرشيو كامل مجلات Business Week New Scientist The Economist US News & World Report Smart Money Inc. Magazine Black Enterprise به زودي بر روي وبلاگ قرار خواهند گرفت. www.managmentfsi.persianblog.ir

مجتبی صداقت

سلام سعید جان مطلب خیلی عالی بود اما کم بود. فکر میکنم اگه بیشتر توضیح میدادی و نمونه بیان میکردی بهتر جا می افتاد. اما در هر حال دستت درد نکنه و خدا قوت چون کمیابی.

مهندس

با سلام بر شما وبلاگ جالبی دارید خوشحال می شم که با شما همکاری داشته باشم در صورت تمایل من را بانام وبسایت مهندسی صنایع دانشگاه فیروزکوه لینک کن . منتظرت هستم.

کایزن

سلام سعید خسته نباشی منم اینو قبول دارم اما سازمانهای فعلی ما بخصوص دولتسها خیلی تا ایده الها فاصله دارند و هر لحظه برای خراب کردن کار آماده اند در این فضا چه باید کرد همه چیز در انجام کار تاثیر گذار است حتی کج سلام کردن به مدیر قسمتی ! مطلب اخیرم را بخوان تا ...

حسین

سعید جان ممنون از مطلب زیبات فقط یک نکته تجربی اینکه اگر طرف ایرانی باشه معمولا سرش کلاه نمی ره سراین تبلیغها میره همونی که sale خورده رو می خره حواسش جمع... در رابطه با مبحث مدیریت پروژه باهات موافقم که ما روی مدیریت افراد ( ایجاد اعتماد و روحیه همکاری و ... )کار نمی کنیم و بیشتر جنبه خشک کار رو می بینیم که تو همومنم مشکل داریم مثل مستند سازی.....

حامد

با سلام خدمت مدیر سایت اگه امکان دارد لینک ما را با ذکر دانشجویان مهندسی کامپوتر واحد تهران شمال قرار دهید. قطعا تبادل لینک از طرف اینجانب نیز صورت خواهد گرفت. با تشکر