348- شب یلدا

سلام

چند سالی هست که بعضی وقت ها خیلی و بعضی وقت ها بازم خیلی ولی از نوع کمش دارم یادداشت می نویسم. بعضی وقت ها شما هم می یاین کمک و کلی کامنت می ذارین ولی بعضی وقت ها اصلا خبری ازتون نیست. انگار کسی خیلی وقت هست که از این طرف ها رد نشده!!

وقتی که کسی از این کوچه گذر نکرد، یواش یواش خاک می گیره، دلگیر میشه،‌مخروبه میشه و دیگه اونوقت هیچ کسی از اینجا عبور نمی کنه ...

یادم هست که چند سال پیش برای شب یلدا، خیلی از دوستان تهران شمالی دور هم بودن. شب خاطره انگیزی بود، مدیر گروه مهندسی صنایع هم امده بود (مهندس محمودی) خیلی خوش گذشت ... بعد از اون شب هم چندین بار برنامه داشتیم و تا امروز که اصلا دیگه خبری نیست.

به هر حال برای همتون آرزوی موفقیت می کنم ... هر کجا که هستین

ولی وقتی از این کوچه گذشتین حتما روی دیوارش یک یادگاری بنویسین که برای همیشه بمونه قلب

/ 3 نظر / 25 بازدید
یاسر نادری

سلام آقا سعید گل.حق با شماست.ما که همیشه می یایم و نظر میدیم واست که دلخور نشی. دوستت داریم یه عالمه

یاسر نادری

سلام دوباره.من یه نظر دارم واسه وبلاگت.یه تغییر اساسی توظاهر و نحوه مطالب داشته باش.تاثیر داره حتما.بعضی یادداشتهای تو هنوز هم یاد همه هست.مثل داستان چند سال بعد یا شب یلدا یا خاطرات یا ..... این خودش خیلی از چیزا رو معلوم می کنه داداش.

م.ستایش

موفق و موید باشید.و ازاینکه کمتر نظر بدن خواننده ها دلگیر نشین.به تعداد بازدید کننده ها ثواب می برین.